معایب استراتژی مومنتوم


معایب استراتژی مومنتوم

شرحی بر معاملات کمی (در ستایش معاملات کمی)

همگام با پیشرفت تکنولوژی، توسعه و بهبود استراتژی‌­های معاملاتی هم تسهیل شد. ارنست چان یک خدمت واقعی را برای معامله‌­گران حال و آینده با شرح مختصری در مورد مزایای بی­شمار و همچنین برخی معایب تکنیک­‌های معاملاتی کمی (عددی) اجرا شده ارائه داد.

پیتر بوریش [1] ، رئیس و مدیر عامل، شرکت معاملات کامپیوتر

دکتر ارنست چان، یک چارچوب بهینه برای توسعه استراتژی، اعتبار سنجی، مدیریت ریسک، دانش برنامه­‌نویسی، و اجرای سیستم زمان واقعی به­‌منظور توسعه و اجرای یک کسب و کار معاملات الگوریتمی را گام به گام در معاملات کمی تهیه کرد.

یاسر انوار [2] ، معامله­‌گر

معاملات کمی برای افراد همواره چالش برانگیز و یک دنیای پر رمز و راز بوده است. در این کتاب راهنمای فوق­العاده، دکتر ارنست، بخش‌­های مهم و لازم برای انجام یک معاملات خودکار را که بسیار سخت بوده، با زبانی ساده معرفی کرده است.

پوساریو ام. اینجارجیولا [3] ، مدیر ارشد فنی شرکت آلفاست [4]

این کتاب بینش ارزشمندی در مورد چگونگی ایجاد یک ساختار ساده برای معاملات الگوریتمی فراهم می­‌کند. همچنین تجربیات گسترده دکتر چان را برای معامله­‌گران مشتاق در دسترس قرار می­دهد.

رامون کومینز [5] ، سرمایه­‌گذار خصوصی

در بسیاری از کتاب­‌ها و مقالات که در زمینه معاملات کمی مطالعه داشته­‌ام، بسیاری از آن­ها مفید نبوده و نویسندگان آن­ها دانش واقعی و هیچ چیز جدیدی در این زمینه نداشته­‌اند، این هم شاید به‌­دلیل ترس از دست دادن اسرار معاملاتی است. اما دکتر ارنست چان اطلاعات جذاب و مفیدی در رابطه با معاملات کمی داشته و آن­ها را در این کتاب با دیگران به اشتراک گذاشته است. دکتر چان مطالب زیاد و جذاب همراه با جزئیات را با روشی روشن و مفهومی برای افراد تازه­‌کار و حرف‌ه­ای در کتاب معرفی کرده است.

استراتژی های معاملات الگوریتمی (Algorithmic Trading)

استراتژی های معاملات الگوریتمی (Algorithmic Trading)

معاملات الگوریتمی برای حذف فاکتورهای انسانی ایجاد شده اند و در عوض استراتژی های از پیش تعیین شده و مبتنی بر آمار را دنبال می کنند که با حداقل نظارت می توانند توسط رایانه هایی به صورت شبانه روزی اجرا شوند.

رایانه ها می توانند مزایای متعددی را نسبت به معامله گران انسانی ارائه دهند. برای مثال ، آنها می توانند در تمام طول روز و بی وقفه فعال باشند. آنها همچنین می توانند داده ها را به طور دقیق تجزیه و تحلیل کرده و به تغییرات در کسری از ثانیه پاسخ دهند. علاوه بر این ، آنها بر اساس آمار و بدون احساسات تصمیم می گیرند. به همین دلیل ، مدتهاست که بسیاری از سرمایه گذاران این موضوع را درک کرده اند که دستگاه ها با توجه به اینکه از راهکارهای صحیح استفاده می کنند ، می توانند معامله گرهای بسیار خوبی باشند.

اینگونه زمینه معاملات الگوریتمی تکامل یافته است. در حالی که این روش با معاملات کامپیوتری در بازارهای سنتی آغاز شد ، افزایش دارایی های دیجیتال و اکسچنج ها آن را به سطح جدیدی رسانده است. تقریباً به نظر می رسد که معاملات خودکار و کریپتوکارنسی ها برای تکمیل یکدیگر ساخته شده اند. درست است که کاربران همچنان باید استراتژی های خود را نیز به کار گیرند ، اما استفاده صحیح از این تکنیک ها می تواند به معامله گران کمک کند تا به راحتی معامله کنند و اجازه دهند ریاضیات بقیه کار را برایشان انجام دهند.

استراتژی های اولیه چیست؟

فلسفه های اصلی معاملات الگوریتمی حول محور استفاده از نرم افزار برای کشف فرصت های سودآور و استفاده از آنها با سرعتی که در توانایی انسان نیست می چرخد. متداول ترین روش ها عبارتند از معامله بر اساس مومنتوم (momentum trading) ، بازگشت به میانگین (mean reversion)، آربیتراژ (arbitrage) و انواع استراتژی های یادگیری ماشین (machine-learning) .

اکثر استراتژی های معاملات الگوریتمی بر شناسایی فرصت ها در بازار بر اساس آمار متمرکز هستند. انجام معاملات بر اساس مومنتوم (momentum trading) به دنبال پیروی از روندهای فعلی است. بازگشت به میانگین (mean reversion) به دنبال تفاوت های آماری در بازار است. آربیتراژ (arbitrage) به دنبال تفاوت در قیمت های نقدی در اکسچنج های مختلف است و استراتژی یادگیری ماشین (machine-learning) سعی دارد فلسفه های پیچیده تری را خودکار کند یا چندین مورد را با هم ادغام کند. هیچ یک از این موارد تضمینی ساده برای کسب سود نیستند و معامله گران باید درک کنند چه زمانی و کجا الگوریتم صحیح یا “ربات” را اجرا کنند.

معمولاً ربات ها در برابر داده های تاریخی بازار آزمایش معایب استراتژی مومنتوم شده اند ، که به آن امکان آزمایش سیستم در گذشته یا بک تستینگ (backtesting) گفته می شود. این امر به کاربران امکان می دهد استراتژی خود را بر روی اطلاعات گذشته سهام مختلف ارزیابی کرده و مشاهده کنند در صورت استفاده از این الگوریتم در گذشته چه سودی کسب شده است. برخی از ریسک های انجام این کار می تواند شامل “overfitting” یا بیش برازش باشد ، یعنی زمانی که یک ربات به خوبی تعمیم نیافته است و بر اساس داده های تاریخی اجرا می شود که به طور دقیق شرایط فعلی را منعکس نمی کنند ، بنابراین به یک استراتژی منجر می شود که نتیجه ای نخواهد داشت. برای مثال اگر شما یک ربات را در برابر داده های یک بازار صعودی طراحی و آزمایش کرده باشید ، اما آن را برای راه اندازی در یک بازار نزولی اجرا کنید. بدیهی معایب استراتژی مومنتوم است ، بازدهی مورد انتظار خود را نخواهید دید.

