سود/زیان غیرواقعی


به گزارش بلاغ، اگر مسئولیت خرید منزلتان را بر عهده داشته باشید، بر این نکته صحه می‌گذارید که نرخ درج شده بر روی برخی از کالاها در بازار که اتفاقا کم هم نیستند؛ تفاوت فاحشی با قیمت عرضه آن از سوی واحدهای صنفی و فروشگاهی دارد.

بطلان شرکت

بطلان شرکت
بطلان شرکت ممکن است به دلیل رعایت نکردن یکی از قواعد عام مربوط به قراردادها باشد؛ مثل اینکه یکی از شرکا اهلیت نداشته یا فاقد قصد و رضا بوده باشد (ماده 190 ق.م). ممکن است، این بطلان به دلیل، عدم یکی از شرایط عام تشکیل شرکتهای تجاری باشد؛ مثل اینکه تقسیم سود و زیان مطابق مقررات راجع به این نوع شرکتها نباشد. در اینجا دربارۀ این دو نوع اسباب بطلان که در کلیات راجع به شرکتها به آنها پرداخت ایم، بحث نخواهیم کرد، بلکه فقط به بحث دربارۀ بطلان ویژه شرکت با مسئولیت محدود می پردازیم و برای به انجام رساندن این امر علل بطلان و نتایج را به طور جداگانه بررسی می کنیم.
الف) علل بطلان شرکت با مسئولیت محدود
قانون تجارت، در مواد 96 و 97، دو نوع علت بطلان را پیش بینی کرده است: علت ماهوی و علت شکلی.
علت ماهوی بطلان را ماده 96 معین کرده است و آن این است که تمام سرمایه نقدی تأدیه نشده و سهم الشرکه غیر نقدی تقویم و تسلیم نشده باشد. علت شکلی بطلان را ماده 97 معین کرده است که به موجب آن در شرکتنامه باید به صراحت قید شود که سهم الشرکه های غیرنقدی هر کدام به چه میزان تقویم شده است. این عبارت، به این معناست که تقویم آورده های مالی باید به تفکیک و نسبت به هر شریک مشخص شود.
مسئله ای که در مورد این دو ماده مطرح می شود، این است که آیا فقط عدم تقویم سرمایه غیر نقدی موجب عدم تشکیل شرکت است و یا آنکه تقویم به مبلغی غیر واقعی و قید این مبلغ غیر واقعی در شرکتنامه به منزله عدم تقویم است، و البته با همان ضمانت اجرای بطلان. به نظر ما، تفسیر دو ماده مزبور که دربارۀ بطلان قرارداد شرکت است باید به صورت مضیق انجام شود و بنابراین باید این گونه تلقی کرد که فقط عدم تقویم و عدم قید صریح مبلغ تقویم شده در شرکتنامه موجب بطلان شرکت است. برعکس، هرگاه قیمت غیرواقعی باشد، تنها ضمانت اجرای آن مسئولیت تضامنی شرکا در قبال اشخاص ثالث ذی نفع است که ماده 98 قانون تجارت به آن اشاره دارد. خارج از علل بطلان مندرج در این دو ماده، شرکت را نمی توان به سبب عدم رعایت قواعد دیگر راجع به شرکت با مسئولیت محدود باطل اعلام کرد؛ از جمله عدم رعایت قاعده مندرج در ماده 109 قانون تجارت که مقرر می کند: هر شرکت با مسئولیت محدود که عده شرکای آن بیش از دوازده نفر باشد، باید دارای هیئت نظار باشد. در واقع، عدم تعیین هیئت نظار برای این گونه شرکت موجب بطلان آن نخواهد بود.

