دلایل کال مارجین شدن شدن


سطح مارجین (Margin Level) چیست؟

سطح مارجین (مارجین لِوِل) ، همان نسبت اکوئیتی به مارجین می باشد (به درصد). سطح مارجین = (اکوئیتی تقسیم بر مارجین) × ۱۰۰ توجه داشته باشید که درک مفهوم سطح مارجین یا مارجین لول، بسیار با اهمیت هست. بروکر توسط این معیار تشخیص می دهد که معامله گر امکان ترید دارد یا نه. هر بروکری محدودیت های خاص خود را برای سطح مارجین دارد. اما می توان گفت اکثر بروکر ها سطح صد درصد را برای سطح مارحین در نظر گرفته اند. این محدودیت را سطح کال مارجین ( Margin Call ) نامیده می شود. سطح کال مارجین صد درصد به این معنی است که اگر مارجین لول حساب شما به صد درصد برسد، شما هنوز می توانید پوزیشن هایتان را ببندید، اما نمی توانید پوزیشن جدیدی بگیرید. بنابراین وقتی که سطح کال مارجین صد درصد رخ دهد، اکوئیتی حساب شما با مارجین حساب تان برابر شده است و شما در حال ضرر دادن در پوزیشن هایتان هستید و روند بازار برخلاف پوزیشن های شما در دلایل کال مارجین شدن شدن حرکت است، هنگامی که اکوئیتی حساب شما برابر مارجین گردد، شما به هیچ عنوان نمی توانید پوزیشن جدیدی بگیرید. در حقیقت کارگزاری با این کار به شما اجازه نمی دهد که بیشتر از پول موجود در حساب خود ریسک کنید و در نهایت به کارگزاری بدهکار شوید. تصور کنید که شما یک حساب ۲۰۰۰۰ دلاری و یک پوزیشن ضررده با مارجین ۲۰۰۰ دلار دارید. اگر بازار بر خلاف پوزیشن شما در حرکت باشد و ضرر شما به ۱۸۰۰۰ دلار برسد اکوئیتی شما ۲۰۰۰ دلار خواهد بود (۲۰۰۰۰ دلار منهای ۱۸۰۰۰ دلار) که با مارجین شما برابر می باشد. بنابراین سطح مارجین شما (۲۰۰۰ تقسیم بر ۲۰۰۰) × ۱۰۰، مساوی صد درصد خواهد بود. هنگامی که سطح مارجین به صد درصد برسد، دیگر نمی توانید هیچ پوزیشن جدیدی بگیرید، مگر اینکه بازار تغییر جهت بدهد و اکوئیتی شما بیشتر از مارجینتان گردد. اما اگر بازار بازهم به روند خلاف معامله شما ادامه دهد، چه اتفاقی می افتد؟ اگر بازار به روند خلاف پوزیشن شما ادامه دهد. بروکر پوزیشن های ضررده شما را خواهد بست. البته هر بروکری، محدودیت های خاص خود را در این زمینه دارد. این محدودیت سطح استاپ اوت ( Stop Out Level ) نامیده می شود. به عنوان مثال؛ هنگامی که توسط بروکر، سطح استاپ آوت پنجاه درصد قرار داده می شود، متاتریدر به طور اتوماتیک معامله شما را هنگامی که سطح مارجین شما به پنجاه دلایل کال مارجین شدن شدن درصد برسد، می بندد و این کار را با بستن معامله ای که بیشترین ضرر را داشته است، شروع می کند. معمولا، بسته شدن یک پوزیشن ضرر ده باعث می شود که سطح مارجین به بالای پنجاه درصد برسد، زیرا این کار، مارجین پوزیشن را آزاد می کند؛ به بیان دیگر، مجموع مارجین استفاده شده پایینتر می آید و بنابراین سطح مارجین بیشتر خواهد شد. می توان گفت که سیستم در ابتدا با بستن ضررده ترین پوزیشن، سطح مارجین را به بالاتر از پنجاه درصد می رساند. اما اگر پوزیشن های دیگر شما همچنان در حالت ضررده باقی بمانند و سطح مارجین به پنجاه درصد برسد، سیستم پوزیشن های دیگر شما را هم خواهد بست. چرا بروکر زمانی که سطح مارجین به سطح استاپ آوت می رسد، پوزیشن های شما را می بندد؟ این مساله به این دلیل است که بروکر نمی تواند اجازه دهد تا شما بیشتر از پولی که در حساب دارید ضرر بدهید. زیرا ممکن است بازار همچنان مخالف با پوزیشن شما پیش برود و بروکر برای همیشه ضرر شما را متقبل نمی شود.