معامله بر اساس مومنتوم (momentum trading) چیست؟

مومنتوم تریدینگ مبتنی بر این منطق است که اگر یک روند غالب در بازار در حال حاضر قابل مشاهده باشد ، احتمالا آن روند حداقل تا زمانی که سیگنال ها نشان دهند به پایان رسیده است ، ادامه خواهد یافت.

ایده معامله بر اساس مومنتوم این است که اگر یک دارایی خاص چندین ماه در یک جهت حرکت کرده باشد ، پس با اطمینان می توان فرض کرد که این روند ادامه می یابد ، حداقل تا زمانی که داده ها برعکس این وضعیت را نشان دهند. بنابراین ، این طرح برای خرید در هر سقوط و قفل کردن سود در هر صعود ، و یا برعکس آن در صورت فروش ، برنامه ریزی شده است. البته ، معامله گران باید بدانند که چه زمانی یک بازار علائم بازگشت روند را نشان می دهد ، در غیر این صورت این استراتژی می تواند خیلی سریع برعکس عمل کند.

همچنین لازم به ذکر است که معامله گران نباید استراتژی هایی را تعیین کنند که سعی در خرید و فروش در کف و سقف قیمتی دارند ، که به اصطلاح(catching the knife) نامیده می شود ، بلکه در سطحی که ایمن باشد اقدام به قفل کردن سود و خرید متقابل (buy back) کند. معامله الگوریتمی برای این اقدام ایده آل است ، زیرا کاربران می توانند درصدهایی را که می خواهند به راحتی تعیین کنند و کد بقیه کارها را انجام می دهد. با این حال اگر یک بازار به صورت جانبی (sideways) حرکت کند یا آنقدر بی ثبات باشد که روند مشخصی ایجاد نشده باشد استفاده از این تکنیک به تنهایی می تواند بی اثر باشد.

یکی از شاخص های عالی برای بررسی روند ، شاخص میانگین متحرک (moving average) است. درست همانطور که از اسمش پیداست ، میانگین متحرک یک خط در نمودار قیمت است که میانگین قیمت یک دارایی را بیش از X روز (یا ساعت ، هفته ، ماه و غیره) نشان می دهد. غالباً مقادیری مانند ۵۰ ، ۱۰۰ یا ۲۰۰ روزه مورد استفاده قرار می گیرند ، اما استراتژی های مختلف به منظور پیش بینی معامله ، تایم فریم های مختلفی را بررسی می کنند.

به طور کلی ، هنگامی که قیمت پایین تر یا بالاتر از میانگین متحرک حرکت کند یک روند پرقدرت در نظر گرفته می شود و وقتی به میانگین متحرک نزدیک می شود یا از خط میانگین متحرک عبور می کند ، روند ضعیف در نظر گرفته می شود. علاوه بر این ، میانگین متحرک هایی که بر اساس دوره های زمانی طولانی تر انجام می شوند ، معمولاً نسبت به نمونه هایی که در بازه های کوتاهتر برای مثال طی ۱۰۰ ساعت انجام می شوند ، اطلاعات بیشتری را ارائه می دهند و برای بررسی روند مناسب ترند.

بازگشت به میانگین (mean reversion) چیست؟

بازگشت به میانگین به این واقعیت اشاره دارد که از نظر آماری ، قیمت دارایی باید به سمت میانگین قیمت تاریخی گرایش یابد. انحرافات شدید از این قیمت دلالت بر شرایط اشباع خرید (overbought) یا اشباع فروش (oversold) و احتمال وقوع بازگشت (reversal) دارند.

حتی در مورد یک دارایی مانند بیت کوین (BTC) ، که در واقع فقط در بازار نزولی قرار داشته است ، می توان سقف ها و کف های قیمتی قابل توجهی را مشاهده کرد که از مسیری که قیمت آن به طور تاریخی در آن قرار داشته منحرف می شوند. اغلب اوقات بازارها پس از مدت کوتاهی به سمت این میانگین قیمت می روند. الگوریتم ها با بررسی میانگین های طولانی مدت می توانند با اطمینان بگویند که انحراف شدید قیمت زیاد دوام نمی آورد و سفارشات معامله را آغاز کنند.

به عنوان مثال ، یک حالت خاص از این وضعیت، بازگشت انحراف معیار (standard deviation reversion) نامیده می شود و با یک شاخص به نام باندهای بولینگر (Bollinger Bands) اندازه گیری می شود. اصولاً ، این باندها به عنوان حد های صعودی و نزولی در انحراف از یک میانگین متحرک مرکزی عمل می کنند. وقتی حرکت قیمت به سمت یکی از این نقاط پیش می رود ، احتمال بازگشت قیمت به سمت مرکز وجود دارد.

البته یکی از بزرگترین ریسک هایی که در این وضعیت وجود دارد این است که الگوریتم نمی تواند تغییرات اساسی را به حساب آورد. اگر یک بازار به دلیل نقصی در دارایی پایه در حال سقوط باشد ، احتمال دارد روند قیمت هرگز بهبود نیابد یا حداقل این بهبودی به سرعت انجام نمی شود. در این حالت معامله گران باید شرایط خاصی که الگوریتم ها قادر به مشاهده و بررسی آن نیستند را نظارت و محاسبه کنند.

شکل دیگری از بازگشت به میانگین (mean reversion) ممکن است در چندین دارایی اتفاق بیفتد و استفاده از این روش معامله جفت (pairs trading) نامیده می شود. برای مثال می توانیم بگوییم دو دارایی به طور سنتی با یکدیگر همبستگی دارند. یعنی وقتی یکی از آنها افزایش می یابد ، از نظر آماری ، دیگری نیز صعود می کند. یک الگوریتم می تواند برای مشاهده ی یکی از این دارایی ها ایجاد شود، سپس براساس این احتمال که دارایی دیگر نیز به زودی از این روند پیروی می کند ، معامله را انجام دهد. استفاده از تایم فریم های کوتاهتر برای بررسی این تفاوت ها ماهیت خودکار این استراتژی را بسیار ارزشمندتر می کند.

آربیتراژ (arbitrage) چیست؟

آربیتراژ یک استراتژی است که از اختلاف قیمت یک دارایی در چندین بازار بهره می گیرد.

بعضی اوقات محصول مشابهی مانند کالا یا ارز می تواند به طور موقت در اکسچنج های مختلف قیمت متفاوتی داشته باشد. این می تواند فرصتی عالی جهت سودآوری برای کسانی باشد که قبل از اینکه تعادل قیمت ایجاد شود عملکردی سریع برای معامله بین این بازارها داشته باشند. برای این منظور ، یک الگوریتم می تواند برای بررسی دارایی های مختلف در بازارهای مختلف و آغاز معاملات به محض یافتن اختلاف قیمتی ایجاد شود.