ب) نتایج بطلان شرکت
ماده 100 قانون تجارت مقرر می کند: «هر شرکت با مسئولیت محدود که بر خلاف مواد 96 و 97 تشکیل شده باشد، باطل و از درجه اعتبار ساقط است؛ لیکن شرکا در مقابل اشخاص ثالث حق استناد به این بطلان [را] ندارند». منظور از اشخاص ثالث، عملاً، طلبکاران شرکت هستند. پس شرکت، از نظر شرکا وجود ندارد؛ این امر به معنای آن نیست که اشخاص ثالث نتوانند بطلان شرکت را تقاضا کنند. در واقع، در صورت وجود شرایط بطلان که در مواد 96 و 97 قانون تجارت مندرج است، هر«ذی نفعی» می تواند تقاضای بطلان شرکت را در دادگاه مطرح کند، اما شرکای شرت نمی توانند چنین تقاضایی بکنند و در قبال اشخاص ثالث، بطلان شرکت را به سبب وجود شرایط مذکور مطرح سازند.
نکته ای که در این باره باید مطرح کرد این است که آیا صرف وجود علت بطلان در زمان تشکیل شرکت برای باطل بودن آن کافی است یا سود/زیان غیرواقعی اینکه تصحیح بعدی شرکا در رفع بطلان مؤثر است. فرض کنید شرکتی در اول فروردین 1374 تشکیل شده است، بدون آنکه تمام سرمایه نقدی آن پرداخت شده باشد. در اول مهر ماه، بطلان شرکت تقاضا می شود، اما دادگاه ملاحظه می کند که همه سرمایه نقدی شرکت در اول شهریور 1374 پرداخت گردیده است. در این وضعیت، آیا این شرکت باطل تلقی می شود و کسانی که تقاضای بطلان شرکت را کرده اند می توانند از آثار بطلان آن استفاده کنند یا خیر؟ در پاسخ به این سؤال باید قائل سود/زیان غیرواقعی به تفکیک شده و گفت که تصحیح بعدی از جانب شرکا، آن هم در زمانی که شرکت باطل بوده است، تأثیری در حقوق اشخاص ذی نفع ندارد؛ اما از تاریخ تصحیح ، با جمع شرایط دیگر تشکیل شرکت، شرکت تشکیل شده محسوب می شود و باطل تلقی نمی گردد. بنابراین، در مثال مذکور، تقاضا کنندگان بطلان، از آثار بطلان تاریخ او شهریور می توانند استفاده کنند؛ اما از آن تاریخ به بعد، چون شرکت تشکیل شده و موجود است، موجبی برای استفاده از آثار بطلان موجود نیست و دعوای متقاضیان سالبه به انتفای موضوع است.

"جمعه سیاه" در ایران، حراج غیرواقعی و تقلید نابجا از یک سنت غربی

جمعه سیاه، آغاز فرآیند خرید برای کریسمس است که با بهترین تخفیف‌ها در آخرین جمعه ماه نوامبر انجام می‌شود.

ی

به گزارش گروه اجتماعی قدس آنلاین، "بلک فرایدی" سود/زیان غیرواقعی در آمریکا بعد از روز شکرگزاری است، که عملاً آخرین جمعه ماه نوامبر به‌شمار رفته و آغاز آیین خرید برای کریسمس حساب می‌شود.

جمعه سیاه، یک روز تعطیل نیست، اما اکثر شرکت‌ها این اجازه را به کارکنان خود می‌دهند که این روز را مرخصی گرفته و به خرید سال نو بپردازند.

سال‌ها است که این روز، شلوغترین روز برای فروشنده‌ها است، هر چند آمریکای شمالی محل اصلی رخداد این سنت است، اما همچون بسیاری از سنتهای دیگر این منطقه، این سنت نیز به کشورهای دیگر سرایت کرده‌است.

این روز به قدری اهمیت دارد که فروشگاه‌ها قبل از ساعت ۴ صبح کار خود را آغاز کرده و مردم از همان زمان برای خرید به فروشگاه هجوم می‌آورند و باید تا قبل از آغاز شب خرید کرده باشند.

قرن‌ها است که صفت سیاه در فرهنگ‌های مختلف برای توصیف رویدادی بدشگون استفاده می‌شد. در تاریخ آمریکا، عبارت «جمعه سیاه» به رسوایی بازار طلا، در روز ۲۴ سپتامبر سال ۱۸۶۹ اشاره دارد. پس از پایان جنگ داخلی آمریکا، بین ایالات متحده آمریکا و ایالات مؤتلفه آمریکا، نوبت به دوران دوازده ساله بازسازی آمریکا رسید.

بدین ترتیب، ایالت‌های شکست خورده جنوبی، مورد بازسازی ایالت‌های شمالی پیروز قرار گرفتند و دو تن از زمین خواران آن دوره به نام جِی گولد و جیمز فیسک به واسطه خریدهای عمده در مدتی کوتاه، انحصار موقت طلا را به دست گرفتند.

آن‌ها از این طریق سود کلانی به دست آوردند و دولت وقت که به‌موقع متوجه این سوءاستفاده نشد، حجم طلای بالایی را روانه بازار کرد تا قیمت از دست رفته ثابت شود. اما در نهایت، زندگی بسیاری ویران شد، و از آن روز به نام جمعه سیاه یا بلک فرایدی یاد می‌شود.

اولین کاربرد جمعه سیاه

از اولین کاربردهای ثبت‌شده عبارت بلک فرایدی، می‌توان به مجله Factory Management and Maintenance در نوامبر سال ۱۹۵۱ اشاره کرد. در آن دوران کارگران به صورت دسته جمعی با همدیگر توافق می‌کردند، و به بهانه‌های مختلف مرخصی می‌گرفتند.