A. راهنمای بخش ها

B. راهنمای سامانه ها

C. راهنمای ابزارها + ویژگی ها

D. راهنمای پروفایل ها

E. راهنمای حساب + پنل کاربری

F. مفاهیم و آموزش های پایه

G. آموزش مفاهیم و روش های تحلیلی

H. آموزش روش ها و مفاهیم معاملاتی

I. روش ها و مفاهیم پرداخت ارزی

هر گونه کپی برداری از محتوا، تولیدات، شکل و سایر اجزای سایت صرفا با موافقت مکتوب مجاز می باشد

مارجین فارکس چیست؟

مارجین فارکس چیست؟

احتمالاً پیش از این در معاملات فارکس اصطلاح «مارجین» را شنیده باشید یا حتی شاید مفهومی کاملاً جدید برای شما باشد. در هر صورت، موضوع بسیار مهمی است که برای تبدیل شدن به یک تریدر موفق فارکس، باید به آن تسلط داشته باشید. در این مقاله به سوالات «مارجین فارکس چیست؟»، چطور محاسبه می‌شود و چه ارتباطی با لوریج دارد، پاسخ می‌دهیم.

مارجین در معاملات فارکس چیست؟

مارجین وثیقه (یا تضمینی) است که یک تریدر باید نزد بروکر خود سپرده‌گذاری کند تا بخشی از ریسکی را پوشش دهد که تریدر برای بروکر ایجاد می‌کند. معمولاً کسری از پوزیشن معاملاتی است و به صورت درصد بیان می‌شود. شما می‌توانید مارجین خود را به عنوان سپرده در تمام معاملات باز خود در نظر بگیرید.

مارجین مورد نیاز بروکر فارکس شما، حدأکثر اهرمی را که می‌توانید در حساب معاملاتی خود استفاده کنید تعیین می‌کند. بنابراین، تجارت با لوریج (اهرم) نیز گاهی اوقات به عنوان «ترید با مارجین» شناخته می‌شود. ترید با مارجین می‌تواند پیامدهای متفاوتی داشته باشد. مثلاً می‌تواند بر نتیجه تریدها تأثیر مثبت یا منفی بگذارد، به طوری که سود و ضرر احتمالی به طور قابل توجهی افزایش یابد.

نحوه محاسبه مارجین فارکس

فرض کنید بروکری اهرم 1:دلایل کال مارجین شدن شدن 20 را برای معاملات فارکس ارائه می‌دهد. به این معنا است که برای هر 20 واحد ارز در یک ترید باز، 1 واحد ارز به عنوان مارجین در نظر گرفته می‌شود. به بیان دیگر اگر اندازه پوزیشن فارکس 20 دلار بود، مارجین آن 1 دلار خواهد بود. در این مثال، مارجین برابر با 1/20 یا 5٪ است.

حال به صورت برعکس، اگر بدانیم که یک بروکر به مارجین 10 درصدی نیاز دارد، می‌توانیم محاسبه کنیم که برای هر 10 دلاری که ترید می‌کنیم، باید 1 دلار مارجین داشته باشیم. در این مثال، می‌توانیم لوریج ترید خود را 1:10 قرار دهیم.

مارجین آزاد (Free Margin) در فارکس چیست؟

تا اینجای کار فهمیدیم مارجین فارکس چیست و چه ارتباطی با لوریج دارد. حال باید مارجین آزاد را تعریف کنیم. مارجین آزاد فارکس مقدار پولی است که در یک حساب معاملاتی برای باز کردن پوزیشن‌های جدید در اختیار دارید. برای محاسبه آن می‌توانید مارجین استفاده شده (مارجین پوزیشن‌های در حال حاضر باز اکانت) را از ایکوئیتی (equity) کم کنید.

حال شاید برایتان سوال بشود که «ایکوئیتی چیست؟». وقتی که هیچ ترید بازی ندارید درواقع ایکوئیتی با بالانس یک مقدار هستند. زمانی که معامله در حال انجامی دارید، تغییرات آن بر ایکوئیتی اثر می‌گذارد. به محض بسته شدن ترید، بالانس هم تغییر می‌کند و دوباره مقدار بالانس و ایکوئیتی با هم برابر می‌شود.