این تکنیک چندان پیچیده نیست ، اما معامله گرانی که می توانند سریع ترین واکنش را داشته باشند ، نسبت به افرادی که کندتر هستند در این روش موفق تر عمل می کنند. این استراتژی برای معاملات فرکانس بالا (High Frequency Trading) قطعاً از مزیت قابل توجهی برخوردار است ، زیرا دقیقا معامله گرانی از این شرایط بازار استفاده می کنند که باعث شکاف و سقوط قیمت ها می شود.

استراتژی یادگیری ماشین (machine-learning) چیست؟

یادگیری ماشین و هوش مصنوعی معاملات الگوریتمی را به سطوح جدیدی سوق می دهند. نه تنها استراتژی های پیشرفته تر در این استراتژی قابل استفاده و انطباق هستند بلکه تکنیک های جدیدی مانند پردازش زبان طبیعی (Natural Language Processing) مقالات خبری نیز می تواند راه های بیشتری را برای دریافت اطلاعات ویژه ای در مورد حرکات بازار فراهم کند.

الگوریتم ها می توانند مطابق با استراتژی ها و داده های از پیش تعیین شده تصمیمات پیچیده ای بگیرند ، اما با یادگیری ماشین ، این استراتژی ها می توانند خود را بر اساس آنچه در واقع موفق عمل می کند ، بروزرسانی کنند. به جای منطق فازی اگر / آنگاه “if/then” ، یک الگوریتم یادگیری ماشین (ML) می تواند چندین استراتژی را ارزیابی کرده و معاملات بعدی را براساس بالاترین بازده ممکن اصلاح کند، در حالی که آنها همچنان کار خود را برای راه اندازی انجام می دهند ، این بدان معنی است که معامله گران حتی هنگامی که شرایط بازار فراتر از پارامترهای اولیه است ، می توانند به ربات خود اطمینان داشته باشند.

یکی از انواع محبوب استراتژی یادگیری ماشین ، (naive Bayes) نامیده می شود. در این تکنیک ، الگوریتم های یادگیری معاملات را بر اساس آمار قبلی و احتمال انجام می دهند. به عنوان مثال ، داده های تاریخی بازار نشان می دهد که بیت کوین (Bitcoin) پس از سه روز سقوط متوالی ، ۷۰ درصد رشد می کند. یک الگوریتم (naive Bayes) مشاهده می کند که طی سه روز اخیر کاهش قیمت رخ داده است و به طور خودکار سفارش امروز خود را بر اساس احتمال افزایش قیمت اجرا می کند. این سیستم ها بسیار قابل تنظیم هستند و همه معامله گران این اختیار را دارند که پارامترهای خود را برای مواردی مانند نرخ ریسک و پاداش تعیین کنند و هنگامی که از میزان تعادل راضی بودند ، می توانند اجازه دهند با حداقل تداخل کار کند.

یکی دیگر از مزایای استراتژی (ML)، توانایی ماشین آلات برای خواندن و تفسیر گزارش های خبری است. با اسکن کلمات کلیدی و در اختیار داشتن استراتژی های مناسب ، این نوع رباتها هنگام انتشار خبرهای مثبت یا منفی در عرض چند ثانیه می توانند معامله کنند. بدیهی است که فقط به نسبت منطق موجود در سیستمشان دقیق عمل می کنند و در نتیجه اجرای آنها دشوار است اما با این حال در زمینه تنظیم صحیح ، نسبت به سایر معامله گران برتری دارند.

توجه داشته باشید که این یک روش پیشرو در معاملات خودکار است. بنابراین ، یافتن ربات هایی که در این زمینه کار می کنند ممکن است دشوارتر باشد یا هزینه دسترسی بیشتری داشته باشند ، و یا نسبت به بعضی از تکنیک هایی که بیشتر آزمایش شده اند کمتر قابل پیش بینی باشد.

تعقیب سفارش (order chasing) چیست؟

تعقیب سفارش عبارت است از بررسی سفارشات خاص و بسیار بزرگ و سپس تلاش برای حرکت سریع بر اساس این فرض که این امر در نهایت منجر به حرکت بیشتر قیمت ها خواهد شد.

معمولاً ، توانایی پیش بینی یک سفارش بزرگ از سوی معامله گر ، به نوعی به اطلاعات داخلی نیاز دارد ، و انجام معاملات با چنین اطلاعاتی به طور کلی غیرقانونی است. با این حال ، برخی از معامله گران فرکانس بالا (high-frequency traders) روش های قانونی را برای گرداوری داده ها از فروم های معاملاتی خارج از بورس (over-the-counter) به نام “Dark Pools” پیدا کرده اند. این نوع از فروم های معاملاتی لازم نیست داده های سفارش خود را مانند اکسچنج ها ارائه دهند که در نهایت حرکتشان در بازار به تأخیر بیفتد. با جمع آوری و پیاده سازی این داده ها سریع تر از یک معامله گر ، کاربران این تکنیک می توانند مزیت بزرگی نسبت به افراد دیگر داشته باشند.

به عنوان مثال ، می بینید که یک سفارش فروش عظیم در یک دارک پوول (Dark Pool) اجرا می شود. این موضوع به شما می گوید که به زودی با ارسال این اطلاعات به بازار ، بسیاری از فروشندگان کوچک تر احتمالاً با انجام سفارشات خود به آن واکنش نشان می دهند. از آنجا که می توان این موضوع را پیش بینی کرد ، می توانید از این موج فراتر روید و جزو اولین کسانی باشید که برای فروش اقدام می کنند ، به این معنی که هنگام کاهش هیجانات می توانید به راحتی برای خرید متقابل (buy back) اقدام کنید. تا زمانی که داده ها از طریق کانال های مناسب جمع آوری شده باشند، این روش غیرقانونی نیست و بسیاری از معامله گران الگوریتمی این روش را برای استراتژی انتخاب خود کرده اند.

از کجا می توانم برای انجام معاملات الگوریتمی کریپتوکارنسی اقدام کنم؟

وب سایت های بسیاری وجود دارند که انواع مختلفی از الگوریتم های معاملاتی را ارائه می دهند ، که می توانید از طریق آن به اکسچنج دارایی دیجیتال مورد نظر خود متصل شوید.