به سود/زیان غیرواقعی همین ترتیب، فردای روز عید شکرگزاری (روز جمعه) به کارخانه‌ها نمی‌رفتند و تعطیلاتی چهار روزه در روزهای پنجشنبه، جمعه، شنبه و یکشنبه داشتند. اما مثل بسیاری از کلمات دیگر زبان انگلیسی، کاربرد عبارت بلک فرایدی به این صورت جا نیفتاد.

قانون رایج بین حسابداران

در گذشته، سود/زیان غیرواقعی قانونی نانوشته بین حسابداران رایج بود که در ترازنامه‌های خود، اگر صورت سود و زیان آنان منجر به ضرر می‌شد؛ از جوهر قرمز استفاده می‌کردند.

استفاده از جوهر قرمز رنگ، تنها جهت نمایان‌تر شدن ضرر در بیلان بود، اما اگر صورت سود و زیان به سود می‌انجامید، از جوهر مشکی استفاده می‌شد.

در اوایل دهه ۶۰ میلادی، حسابداران همیشه فردای روز عید شکرگزاری، حساب‌های خود را مشکی رنگ می‌دیدند و این روز سرآغاز موج سود و خریدهای پیش از عید به حساب می‌آمد. از این رو، بین خود آن را «سود/زیان غیرواقعی سود/زیان غیرواقعی بلک فرایدی» به معنای جمعه مشکی نام‌گذاری کردند.

خشونت و جرایم در جمعه سیاه

خشونت , جرم و درگیری در جمعه سیاه یکی از دلایلی است که پلیس این نام را برای این روز در نظر گرفته است. که ریشه در قتل ها و درگیری های این روز در فروشگاه های مختلف دارد.

از جمله سال 2010 که در فروشگاه زنجیره ای وال مارت درگیری های خریداران منجر به 10 کشته و 111 مصدوم شده است که پس از این حادثه هشتگ ایجاد شد.

حراج جمعه در کشورهای مختلف

در اکثر نقاط دنیا این روز به عنوان پادشاه حراجی‌ها به رسمیت شناخته شده و برگزار می‌شود. خریداران همواره به این روز به عنوان فرصتی طلایی برای خرید نگاه کرده و نوع و تاریخ برگزاری این حراجی در هر یک از کشورهای دنیا با توجه به فرهنگ آن‌ها متغیر است.

جمعه سیاه در ایران

از دو سال پیش، یک دو فروشگاه‌ اینترنتی با ارائه تخفیفاتی جزئی سعی کردند که خود را با روز جهانی جمعه سیاه تطبیق دهند. این در حالی است که جمعه سیاه در ایران مانند کشور های دیگر در آستانه سال جدید برگزار نمی‌شود. بلکه دقیقا در روز جهانی بلک فرایدی تشکیل می شود که در آذرماه است و سنخیتی با خرید شب عید در ایران ندارد.

3 مشکل اصلی برگزاری جمعه سیاه در ایران

طبق آمارهایی که شرکت های مختلف از جمعه سیاه ایرانی می دهند، می‌توان فهمید در ایران استقبال خوبی از جمعه سیاه نمی شود، چون زمان آن مثلا باید در حدود یک هفته به عید نوروز باشد.

1. تخفیف‌های غیر واقعی:

در ایران، اجناس اصلی و مورد نیاز مردم از جمله وسایل الکترونیکی تخفیف ندارند یا اگر داشته باشند؛ بسیار ناچیز است. بنابر این بیشتر تخفیف‌ها برای لباس و لوازم آرایشی و بهداشتی ارائه می شوند.

گزارش‌های منتشر شده از حراجی‌های سال گذشته در ایران، نشان می‌دهد برخی فروشگاه‌ها اجناس خود را پیش از شروع جمعه سیاه گران کرده و بعد تخفیف‌ها را اعمال کردند یا اینکه تخفیف‌های عمده شامل اجناسی بوده که مشتری ندارند.

2. مشکلات فروش فروشگاه‌های آنلاین:

شلوغی سایت‌ها و خوابیدن سایت‌ها بر اثر ترافیک زیاد در یک روز، صدها خرید و درخواست سفارش اشتباه، عدم پاسخ‌گویی و توانایی در پردازش خریدها توسط فروشگاه‌ها، همگی موجب تجربه خرید ناموفق برای بسیاری از کاربران شده است.

3. عدم سنخیت زمانی با خرید سال نو در ایران

همانطور که گفته شد، حراجی‌ جمعه سیاه در پایان سال میلادی برگزار می‌شود، در حالی‌ که این تاریخ در ایران مصادف با اوایل آذرماه است. یعنی در زمانی که برخی مردم قدرت خرید ندارند و در تب و تاب خرید سال نو نیستند.