مارجین آزاد فارکس در واقع شامل هر گونه سود یا زیان تحقق‌نیافته از پوزیشن‌های باز است. یعنی اگر یک پوزیشن باز دارید که در حال سود دادن است، می‌توانید از این سود به عنوان مارجین اضافی برای باز کردن پوزیشن جدید در حساب معاملاتی خود استفاده کنید.

برای درک بهتر مفهوم مارجین آزاد به این مثال توجه کنید. فرض کنید یک اکانت معاملاتی با بالانس 1000 دلار و مارجین 5% دارید. قصد داریم موقعیتی را باز کنیم که هزینه آن 8000 دلار است. در نقطه شروع ترید، موارد زیر صادق است:

بالانس حساب = 1000 دلار

مارجین = 400 دلار (5٪ از 8000 دلار)

مارجین آزاد = 600 دلار (ایکوئیتی – مارجین در حال استفاده)

ایکوئیتی = 1000 دلار

اگر ارزش این پوزیشن افزایش یابد و سود تحقق نیافته 50 دلاری بدهد، موارد بالا به این صورت خواهد بود:

بالانس حساب = 1000 دلار

مارجین = 400 دلار

مارجین آزاد = 650 دلار

ایکوئیتی = 1050 دلار

همانطور که می‌بینید مارجین استفاده شده و بالانس حساب تغییری نمی‌کنند. مارجین آزاد فارکس و ایکوئیتی هر دو زیاد می‌شوند تا میزان سود محقق‌نشده پوزیشن باز را منعکس کنند. توجه به این نکته ضروری است که اگر ارزش موقعیت ما به جای افزایش، 50 دلار کاهش داشت، مارجین آزاد و ایکوئیتی هر دو به یک میزان کاهش داشتند.

سطح مارجین در فارکس چیست؟

سطح مارجین فارکس مفهوم مهمی است که نسبت ایکوئیتی به مارجین استفاده‌شده را به صورت درصد نشان می‌دهد. چگونه سطح مارجین محاسبه می‌شود؟ ایکوئیتی تقسیم بر مارجین استفاده شده (Used Margin) ضربدر 100.

فرمول: سطح مارجین فارکس = (ایکوئیتی / مارجین استفاده شده) * 100

سطح مارجین 0٪ به این معنی است که حساب در حال حاضر هیچ موقعیت بازی ندارد. سطح مارجین فارکس 100% به این معنی است که ایکوئیتی حساب با مارجین استفاده‌شده برابر است. به عبارت دیگر تا زمانی که موجودی حساب خود را بیشتر نکنید یا سودهای تحقق نیافته شما زیاد نشود، بروکر اجازه ترید بیشتر در حساب شما را نخواهد داد.

مارجین کال در فارکس (margin call)

شاید یکی از بزرگ‌ترین کابوس‌های یک تریدر، مارجین کال در فارکس باشد. مارجین کال فارکس اعلانی است از طرف بروکر شما مبنی بر اینکه سطح مارجین شما کمتر از آستانه مشخص‌شده است که به عنوان سطح مارجین کال نیز شناخته می‌شود.

میزان مارجین کال از بروکری به بروکر دیگر متفاوت حساب می‌شود. در واقع به عنوان هشداری عمل می‌کند که اعلام کند بازار در خلاف جهت ترید شما در حال حرکت است. بروکرها این کار را به این خاطر انجام می‌دهند که تریدر از زیان غیرقابل جبران خود جلوگیری کند و تا حدی ضرر کند که حسابش اجازه می‌دهد.

چگونه می‌شود از غافلگیری ناخوشایند مارجین کال جلوگیری کرد؟ با نظارت منظم بر بالانس حساب خود و با استفاده از دستورات استاپ لاس در هر پوزیشنی که ایجاد می‌کنید. اقدام مهم دیگری که باید دلایل کال مارجین شدن شدن انجام دهید اجرای یک برنامه مدیریت ریسک معاملاتی است. با مدیریت موثر ریسک‌های احتمالی، آگاهی بیشتری از آن‌ها خواهید داشت و در موقعیت بهتری قرار خواهید گرفت. لازم نیست به طور کلی از آن‌ها اجتناب کنید، فقط بهتر است پیش‌بینی کنید.