سرویس های بسیار اندکی وجود دارند که می توانند به سرعت امکان انجام معاملات الگوریتمی را برای شما فراهم کنند. سایت هایی مانند (TradeSanta) ، (Bitsgap) و (Cryptohopper) همه انواع مختلفی از حساب ها را ارائه می دهند که بسته به اینکه چه ابزارهایی در دسترس هستند ، می توانند از انواع مختلف تا قیمت های مختلف را در بر بگیرند. برای مبتدیان ، یک حساب کاربری رایگان برای شروع گزینه های زیادی را ارائه می دهد ، اما اگر می خواهید حرفه ای تر عمل کنید ، حساب های پرداختی می توانند بسیار مفید باشند.معایب استراتژی مومنتوم

این سایت ها به طور کلی آموزش و مطالب دیگری را نیز ارائه می دهند تا بتوانید برای یافتن ربات ها و راهکارهای مناسب اطلاعات لازم را کسب کنید. با وجود این که سرویس ها با تمامی اکسچنج ها سازگار نیستند ، اما متوجه خواهید شد که اکثر آنها تقریباً از بزرگترین و محبوب ترین اکسچنج های موجود پشتیبانی می کنند. برخی حتی برای استفاده از ربات های خود در ارتباط معایب استراتژی مومنتوم با یک پلتفرم خاص پروموشن های ویژه ای دارند ، بنابراین کاربران گزینه های زیادی برای انتخاب خواهند داشت.

مسلما تکنیک ها و سرویس های بیشتری نیز برای استفاده وجود دارد ، اما این راهنما اصول لازم را برای شما فراهم کرده است تا با معاملات الگوریتمی آشنا شوید. آهسته پیش بروید و تا جای ممکن اطلاعات کافی را کسب کنید تا در نهایت یک استراتژی خودکار که برای شما مناسب است را پیدا کنید.

معایب استراتژی مومنتوم

شرحی بر معاملات کمی (در ستایش معاملات کمی)

همگام با پیشرفت تکنولوژی، توسعه و بهبود استراتژی‌­های معاملاتی هم تسهیل شد. ارنست چان یک خدمت واقعی را برای معامله‌­گران حال و آینده با شرح مختصری در مورد مزایای بی­شمار و همچنین برخی معایب تکنیک­‌های معاملاتی کمی (عددی) اجرا شده ارائه داد.

پیتر بوریش [1] ، رئیس و مدیر عامل، شرکت معاملات کامپیوتر

دکتر ارنست چان، یک چارچوب بهینه برای توسعه استراتژی، اعتبار سنجی، مدیریت ریسک، دانش برنامه­‌نویسی، و اجرای سیستم زمان واقعی به­‌منظور توسعه و اجرای یک کسب و کار معاملات الگوریتمی را گام به گام در معاملات کمی تهیه کرد.

یاسر انوار [2] ، معامله­‌گر

معاملات کمی برای افراد همواره چالش برانگیز و یک دنیای پر رمز و راز بوده است. در این کتاب راهنمای فوق­العاده، دکتر ارنست، بخش‌­های مهم و لازم برای انجام یک معاملات خودکار را که بسیار سخت بوده، با زبانی ساده معرفی کرده است.

پوساریو ام. اینجارجیولا [3] ، مدیر ارشد فنی شرکت آلفاست [4]

این کتاب بینش ارزشمندی در مورد چگونگی ایجاد یک ساختار ساده برای معاملات الگوریتمی فراهم می­‌کند. همچنین تجربیات گسترده دکتر چان را برای معامله­‌گران مشتاق در دسترس قرار می­دهد.

رامون کومینز [5] ، سرمایه­‌گذار خصوصی

در بسیاری از کتاب­‌ها و مقالات که در زمینه معاملات کمی مطالعه داشته­‌ام، بسیاری از آن­ها مفید نبوده و نویسندگان آن­ها دانش واقعی و هیچ چیز جدیدی در این زمینه نداشته­‌اند، این هم شاید به‌­دلیل ترس از دست دادن اسرار معاملاتی است. اما دکتر ارنست چان اطلاعات جذاب و مفیدی در رابطه با معاملات کمی داشته و آن­ها را در این کتاب با دیگران به اشتراک گذاشته است. دکتر چان مطالب زیاد و جذاب همراه با جزئیات را با روشی روشن و مفهومی برای افراد تازه­‌کار و حرف‌ه­ای در کتاب معرفی کرده است.

پرایس اکشن ict

بازار مالی به یکی از بزرگ ترین راه ها برای رسیدن به استقلال مالی تبدیل شده است، اما در این راه روش های مختلفی برای درک حرکت قیمت وجود دارد که یکی از این روش ها پرایس اکشن ICT است، به طور کلی تحلیل تکنیکال روش های زیادی را به خود دیده است، از تحلیل تکنیکال به روش کلاسیک گرفته تا پیشرفته ترین آ ن ها همگی می خواهد مسیر قیمت در آینده را پیش بینی کنند؛ در ادامه این مقاله به بررسی پرایس اکشن ICT خواهیم پرداخت.

پرایس اکشن به چه معناست؟

به طور کلی پرایس اکشن به معنای فعالیت قیمت است، این روش تحلیلی با نمودار سر و کار دارد و به اخبار و فاندامنتال اهمیت خاصی نمی دهد، پرایس اکشن به دلیل استفاده و تحلیل بدون هیچ ابزاری محبوبیت بالایی دارد، این بدان معناست که تنها با دیدن قیمت ما می توانید تحلیل های خود و پیش بینی خودتان از آینده قیمت را داشته باشید.

بنیان گذار سبک ICT

بنیان‌گذار و مدرس سبک معاملاتی پرایس اکشن ICT ICT، مایکل هادلستون (Michael Huddleston) است. مایکل هادلستون بیش از 30 سال سابقه معاملاتی دارد و تاکنون توانسته بیش از 55 هزار دانشجو را آموزش دهد. مایکل هادلستون خود شاگرد لری ویلیامز بوده و سبک پرایس اکشن ICT را زمانی کشف می ‌کند که مشغول همکاری با بانک های بزرگ و ترید برای آن ها بوده است. او از این طریق متوجه نوع عملکرد الگوریتمی معاملات بانک‌ ها می ‌شود و به واسطه مهندسی معکوس، به روش معاملاتی آن‌ ها پی می ‌برد. پس از این اکتشاف هوشمندانه، مایکل هادلستون سبک پرایس اکشن ICT را اختراع می‌ کند.

مزایا و معایب پرایس اکشن ICT

انتخاب هر سبک استراتژی برای ترید کردن در بازارهای مالی، دارای مزایا و معایبی می باشد. در این بخش مزایا و معایبی را که استراتژی معاملاتی ict دربر دارد را برای شما معرفی خواهیم کرد.

مزایای پرایس اکشن ICT

  • کاوش در نوسان‌های قیمتی و تغییراتی که براساس نقدینگی به وجود می‌آید.
  • کاوش دقیق روش رفتار سشن‌ های معاملاتی سایکل‌ ها و کاوش مو به‌ مو سشن‌ ها.
  • طرح ریزی مرحله به مرحله از بازار دارایی مورد نظر، با استفاده از ابزارهای پرایس اکشن.
  • توجه کاملا حرفه‌ ای به تمام نقدینگی‌ ها ورودی و خروجی.
  • کاوش در رابطه با رفتارهای بازار و تاثیرات لیکوییدیتی.
  • نیازی به ابزار پیچیده تکنیکالی ندارد.
  • اجرای آن بسیار ساده و کاربرد بسیار بالا.