نظر یک جامعه شناس درباره برگزاری جمعه سیاه در ایران

جعفر بای جامعه شناس و آسیب شناس اجتماعی در رابطه با بلک فرایدی یا «جمعه سیاه» اظهار کرد: معمولا در فرهنگ خودمان بازارهای سنتی و گاهی اوقات هفتگی را داریم که در برخی از شهرهایمان وجود دارند و ملزومات اصلی و خوراکی ها را به فروش می رسانند.

بای افزود: هر خانواده در طول مدت زمانی نیازمند وسایل جدید و نو هست و با توجه به کهنه شدن آنها، مرتب به سبک های جدید نیاز پیدا می کند. به همین دلیل وجود بازارهای حراجی از جمله «جمعه بازار» به خصوص در پایان سال که ما به استقبال سال نو می‌رویم، این امکان را فراهم می کند که همه اقشار مردم از جمله قشرهای محروم و نیازمند نیز بتوانند از امکانات و وسایل استفاده کنند.

◄ نتیجه سوخت ارزان؛ سود قاچاقچیان یا زیان رانندگان؟

نرخ غیر واقعی سوخت نه تنها به نفع رانندگان نیست بلکه کاملا به زیان راننده است.

نتیجه سوخت ارزان؛ سود قاچاقچیان یا زیان رانندگان؟

رئیس هیئت مدیره انجمن رانندگان کامیون‌های یخچال‌دار استان تهران معتقد است نرخ غیر واقعی سوخت نه تنها به نفع رانندگان نیست بلکه کاملاً به زیان آنان است.

به گزارش تین نیوز، عبدالله خانعلی با بیان این مطلب به خبرنگار این شبکه خبری گفت: با نگاهی جامع و آسیب‌شناسی به حمل‌ونقل بیمار ایران مشخص می‌شود منشاء این بیماری یارانه غیراصولی و نرخ غیر واقعی سوخت است.

وی اظهار کرد: قیمت غیرواقعی سوخت از یک طرف حمل‌ونقل جاده‌ای ایران را به سوی خود مالکی کشانده و از طرف دیگر به عدم صرفه اقتصادی این حرفه منجر و باعث شده است که اختلاف سنی 50 ساله ناوگان و سرمایه‌گذاری‌های کلان، دیده نشود.

او این موضوع را ظلمی آشکار که از سیاستگذاران این عرصه به راننده ایرانی روا داشته شده است دانست و افزود: این سیاست موجب شده راننده متوجه غیر اقتصادی بودن فعالیت خود و بر باد رفتن و دود شدن سرمایه‌های ملی کشورش نشود و به فکر جایگزینی خودروی فرسوده خود با ناوگان نو نباشند.

خانعلی با بیان این‌که ممکن است برخی رانندگان به این دیدگاه وی اعتراض داشته باشند، گفت: ولی اثبات این دیدگاه چندان مشکل نیست، به عنوان مثال در گذشته‌ای نه چندان دور حدفاصل سال‌های 1383 الی سال 1386 ، تنها شرکت سایپا دیزل هزاران کامیون در محل شرکت دپو کرده بود و با 18 میلیون تومان پیش پرداخت ولوو F H 460 اتوماتیک را با اقساط پنج و هفت ساله به قیمت 93 میلیون تومان تحویل خریداران می‌داد، ولی با عدم خریدار مواجه شده بود.

به گزارش تین نیوز، او افزود: در آن زمان حتی دارندگان ناوگان فرسوده به‌دلیل عدم توانایی مالی از این اقدام استقبال نمی‌کردند، مسئولان هم در بهترین دوران برای نوسازی ناوگان فرسوده بودند، ولی متاسفانه در آن زمان هیچ تدبیری برای نوسازی ناوگان نداشتند، وگرنه با اختصاص وام پایانه‌ای ناوگان فرسوده را تبدیل به احسن می‌کردند، آیا برای این عدم استقبال از هر دو طرف معادله، می‌توان دلیلی غیر از نرخ غیر واقعی و بسیار پایین سوخت متصور بود؟

رئیس هیئت مدیره انجمن رانندگان کامیون‌های یخچال‌دار استان تهران اظهار کرد: شاید در آن زمان دارندگان ناوگان قدیمی با عمر بالا استدلال‌شان این بود که مگر در پرداخت کرایه به ولوو و ماک از بندرعباس تا تهران تفاوتی قائل می‌شوند؟ مگر به حال صاحب تیرآهن تفاوتی می‌کند که بارش با چه کامیونی حمل شود؟ مگر صف نوبت کامیون‌های نو با کهنه جدا است؟ در آن زمان اختلاف قیمت کامیون نو اروپایی با کامیون فرسوده حد اکثر چهار برابر بود، اما حالا چند برابر شده است؟ مشکلی که با دادن وام پایانه‌ای به آسانی قابل حل بود، آیا برای این امر دلیلی غیر از مدیریت نادرست می‌توان بر شمرد؟