دانلود فیلم سینمایی در خواست نهایی margin call با دوبله فارسی

یکی از علل اصلی پیدایش پول ساده تر ساختن امور تجاری می باشد. چرا که به کمک پول می توان رد و بدل کردن اوراقی بهادار را جایگزین معاملات پایاپای و کالا به کالا نمود. اما رفته رفته پیشرفت جوامع زمینه ساز تغییر نگاه افراد به پول شد. در حال حاضر نیز همان طور که می دانید پول بیشتر به صورت اعدادی کامیپوتری در آمده است.

دانلود فیلم سینمایی در خواست نهایی margin call با دوبله فارسی

این روزها دیگر به افرادی که دارای یک زندگی معقول و مرفه می باشند ثروتمند گفته نمی شود بلکه از نظر اکثر افراد جامعه ثروتمند کسی است که بر روی دیگر انسان ها قدرت و نفوذ داشته باشد. در بازار بورس نیز این حقیقت تلخ به خوبی عیان است، بازار بورس امروزه به یک زمین بازی تبدیل شده است که تنها بازیکنان حرفه ای قادر به افزایش هر روزه ی رقم دلارهای کامپیوتری خود می باشند.

در این مطلب لینک دانلود فیلم سینمایی درخواست نهایی (margin call) آورده شده است که کال مارجین نیز نامیده می شود. نام این فیلم در واقع به یکی از اصطلاحات بازارهای مالی اشاره می کند. در واقع به موجب این اصطلاح سرمایه گذار از سوی کارگزار اخطاری مبتنی بر پایین آمدن وجه تضمین خواهد گرفت. در واقع در چنین حالتی خیلی زود بسته و آفست شدن معاملات سرمایه گذار اتفاق افتاده و فرد متحمل ضرر مالی می گردد. برای جلوگیری از چنین اتفاقی نیز تنها بایستی اقدام به شارژ مجدد حساب خود نموده تا به واسطه افزایش سطوح وجه تضمین از خطر فاصله بگیرد.

دانلود فیلم سینمایی در خواست نهایی margin call با دوبله فارسی

فیلم سینمایی درخواست نهایی به نوعی مطرح کننده اتفاقات صورت گرفته در بحران مالی رخ داده در سال 2008 می باشد که در واقع بیانگر دورهٔ ۳۶ ساعته ای از فعالیت‌های یک بانک مهم سرمایه‌گذاری در وال استریت می باشد. گارگردان این فیلم سعی در به تصویر کشیدن بحران‌ مالی و حوادث پس از آن با استفاده از حقایق و عناصر داستانی درام دارد.

این فیلم را می توان گزینه ای بسیار عالی برای آشنایی با شناخت نظام سرمایه گرایی می باشد و به خوبی توانسته نشان دهد که شرکت ها غالبا در برابر بحران چه رفتاری را از خود نشان خواهند داد. و این که شرکت ها برای آن که بتوانند سرمایه خود را حفظ کنند چگونه دست به هر کاری حتی تعدیل نیرو و فروش سهام به مردم می زنند.

دانلود فیلم سینمایی در خواست نهایی margin call با دوبله فارسی

این فیلم به خوبی توانسته موضوع صحبت های مالی را به واسطه برخورداری از یک کارگردان حرفه ای به گفتگویی جذاب و قانع دلایل کال مارجین شدن شدن کننده درآورد. آن ها همچنین قادر به برعکس جلوه نمودن وسعت اتفاقات صورت گرفته نیز می باشند. این فیلم اگر چه ممکن است کمی پرحرف به نظر آید اما به خوبی در آن سعی شده است که به زبانی ساده مفاهیم و اصطلاحات مالی را به مخاطب خود القا نماید و حتی برای جذاب تر شدن کار و جلوگیری از سر رفتن حوصله تماشاگر به هنگام تماشای این فیلم ترفندهای سینمایی جالبی استفاده شده است.

لازم به ذکر است که این فیلم توانسته در رشتهٔ بهترین فیلم‌نامهٔ غیراقتباسی نامزد جایزه اسکار گردد. این فیلم سینمایی سرشار از ناگفته هایی است که هر فرد پیش از ورود به بازارهای مالی بایستی از آن ها اطلاع داشته باشد؛ از این رو تماشای این فیلم را به شدت به شما عزیزان توصیه می کنیم.