معایب پرایس اکشن ICT

  • در بررسی روابط مولتی تایم ساختارها دچار نقص می‌باشد.
  • قادر به بررسی جزئی ساختارها و قیمت نمی‌ باشد.
  • نمی‌ تواند درک صحیحی از شرایط و سایکل‌ های کلی در مارکت داشته باشد.
  • در هر صورت ممکن است بازارگردان‌ ها به گونه‌ای عمل کنند که بتوانند ما را فریب دهند.
  • نمی‌ تواند اوردر بلاک‌ها (دسته سفارشات) را به روش صحیحی تقسیم‌ بندی کند.
  • نمی‌ تواند روابط مولتی تایم و سطوح نواحی را بررسی کند.

ورود به دنیای پرایس اکشن سبک ICT

برای آشنایی با این روش بهتر است ابتدا با برخی از مفاهیم آشنا شویم:

ساختار مارکت

به نحوه شکل گیری و حرکت مارکت به صورت روندی ساختار مارکت می گویند، دیدگاه های مختلفی از این ساختار وجود دارد که آن ها را می خواهیم بررسی کنیم، دقت داشته باشید که در شرایط مختلف این ساختارها به وجود می آیند و همگی قابل استفاده نیستند، این ساختارها به صورت فراکتالی یا تو در تو نیز حرکت می کنند که برای تحلیل و ترید مولتی تایم فریم قابل استفاده است.

استفاده از ابزار فیبوناچی ریتریسمنت

بیشتر اصلاح های داخل روند بیش از 50 درصد حرکت ایمپالس اتفاق می افتد، همچنین می توانید برای ورود بهتر اصلاح هایی که در زیر فیبوناچی 68 درصد می افتد را معامله کنید، به ناحیه 68 تا 79 درصد، ناحیه Optimal Trade Entry یا به اختصار OTE می گویند.

Accumulation یا تجمیع

به در جا زدن قیمت برای جمع آوری سفارشات گفته می شود، بعد از این درجا زدن قیمت حرکت صعودی پیدا کرده و حتما باید قبل از این درجا زدن حرکت قیمت نزولی بوده باشد.

Re-Accumulation یا باز – تجمیع

به درجا زدن قیمت برای جمع آوری سفارشات گفته می شود، بعد از این درجا زدن و یا صبر کردن، قیمت حرکت صعودی پیدا می کند، حتما باید قبل از درجا زدن نیز حرکت قبلی قیمت نزولی بوده باشد.

Distribution معایب استراتژی مومنتوم یا تو زیع

به درجا زدن قیمت برای جمع آوری سفارشات گفته می شود، اما بعد از این درجا زدن و صبر کردن قیمت، نزول داشته و این در حالیست که حرکت قبلی قیمت صعودی بوده است.

Re-Distribution یا باز - تو زیع

به درجا زدن قیمت برای جمع آوری سفارشات گفته می شود، بعد از این درجا زدن قیمت حرکت نزولی پیدا می کند، حتما باید قبل از درجا زدن حرکت نزولی باشد.

بازار همیشه در حال انجام این حرکات است و مدام به هم دیگر تبدیل می شوند، این ساختارها شباهت بسیار زیادی به پرایس اکشن RTM دارند به طور کلی بازار در این 4 حالت است:

  1. اکسپنشن یا حرکت Expansion
  2. ریتریسمنت یا اصلاح Retracement
  3. ریورسال یا بازگشت Reversal
  4. کانسالیدیشن یا درجا زدن Consolidation

نکته حائز اهمیت این است که همواره شما به عنوان یک معامله گر با رعایت اصول مدیریت سرمایه و همچنین روانشناسی بازار به دنبال حرکت های Expansion باشید چرا که بعد از آن ها کانسالیدیشن را داریم و بعد از کانسالیدیشن یا درجا زدن حرکت قیمت را خواهیم داشت.

تعادل قیمتی یا Eq

به بازگشت قیمت بعد از حرکت ایمپالس یا اکسپنشن به 50 درصد آن حرکت را تعادلی می گوییم، این مقدار را می توان با ابزار فیبوناچی بدست آورد، این قیمت معمولا فرصت بازار برای ورود به آن است معایب استراتژی مومنتوم که قیمت منصفانه ای را برای ما قرار می دهد، معمولا قیمت مدت زیادی در این ناحیه نمی ماند، وقتی قیمت به این ناحیه رسید می توانیم بازار را در تایم فریم های پایین تر بررسی کنیم.

ارزان یا Discount

به بازگشت قیمت بعد از حرکت صعودی به زیر 50 درصد آن تخفیف می گوییم، یا به عبارت دیگر در یک رنج مشخص هر قیمتی زیر 50 درصد یا ناحیه تعادلی باشد را ارزان می گوییم، این عبارت نسبی است و در هر تایم فریم متفاوت است.

گران یا Premium

به بازگشت قیمت بعد از حرکت نزولی به بالای 50 درصد، گران می گوییم، یا به عبارتی در یک رنج مشخص هر قیمتی بالای 50 درصد یا ناحیه تعادی باشد را گران می گوییم، این نیز یک عبارت نسبی بوده و در هر تایم فریم متفاوت است.

خلا نقدینگی یا LV

نواحی ای که قیمت از آن جا در یک جهت خاص حرکت با مومنتوم بدون اصطلاح داشته، انتظار می رود در برگشت قیمت برای جمع آوری لیکوئیدیتی دوباره توسط قیمت دیده شود، این حرکت معمولا کندل های با شدو ها کم و بدنه بزرگ را دارد.

استخر نقدینگی

نواحی بالایی سقف ها یا پایینی کف ها که معمولا تریدرها استاپ های ورودی معاملات خودشان را در آنجا قرار می دهند را استخرهای نقدینگی می گویند، بانک معایب استراتژی مومنتوم ها با کشاندن قیمت به آنجا حجم سفارشات خود را پر می کنند یا سفارشات قبلی خود را می بندند.

اوردر بلاک

اوردر بلاک، رفتاری در بازار است که نشان از پر شدن سفارشات و روند حرکتی موسسات مالی و بانک‌ های بزرگ که بازیگران عمده بازار هستند را در خود جای‌ داده‌ است. حرکت این موسسات در بازار، عمدتا با نمایش الگوهای خاصی اتفاق می‌ افتد و منجر به روندها و معایب استراتژی مومنتوم حرکات بزرگ می‌ شود، بنابراین معامله‌ گران باید بدانند، این نهادها در بازار چطور به معامله می‌ پردازند. هنگامی که اوردر بلاک ایجاد می‌ شود و قیمت در یک محدوده باریک نوسان می‌ کند، سرمایه‌ گذاران در حال پر کردن سفارشات خود در این مناطق هستند و معاملات این بازیگران بازار، به صورت اوردر بلاک به نمایش در‌می‌ آید. پس از اتمام سفارشات و انجام این خرید و فروش‌ ها، بازار مانند فنر رها شده و حرکت سریعی به سمت بالا یا پایین انجام می‌ دهد. زمانی که قیمت سقف قبلی خود را پر قدرت رد می کند، یک کندل قبل از حرکت با مومنتوم بالا وجود دارد که رنگی خلاف روند پر قدرت دارد، در صورت نبود این کندل ضعیف ترین کندل همرنگ ضعیف را به عنوان اوردر بلاک می توان در نظر گرفت.