به گزارش تین نیوز، وی ادامه داد: صرفه اقتصادی، واقعیتی است که در تمام شئونات زندگی حرف اول را می‌زند، اما در نبود مدیریت درست و سیاست‌گذاری کلان و در شرایطی که بهینه‌سازی و مصرف بهینه سوخت در افکار مسئولان جایی ندارد و وقتی در افکار بعضی از مسئولان، محیط‌زیست، آلودگی هوا و سلامتی مردم جایی ندارد، طبیعی است که راننده هم محاسبات خاص خود را داشته باشد.

خانعلی تاکید کرد: اعتقاد راسخ دارم تا زمانی که راننده از مسئولان انتظار یارانه در زمینه سوخت، لاستیک، روغن، لوازم و قطعات یدکی دارد بدین معناست که استقلال ندارد و باید همیشه در استعمار و استثمار صاحب کالا، شرکت‌های حمل‌ونقلی و دلالان باشد، زیرا آنها هم به دلیل همین یارانه‌ها از راننده انتظار دارند و حتی راننده را مجبور به حمل کالاهایشان با نرخ غیر واقعی و بسیار پایین می‌کنند، بدون این‌که مصرف کنندگان از این یارانه‌ها بهره‌مند شوند.

این فعال صنفی با طرح این پرسش‌ها که چرا راننده تلاش می‌کند از دولت یارانه بگیرد و بدون این‌که خودش از این یارانه منتفع شود آن‌را در اختیار مثلثی به‌نام صاحب کالا، شرکت‌های حمل‌ونقلی و دلالان قرار دهد و نیز وقتی قرار است راننده از یارانه سوخت سودی نبرد چرا نمی‌خواهد این سود به خزانه دولت واریز و سود آن به آحاد جامعه برسد؟ گفت: چرا رانندگان که همه لوازم مورد نیاز خود را به‌دلیل وارداتی بودن آنها خیلی بالاتر از قیمت جهانی بعلاوه ارزش افزوده و غیره خریداری می‌کنند، از نرخ واقعی سوخت هراس دارند؟ چرا از این‌که کار و در آمدشان واقعی شده و بی‌منت کار کرده و بی‌منت دست در جیب خودشان کرده و مایحتاج خود را خرید و تامین کنند واهمه دارند؟

او خاطرنشان کرد: به‌ یاد بیاوریم که در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد، به یک‌باره قیمت سوخت از 165 ریال سود/زیان غیرواقعی به 1500 ریال افزایش یافت، دقیقاً 9 برابر، آیا اتفاق خاصی افتاد؟ آیا حمل‌ونقل متوقف شد؟

خانعلی بیان کرد: به‌طور قطع کسانی که از نرخ غیرواقعی سوخت بهره‌مند می‌شوند، رانندگان نیستند، بلکه کسانی هستند که به قاچاق سوخت اشتغال دارند، آنها قاچاق می‌کنند ولی به نام من راننده و دیگر رانندگان نوشته می‌شود، به همین دلیل نسبت به پخش شایعه گرانی و تورم در صورت بالا رفتن نرخ سوخت در جامعه و ترسانیدن مسئولان اقدام می‌کنند.

به گزارش تین نیوز، او تاکید کرد: معتقدم نرخ غیر واقعی سوخت نه تنها به نفع رانندگان نیست بلکه به جرأت می‌گویم کاملاً به زیان راننده است، لذا این برهه‌ای که در آن قرار گرفته‌ایم بهترین زمان برای رهایی از این وابستگی و استقلال راننده است.

وی افزود: درمان بیماری حمل‌ونقل جاده‌ای ایران از مرحله تجویز دارو و درمان گذشته است، این بیمار دچار غده سرطانی بدخیمی شده که تنها راه درمان و بهبودی آن عمل جراحی است و جراحی هم با درد همراه است، متاسفانه ما رانندگان از این جراحی هراس داریم، در نتیجه مسئولان هم به همین دلیل اقدامی نمی‌کنند.

حساب سازی در حسابداری

رسوایی های مالی مختلفی که در شرکت های بزرگ ایالت متحده آمریکا اتفاق افتاد نمونه ای از حساب سازی در حسابداری است، طبیعی است که این رویدادهای تغییر حساب تاثیر بسیار زیادی را بر نهادها و سازمان های مالی آن کشور بگذارد.