نحوه ترید:

وقتی قیمت به ناحیه تحلیل ما برسد، به یک تایم فریم پایین تر رفته و منتظر تشکیل اوردر بلاک جدید در جهت اوردر بلاک تایم بالاتر می مانیم و بعد از پوشش اوردربلاک تایم پایین با کندل رنگ مخالف، در مرکز بدنه، اوپن یا شدو نزدیک اوپن اوردر بلاک تایم پایین اوردر لیمیت ست می کنیم و استاپ را در زیر اوردر بلاک قرار می دهیم, زمانی که قیمت از وسط اوردر بلاک رد شد، احتمال شکست آن سطح زیاد می شود.

BMS چگونه بوجود می آید؟

در روند صعودی، قیمت سقف و کف های بالاتر از هم می زند و به نظر خریداران احترام می گذارد که به آن ناحیه تقاضا نیز می گوییم. طبیعتا ادامه روند صعودی به شرط شکسته شدن سطوح و کشف قله های جدید ادامه پیدا می کند. در روندهای نزولی قاعدتا کف ها و سقف های پایین تر از هم ایجاد می شود که در این مرحله قیمت به نظر فروشندگان احترام می گذارد که به آن محدوده عرضه می گوییم. ادامه روند نزولی منوط بر شکسته شدن کف قبلی است.

اما در بازارهای رنج (نوسانی) قیمت در حال نوسان است. برای پیدا کردن و یا تشخیص روند در مواقعی که بازار رنج است باید به کف ها و سقف ها دقت کنیم. با شکستن کف و یا سقف تریدینگ رنج، روند بازار مشخص می شود. این شکستن کف و سقف در جهت روند را شکست ساختاری بازار یا اصطلاحا بی. ام. اس می نامیم که با نماد BMS نشان می دهیم.

در اینجا سقف و کف های بالاتر را مشاهده می کنیم. اگر کف یا سقف شکسته شود روند ما در تایم تحلیلی که انتخاب کرده ایم، به ترتیب نزولی و یا صعودی خواهد بود و تا نقض مسئله و کشف شواهد جدید ادامه خواهد داشت. با توجه به تصویر بالا اگر سقف بالاتری زده شود، روند ادامه پیدا خواهد کرد (کف بالاتر نیز تشکیل شود) اما اگر آخرین کف شکسته شد، نشان دهنده پایان روند می باشد.

اگر بخواهیم تحلیلی تر به چارت نگاه کنیم قبلا گفته بودیم که روند صعودی به خریداران احترام می گذارد و در جهت تقاضا حرکت می کند. وقتی کف بالاتر شکسته می شود، یعنی خریداران متوقف شده اند و قدرتشان کاهش پیدا کرده است و روند در تایم موردنظر که قبلا انتخاب کرده اید، متوقف شده است.

بزرگان بازار چه می کنند؟

مارکت میکر همیشه از سطوحی که در آن ها ورود داشته محافظت می کند تا وارد ضرر زیادی نشود، همواره نیز سطوح تایم های بالاتر از محافظت بیشتری برخوردارند و می توانند سطوح تایم های پایین تر را تحت تاثیر قرار دهند، به طور مثال مارکت میکر برای بالا نگه داشتن قیمت و پر کردن حجم فروش خود، مقداری پوزیشن خرید باز می کند، این اتفاق ممکن است به شکل اوردر بلاک دیده شود، بعدا که قیمت به آن ناحیه می رسد، اوردرهای خرید خود را می بندد و دوباره شروع به ریزش می کند؛ این اتفاق همواره در حال رخ دادن است.

همچنین می تواند بهترین دروه پرایس اکشن ایران را مشاهده کنید، با این دوره می توانید به راحتی ترید کنید.

واگرایی در پرایس اکشن ICT

واگرایی زمانی است که قیمت یک دارایی در جهت مخالف یک شاخص فنی مانند یک نوسان‌ ساز حرکت کرده یا برخلاف سایر داده ها حرکت می کند. واگرایی هشدار می دهد که روند فعلی قیمت ممکن است ضعیف شود و در برخی موارد ممکن است منجر به تغییر جهت قیمت شود؛ وجود حباب یا واگرایی را می توان با استفاده از RSI و MACD پیدا کرد؛ اما یکی از روش های تشخیص استاپ هانت کردن مارکت میکرها بررسی چارت روی ابزارهایی است که با همدیگر همبستگی دارند.

خط روند و حیله آن توسط مارکت میکر

می دانیم که قیمت همواره در حال حرکت به سوی نقدینگی است، در دیدگاه کلاسیک خط روند عاملی مهم محسوب می شود، اما این خطوط همچنان می توانند نادیده گرفته شوند، چرا که معامله گری که بر اساس خط روند ترید می کند، حد ضرر خودش را در زیر آن قرار می دهد، مارکت میکر نیز قیمت را ابتدا به زیر خط روند برده تا نقدینگی را جمع کند، سپس به حرکت اصلیش ادامه می دهد.

ساختار نقدینگی و رسیدن قیمت به آن ها

بازار در حالت کلی یا داخل یک رنج مشخصی است یا گذشته ای ندارد که تحلیل را با مشکل مواجه می کند، در درون رنج هم خود شامل یک موج ایمپالس می شود که سقف و کف آن محسوب می شود، این تعریف ممکن است در هر تایم فریم رنج خاص و ظاهری متفاوت داشته باشد، اگر گذشته نزدیکی در چارت نداشته باشیم، با تغییر زوم یا تایم فریم چارت گذشته مناسبی برای بررسی چارت مهیا می کنیم.

بهترین اوردر بلاک

انتخاب اوردر بلاک سری نکاتی دارد که در ادامه آن را معرفی خواهیم کرد:
اوردربلاکی که نزدیک یک حمایت و مقاومت باشد، برای ما مهم است، وقتی با کندل های بعدی اوردر بلاک رد می شود، آن تائید می شود، ترجیحا این عبور باید با مومنتوم خوبی صورت بگیرد؛ وقتی قیمت نیز بر می گردد به اوردر بلاک، می توانیم ریسک ورود را بپذیریم همچنین استاپ یا حد ضرر ما نیز بهتر است بالای اوردر بلاک باشد، برای تارگت نیز باید دنبال محدوده های حمایت و مقاومت بعدی باشیم، در بالای آن ها نقدینگی وجود دارد، لذا قیمت می تواند تا آنجا پیش برود.

حقه بازارگردان استفاده از الگوها

مارکت میکر می داند الگوهای کلاسیکی وجود دارد که معامله گران با دیدن آن ها وارد معامله می شوند، به همین دلیل شکست دادن این الگوها برای او کاری راحت است، برای مثال سقف و کف دو قلو یکی از این مثال است، شما باید بدانید بدون تائیدیه اصلا نباید این الگوها را ترید کنید، یکی از موارد شایع از الگوها نیز الگو سروشانه است که قیمت ابتدا شما را در سود خواهد برد ولی این سود تا پایان همراه شما نبوده و در صورتی که شما ریسک فری نکرده باشید با ضرر از معامله خارج می شوید.

معاملات روزانه

در این سبک از ترید به دنبال معامله کردن داخل یک کندل روزانه هستیم، این سبک از تحلیل به دقت خیلی بیشتری نیاز دارد چرا که شما می خواهید روند یک روز را پیش بینی کنید، هدف اصلی گرفتن سود از معاملات روزانه، گرفتن 50 تا 60 درصد از روند فعلی است، ایده آل ترین حالت در ترید روزانه انجام معامله در جهت تایم فریم بالاتر یعنی تایم فریم هفتگی است چرا که زمانی شما احتمال برد بیشتری دارد که هم جهت با بازار معامله می کنید، برای معامله کردن در این تایم فریم حتما نباید با یک پوزیشن همراه کنید، می توانید چندین پوزیشن در جهت تحلیل خود داشته باشید، در صورتی که در بازارهای مالی بین المللی همچون بازار ارزهای دیجیتال (cryptocurrency) تحلیل و ترید می کنید، این نکته را بخاطر داشته باشید زمان باز شدن بانک های بین المللی می تواند حجم پول در آن بازار را بالا برده به همین جهت این زمان ها بازار می تواند شتاب خوبی داشته باشد.

نکات خیلی مهم و جمع بندی پرایس اکشن ICT

بعد از BMS همیشه یک تثبیت قیمتی (Consolidation) رخ می دهد در راستای مسیر BMS ترید کنید.بعد از BMS منتظر یک ریتریسمنت یا بازگشت از سطح 50 درصد یا سایر سطوح فیبوناچی باشیدبر روی اوردر بلاک های مطمئن ریسک کنید.نباید همه مارکت را معامله کنیدبه روانشناسی روان خود مسلط شویدبرای ورود خود تایم فرم کم کنید تا استاپ شما کوچک شودهمجهت با بازار معامله باز کنید، بازار دوست شماستحواستان به نقدینگی ها باشد، مارکت میکر آن جا را هدف قرار می گیرد.به مدیریت سرمایه خود پایبند باشید.

نتیجه گیری:

در این مقاله درخصوص پرایس اکشن ICT سخن گفتیم. به طور کلی اصلی‌ ترین ویژگی ICT این است که روشی بسیار ساده و کاربردی می‌ باشد. اما در حین سادگی و کاربردی بودن، هنوز بسیاری از معامله گران شناخت کاربردی و کاملی از آن ندارند و شاید دلیل آن را می‌ توان، جدید بودن این سبک استراتژی دانست. درخصوص لازمه یادگیری این استراتژی، اگر بتوانید این استراتژی را به صورت کاملا کاربردی عملیاتی کنید؛ قادر خواهید بود مانند بازار گردان‌های بازار، که سود و ضررهای مارکت را مشخص می‌کنند عمل کنید فراموش نکنید که روانشناسی شما نیز بسیار مهم است.

پولبک چیست؟ تعریف پولبک (Pullback) به زبان ساده

پولبک pullback چیست؟

پولبک نوعی عقب نشینی یا سکون قیمت است که معامله‌گران آن را در روند قیمتی سهام یا کالاها به صورت ادامه دار مشاهده می‌کنند. می‌توان گفت که پولبک تقریبا مشابه با retracement یا consolidation در بازه‌‌های قیمت در نظر گرفته می‌‌شود. در پولبک قیمت‌ها قبل از شروع یک روند صعودی در بازه زمانی کوتاهی به صورت نزولی حرکت می‌کنند. در اغلب موارد معامله‌گران چنین عقب نشینی‌هایی را به عنوان موقعیت‌های مناسب برای خرید در نظر می‌گیرند. بهتر است همیشه به سیگنال‌های فاندامنتال توجه کنید. معمولا قبل از صعودی شدن یک روند در اغلب پول بک‌ها، قیمت به سمت یک سطح ساپورت تکنیکال مانند: میانگین متحرک یا پیوت پوینت حرکت می‌کند. توجه به این سطوح بحرانی در معاملات و روند حرکت قیمت بسیار مهم است زیرا شکست در زیر آنها نشان دهنده روندهای معکوس است.

کارایی پولبک در معاملات

پول بک‌ها تحت تاثیر عوامل مختلفی روی می‌‌دهند. اغلب در بازارهای معاملاتی ممکن است یک نماد یا سهام بعد از روند صعودی خود به دلیل عواملی مانند: احساسات بازار شاهد کاهش ارزش خود باشد. به عنوان مثال: اگر اخبار افت کاهش ارزش سهم به دلیل کلاهبرداری یا ورشکستگی شرکت منتشر شود، بسیاری از دارندگان، سهم خود را در این شرایط می‌فروشند.
چنین روندی باعث افت قیمت سهام به ویژه در بازارهای نفت و طلا خواهد شد. افت قیمت سهام به صورت موقتی در یک روند معایب استراتژی مومنتوم صعودی به عنوان پولبک در نظر گرفته می‌شود. در بازار فارکس نیز به همین ترتیب است و این اتفاق برای جفت ارزها و نمادهای معاملاتی می افتد. توجه داشته باشید که چنین روند کاهشی باید به صورت موقت ادامه داشته باشد. در غیر این صورت به عنوان یک حرکت معکوس در نظر گرفته می‌شود. معامله‌گران در پول بک می‌توانند با خرید دارایی در قیمت پایین و فروش آن در قیمت بالاتر به سود خوبی دست پیدا کنند. بنابراین، می‌‌توان گفت که استفاده از استراتژی پولبک برای تمامی معامله‌گران از جمله معامله‌گران تازه‌وارد نیز بسیار مناسب است. در واقع می‌‌توان گفت که پول بک‌ها فرصتی را برای معامله با دارایی‌هایی به شما می‌دهند که ارزش آنها رو به افزایش است.

پولبک

روانشناسی پولبک

پول بک به عنوانی روندی خلاف حرکت قیمت‌ها در نظر گرفته می‌شود. همان‌‌طور که در بالا اشاره‌ کردیم در پول بک قیمت به صورت موقت در جهتی خلاف جهت روند قیمت پیش می‌رود که گاهی اوقات به نام اصلاح یا retracement نیز شناخته می‌شود. بسیاری از معامله‌گران تازه‌وارد معمولا نمودارها را برای ایجاد پول بک بررسی می‌کنند. در صورتی که پول بک در قیمت رخ دهد، معامله‌گران فارکس نسبت به ایجاد یک روند صعودی امیدوارتر خواهند شد. اگر پولبک ایجاد شده قوی باشد و سیگنال روند نزولی نیز در نمودار ظاهر شود، گاوها در این جریان نسبت به نگه داشتن پوزیشن خود دچار تردید خواهند شد.