حساب سازی از جمله پدیده های قدیمی است که ریشه های آن در اوایل قرن نوزدهم در اشکال مختلف جوانه زد که در ابتدا به صورت هموار سازی و سپس به صورت اندوخته های پنهان ایجاد شده ظاهر گردید.

تعریف

گریفیس یک روزنامه نگار تجاری بود که حساب سازی را عملی نامطلوب قلمداد می کرد وی عقیده داشت حساب سازی در حسابداری به معنای انجام یک فریب که دارای ظاهری کاملا قانونی است.

حساب سازی در صورت های مالی رخ می دهد بدین منظور که آمار و ارقام موجود در این صورت ها بر اساس منفعت ها و ضعف های موجود در نظارت بر استانداردهای حسابداری در آن نهاد یا سازمان مورد تغییر قرار می گیرد.

بر اساس تعاریف گوناگون، جمعی از اقتصاددانان حساب سازی را اینگونه بیان می کنند:

حساب سازی در حسابداری یعنی اینکه حسابداران با استفاده از دانش خود، گزارشات مالی و حسابداری را دستکاری می کنند.

حساب سازی در حسابداری - تعریف حساب سازی در حسابداری

از جدیدترین تعاریف موجود در این زمینه می توان به بیانات زیر اشاره کرد.

حساب سازی در حسابداری نمایش غیر منصفانه ای از حساب های مالی به وسیله فن تولید و نمایش است یعنی در مواردی پیش می آید که حسابداران و بنگاه های تجاری بنا بر منافع مد نظر حقایق حسابداری و مالی را به صورت غیر منصفانه ای به تصویر بکشند.

به عنوان نمونه نمایش نادرست اطلاعات از میزان سودآوری شرکت و یا ارائه گزارش های مالی زیان آور از عملکرد یک سازمان که نمایش نادرست از اطلاعات صحیح مالی یک سازمان باعث می شود در بعضی موارد حتی حسابرسان نیز دچار سردرگمی بشوند.

نام دیگر حساب سازی، حسابداری جسورانه است، در حساب سازی تغییر در صورت های مالی ارقام درج شده سبب می شود تا این صورت های مالی از نظر ظاهری کاملا قانونی به نظر بیاید و از لحاظ استانداردهای حسابداری نیز مشکلی نداشته باشد در صورتی که واقعیت امر چیز دیگری است.

از اهداف حساب سازی می توان به نمایش غیر واقعی سود اشاره کرد که برای رسیدن به چنین اهدافی از ترفندهای مختلفی استفاده می شود که برای نمونه تامین مالی برون ترازنامه ای، شناسایی بیشتر درآمدها و گزینه های دیگر در این زمینه می توان نام برد.

متاسفانه برخی از تلاش های استانداردهای حسابداری برای مقابله با حساب سازی در حسابداری حتی با وجود تغییرات عمده در استانداردها با شکست مواجه می شود زیرا حسابدارانی که دست به چنین کارهایی می زنند روش هایی را برای دور زدن این استانداردها به کار می گیرند.

به عنوان نمونه میتوان شرکت انرون را مثال زد که با وجود سهام بسیار زیاد در زمینه انرژی اما به دلایل حساب سازی از لیست بهترین شرکت های آمریکایی در مدت زمان کوتاهی حذف گردید.

انواع روش های مختلف حساب سازی در حسابداری

حساب آرایی که نام دیگر حساب سازی در حسابداری است از طریق روش های مختلفی انجام می گیرد مانند: استفاده زیاد از برآوردهای مالی ، استفاده از اقلام تعهدی اختیاری و … که به طور کلی در دو گروه زیر قرار می گیرند.

هموار سازی سود

از دیدگاه حسابداری هموار سازی سود به معنای این است که با اعمال تغییرات در ثبت هزینه ها و درآمد ها باعث شویم تا سود کلی شرکت در سال های متمادی تغییرات اندکی را نشان دهد به گونه ای که روند سود شرکت تغییرات عمده ای را نشان ندهد.

باید در مقاله حساب سازی در حسابداری بگوییم در واقع هموار سازی سود به معنای کاهش نوسان های دوره ای سود می باشد، این عمل که ممکن است با انگیزه های متفاوتی انجام بگیرد می تواند کیفیت سود را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد.

حساب سازی در حسابداری - هموارسازی سود

پژوهشگران معتقدند سرمایه گذاران بر این باور هستند که شرکت هایی برای سرمایه گذاری مناسب تر است که از یک روند سودآوری ثابت برخوردار باشند زیرا سرمایه گذاری در شرکت هایی که سود دهی متغیری دارند دارای ریسک زیادی است.

نکته حائز اهمیت در این زمینه این است که هموار سازی سود باعث افزایش سود یک شرکت می شود و به طور بالقوه سرمایه گذاران را به سرمایه گذاری ترغیب می کند. هموار سازی سود به دو دسته کلی تقسیم می شود:

حساب سازی در حسابداری - نقش استانداردهای حسابداری در رویکرد هموارسازی سود

روش های زیر در حساب سازی در حسابداری موثرند که به صورت خلاصه به آنها می پردازیم.

ساختار مبهم برخی از رویه ها، قوانین و استانداردهای حسابداری

ممکن است برخی از رویه ها، قوانین و استانداردهای حسابداری دارای ساختاری ابهام برانگیز و منعطف باشند، ازین رو سبب می شود تا سلیقه در بکارگیری این رویه ها دخالت داشته باشد که در حسابرسی از اصطلاحی به نام نواحی خاکستری از آن نام برده می شود.

سبقت گرفتن پیشرفت های فناوری از فرایندهای تدوین و تنظیم قوانین و استانداردهای حسابداری

تغییرات روزانه فرایندهای فناوری و روش های تجاری باعث شده است تا روش سود/زیان غیرواقعی های حسابداری از آنها عقب بمانند و به گونه ای حسابداری دنباله رو فناوری و تجارت است. به همین دلیل است که حرفه حسابداری با فقدان رویه ها و استانداردهای خود مواجه است.

پذیرش مسئولیت پاسخگویی در قبال تخصیص منابع به روشی نادرست

رقابت سبب می شود تا شرکت تحت تاثیر فشارهایی قرار بگیرد و این امر سبب می شود تا نتایج و گزارش های مالی دچار مبالغه گردند، بازار رقابت عامل اصلی ارائه صورت های مالی رضایت بخش برای سرمایه گذاران و سهامداران یک سازمان می باشد.

روش های متداول برای حساب آرایی در حسابداری

حساب سازی در حسابداری برای گمراه کردن سرمایه گذاران، سهامداران، اعتبار دهندگان بانکی و … به کار می رود در این میان از روش های متداولی استفاده می شود که در ذیل به آنها اشاره می کنیم.

۱-عدم ثبت فروش و درآمد در دفاتر و یا کمتر ثبت کردن انها از طریق به وجود آوردن خریداران ساختگی و کد (شماره اقتصادی)جعلی و یا کد دیگران مخصوصا موسساتی که فروش کالای انها از طریق شعبه،نمایندگی ،کارگزار و توزیع کننده به عمل می آید

2- حساب سازی در حسابداری و حساب به حساب کردن، ثبت فروش یا درآمد در حسابهای بستانکاران،جاری شرکاء و غیره

قیمت‌های غیرواقعی به کام بنکداران و به زیان مصرف‌کنندگان/ اعتمادسازی؛ ضرورت نخست بازار امروز

کافی است برای خرید مایحتاج منزلتان به یک فروشگاه یا سوپرمارکت مراجعه کرده باشید، بی‌شک سود/زیان غیرواقعی سود/زیان غیرواقعی در هنگام خرید بارها و بارها متوجه قیمت‌های کاذب و غیرواقعی مندرج بر روی برخی اقلام.

reset

قیمت‌های غیرواقعی به کام بنکداران و به زیان مصرف‌کنندگان/ اعتمادسازی؛ ضرورت نخست بازار امروز

به گزارش بلاغ، اگر مسئولیت خرید منزلتان را بر عهده داشته باشید، بر این نکته صحه می‌گذارید که نرخ درج شده بر روی برخی از کالاها در بازار که اتفاقا کم هم نیستند؛ تفاوت فاحشی با قیمت عرضه آن از سوی واحدهای صنفی و فروشگاهی دارد.

کافی است برای خرید مایحتاج منزل‌تان به یک فروشگاه یا سوپرمارکت مراجعه کنید، بی‌شک در هنگام خرید بارها و بارها متوجه قیمت‌های کاذب و غیرواقعی مندرج بر روی برخی اقلام نظیر: مواد

شوینده، تن‌ماهی، دستمال کاغذی، کنسروها، روغن‌های مایع و جامد، ماکارانی و. شده‌اید که این سوال در ذهن آدمی شکل می‌گیرد که چرا قیمت درج شده بعضاً تا 50 درصد با قیمت فروش متفاوت است؟ آیا دستگاهی بر روی تعیین نرخ این کالاها نظارت نمی‌کند؟

اعتماد مشتری، بزرگ‌ترین سرمایه بازار

از قدیم بین بازاری‌ها و اصناف معروف بوده و هست که گران‌سنگ‌ترین سرمایه یک بازاری، اعتماد مشتری به اوست. بدین جهت، بازار همواره حامی مشتری و مصرف‌کننده بود و در مسیر این حمایت، هیچ هم‌ نیاز به دستگاه‌های ناظر نداشت.