مزایای معامله با استراتژی پولبک

در صورت معامله با استفاده از استراتژی پولبک می‌‌توانید استاپ لاس خود را در نزدیکی سطح ورود تعریف کنید و از نسبت مناسب ریسک به سود بهره‌مند شوید.

پولبک در فارکس

معامله‌گران در فارکس می‌توانند با استفاده از معاملات ارز خارجی درآمد کسب کنند. قیمت ارزها در بازار تعیین می‌شود اما در ادامه ممکن است ارزش آنها صعودی یا نزولی شود. از آنجا که بازار فارکس بسیار فعال است می‌توان گفت که پولبک در این بازار به صورت مداوم روی می‌دهد. برخی از سرمایه‌گذاران این بازار برای نقد کردن سرمایه خود همیشه عجله می‌کنند به همین دلیل مواجهه با پول بک‌های مکرر اجتناب ناپذیر است. معامله‌گران فارکس سعی می‌کنند. با استفاده از پول بک‌ها در سطح مناسبی وارد بازار معاملات شوند. معمولا معامله‌گران از این استراتژی برای معامله در سطح قیمت پایین استفاده می‌کنند.
نکته مهم این است که معامله‌گران بتوانند پول بک‌ها را به درستی تشخیص دهند زیرا در بسیاری از مواقع این پول بک‌ها ادامه پیدا می‌کنند و به عنوان یک روند معکوس ظاهر خواهند شد.

شناسایی پولبک در فارکس

از جمله راه‌هایی که با استفاده از آن می‌توانید پول بک را در فارکس شناسایی کنید، توجه به خطوط روند است. هنگامی که قیمت یک ارز سه بار به صورت متوالی به یک خط در نمودار می‌رسد، به عنوان خط روند شناخته می‌شود. اگر قیمت بیش از دو بار نسبت به یک خط مشابه در نمودار پولبک کند، به آن خط ترند لاین گفته می‌شود. در صورتی که معامله‌گران بدانند قیمت‌ها افزایش می‌یابد، می‌توانند از این شرایط برای ورود به معاملات استفاده کنند. از جمله معایب این روش معاملاتی می‌توان به از دست دادن بازه زمانی افت قیمت اشاره کرد. شما می‌توانید از دو استراتژی برای ورود به معاملات در شرایط پولبک استفاده کنید:

  • رویکرد تهاجمی
  • رویکرد محافظه کارانه

در رویکرد تهاجمی می‌توانید با بازگشت قیمت به ناحیه تهاجمی وارد معامله شوید. این نقطه معمولاً پایان موج تصحیح را نشان می‌دهد. می‌توان گفت که در این استراتژی شاهد بالاترین نسبت ریسک به سود خواهید بود و معامله‌گر می‌‌تواند در بهترین قیمت ممکن وارد معامله شود. از سوی دیگر، معامله‌گر در رویکرد محافظه‌کارانه زمانی که قیمت سهام یا کالا به روند خود ادامه دهد و به پایین‌ترین حد خود برسد، وارد معامله می‌شود. در این روش معاملاتی به دلیل پیش روی معامله‌گر همگام با مومنتوم بازار، نسبت ریسک به سود کمتری را تجربه خواهد کرد.

انواع پولبک pullback در فارکس

پولبک در مقایسه با روند معکوس

هر دو این موارد در نمودار تقریبا با شکل مشابهی ظاهر می‌شوند اما بین پولبک و روند معکوس اختلاف بزرگی وجود دارد. یک روند معکوس نشان دهنده تبدیل شدن روند صعودی به نزولی است. این در حالیست که پولبک به صورت موقتی روی می‌دهد و نوعی حرکت متقابل نسبت به روند بزرگتر است. پول بک‌ها در بازه‌های زمانی کوتاه‌تری به وقوع می‌پیوندند در حالی که روند‌های معکوس در بازه‌های طولانی‌تری شکل می‌گیرند. هدف معامله‌گران فارکس معمولا شناسایی پول بک‌ها برای ورود در سطح مناسبی از معاملات است. پرایس اکشن و شرایط موجود در نمودار، دو فاکتور مهمی هستند که می‌توانند به شما در شناسایی پول بک و یا حرکت معکوس کمک کنند. برای درک حرکت قیمت، معامله‌گر باید قیمت دارایی‌ها در مرحله شروع، میانه یا پایان روند را بررسی کند. با وسیع‌تر کردن نگاه خود به بازار می‌توانید عوامل شروع کننده روند را بررسی و جهت حرکت آن را نیز تعیین کنید. در این صورت معامله‌گران می‌توانند تغییرات عمده در بازار ا تحلیل کنند و نسبت به تغییر جهت روندها آگاه شوند. افراد با بررسی پرایس اکشن نسبت به ایجاد پول بک یا تشکیل یک روند معکوس دیدگاه بهتری بدست می‌آورند. به عنوان مثال، اگر معامله‌گران شاهد رکودی در روند صعودی قیمت سهام باشند باید نسبت به حرکت قیمت به نفع خود منتظر بمانند. از سوی دیگر، اگر روند نزولی به صورت یکنواخت حرکت کند ممکن است نشان دهنده یک روند معکوس باشد.

پیشنهاد می کنیم قبل از ورود به بازار معاملات با افتتاح حساب دمو در بروکر آمارکتس، مهارت خود را در محیطی بدون ضرر تقویت کنید. با انجام معاملات مختلف، نقاط ضعف و قوت خود را شناخته و بهترین استراتژی معاملاتی را برای خود انتخاب کنید. برای کسب تجربه و داشتن معاملاتی موفق می توانید با مطالعه تحلیل‌های فاندامنتال و دیدن ویدئوهای آموزشی در بروکر آمارکتس به دانش معاملاتی خود بیفزایید. با افتتاح حساب در بروکر آمارکتس از طریق ما، بهترین خدمات، تکنولوژی‌های جدید و بهترین شرایط معاملاتی در بازار فارکس را تجربه کنید:

  • واریز و برداشت فوری بدون کمیسیون
  • پشتیبانی 24 ساعته
  • تحلیل‌های معاملاتی روزانه
  • ارائه بونوس و طرح های تشویقی
  • اسپرد از2 پیپ واجرای دستور معاملاتی در 0.03 ثانیه

امدوارم این مقاله برای شما مفید واقع شده باشد.

راستی! برای دریافت مطالب جدید در کانال تلگرام یا پیج اینستاگرام عضو شوید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.