به گفته مطلعان علم بازار، مشکل بین بازاری و مشتری از آنجا آغاز شد که حس "اعتماد" بین آنها با زیاده‌خواهی

عده‌ای آسیب دید. مخدوش شدن اعتماد مشتری تا آنجا پیش رفت که برای جلب نظر او حتی نمی‌توان قید "تخفیف ویژه" را هم مفید و موثر دانست.

جالب اینجاست که از نظر مشتری سود این کالاهای مشمول تخفیف چه میزان است که فروشندگان بازار حتی با 50 درصد زیر قیمت مندرج بر روی آن کالا، هنگام فروش باز هم سود لازم را می‌برند؟

این قیمت‌های غیرواقعی در نهایت به کام تولیدکنندگان و فروشندگان و به زیان مصرف‌کنندگان است؛ مصرف‌کنندگانی که به دستگاه‌های نظارت بر تعیین نرخ بازار اعتماد داشته و بر همین اساس نرخ‌های اعلام شده از سوی فروشندگان را می‌پذیرند.

این نکته قابل توجه است که این قیمت‌های غیر کارشناسی و غیرواقعی موجب چند نرخی

شدن یک کالا در فروشگاه‌های متعدد شده و موجب برهم خوردن تعادل بازار نیز خواهد شد.

ملاک نرخ‌گذاری، معادله‌ای ساده اما غیرشفاف

در نگاه دیگری می‌توان گفت: قیمت‌های مندرج بر روی اقلام از سوی کارخانه‌های تولیدی، با حاشیه سود بالایی همراه است که از عوامل وسوسه‌انگیز و ترغیب‌کننده برای خریداران و بنکداران است تا استناد بر قیمت مندرج بر روی کالاها، بی‌دردسر به اخذ سودهای بالا از مشتریان بپردازند.

پرسش مقدر برای مصرف‌کنندگان همواره این بوده و هست که معیار نرخ‌گذاری‌ها از چه منطقی پیروی می‌کند؟ آیا با پایه قرار دادن هزینه تمام‌شده می‌توان مبادرت به نرخ‌گذاری برای هر واحد تولیدی

کرد و یا باید از یک قاعده کلی و عمومی متناسب با عرف تعرفه ملی و جهانی هم تبعیت کرد؟

از منظر دیگر، بنظر می‌رسد درج نرخ‌های با حاشیه سود بالا بر روی اقلام، یک ترفند جالب از سوی تولیدکنندگانی است که به دلایل گوناگون، توان رقابت در بازار را به لحاظ کیفی و کمی نداشته و با این ترفند بدنبال جذب مشتریان بیشتری هستند.

هر چند عدم توانایی این دسته از تولیدکنندگان برای رقابت در عرصه تبلیغات و بازاریابی نیز از دلایل دیگر، درج قیمت‌های غیرواقعی بر روی اقلام به حساب می‌آید، اما این روند در بازار امری نکوهیده و نامتعارف است.

حلقه مفقوده بازار، که در حال خودنمایی است

نباید فراموش کنیم که مهمترین عامل توافق فی‌مابین در بازار جهت خرید یک کالا، اعتماد طرفین

به قیمت درج شده بر روی کالاهاست؛ که با ادامه روند درج قیمت های غیر واقعی در آینده‌ای نزدیک شاهد فرو ریختن دیوار اعتماد فی‌مابین فروشندگان و مصرف‌کنندگان در کشور خواهیم بود.

در پایان امید می‌رود در سال جاری و با نظارت جدی دستگاه‌های ذیربط بویژه انجمن حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان، تعزیرات و واحدهای بازرسی در استان، شاهد بازاری سالم، پویا و پرثمر باشیم.

برای نیل به بازاری متعادل و مبتنی بر اعتماد، باید به بعد اخلاق تجارت و کسب و کار توجه بیشتری شود. بی‌حکمت نبوده در گذشته سود/زیان غیرواقعی نه‌چندان دور، شرط ورود به بازار برخورداری از سطح آگاهی‌های لازم فقهی و اخلاقی بوده و درس مکاسب، یکی از دروس ممتد بازاری‌های کشور بشمار می‌رفته است، همان دوره‌های پیوسته آموزشی که مدتی است در برخی شهرهای مازندران با تلاش خود بازاری‌ها در حال برگزاری است.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.