مدیریت ریسک برای پیش بینی مارجین کال

مارجین کال و استاپ اوت از جمله موقعیت هایی هستند که براساس شرایط شما در معامله اتفاق می افتد. مارجین کال یک علامت هشدار است. زمانی که میزان ضررهای معامله گر به دلایل کال مارجین شدن شدن سطح بحرانی برسد، بروکر به معامله گر پیامی ارسال می کند تا میزان سپرده حساب خود را افزایش دهد. اگر معامله گر، میزان سپرده حساب خود را افزایش ندهد و ضررها هم افزایش پیدا کنند، بروکر ممکن است حساب معامله گر را ببندد.

استاپ اوت، بستن خودکار معاملاتی است که سطح مارجین آنها برای باز نگه داشتن پوزیشن کافی نباشد. بروکرها، در توافق نامه خود درصد این لول یا سطح را مشخص می کنند، توجه داشته باشید که مقادیر تعیین شده برای هر حالت متفاوت است.

کنترل سطح مارجین ، یکی از قوانین ضروری کنترل ریسک است. به همین دلیل، معامله گران حرفه ای برای بهره برداری هرچه بهتر از این شرایط، از مدل هایی استفاده می کنند که بتوانند کمترین میزان مارجین را با استفاده از لوریج و حجم معاملات، تعیین کنند.

مارجین کال و استاپ اوت: مفاهیم و قوانین محاسباتی

دانستن اصطلاحات، اولین چیزی است که یک معامله گر باید قبل از تست قدرت خود در فارکس بیاموزد. بدون دانستن این مفاهیم نمی توان هم یک معامله گر موفق بود و هم با بروکر همکاری داشت.

در بسیاری از موارد، مبتدیان براین باورند که تنها با دانلود استراتژی از اینترنت و انجام دستورات آن به صورت مو به مو در حساب دمو می توانند موفق شوند.

قسمت هایی مانند « شرایط و ضوابط را قبول می کنم»، از جمله نکات مهمی هستند که باید به آنها توجه کرد زیرا، در این قسمت تمام شرایط و معاملات در حساب توضیح داده شده است و نباید بدون خواندن دقیق، از آنها عبور کرد.
جدی نگرفتن این مرحله می تواند زمینه اختلاف بین شما و بروکر را فراهم کند.

ما سعی کرده ایم در این مقاله شما را با مفاهیم زیر آشنا کنیم:

  • مارجین کال و استاپ اوت همراه با مثال های کاربردی
  • چگونگی طراحی مدلی برای کنترل مینیمم مارجین کال و نحوه استفاده از آن در معاملات
  • چگونگی دور ماندن از استاپ اوت
  • بر نخوردن به استاپ اوت و مارجین کال در زمان نامناسب

این داستان در تاریخ 30 دسامبر 2015 اتفاق افتاد. در آن روز، دنیس گروموف، معامله گری بود که با معجزه رو به رو شد. او توانست در عرض 4 ساعت و نیم ، بیش از 5000 معامله در زمینه خرید و فروش ارز به ارزش 483000 یورو انجام دهد. او بعد ها می گوید: « من نفهمیدم که چه اتفاقی افتاد، فقط می دانم که در آن زمان قیمت دلار در حال افزایش بوده است و برد در بازار سهام بهترین کاری بود که می توانستم انجام دهم» نتیجه ناراحت کننده بود: او تمام دارایی خود را از دست داد و به اندازه 110,000 یورو به بروکر مقروض شد.

این معامله گر، با دارایی خاصی به نام USDRUB_TOM معامله می کرد که نرخ مبادلات امروزی آن توسط بانک مرکزی روسیه به صورت رسمی مشخص شده است.
گروموف در ادامه اضافه کرده است که دلار آمریکا در مقایسه با USDRUB_TOD امروزی، کمی با ارزش تر است.

گروموف توانست در عرض 38 دقیقه، بیش از 2500 معامله را با دلار آمریکا به نرخ رسمی امروز خریداری کند و آن را با نرخ رسمی فردایی به فروش برساند. به نظر می رسد که میزان سپرده گذاری او کافی نبوده است به همین دلیل از بروکر درخواست لوریج کرد. پوزیشن خرید و فروش دارایی او از حد مورد نیاز برای مارجین فراتر نرفت ( مجموع سپرده حفظ شده توسط بروکر به عنوان تضمینی برای افتتاح عملیات تجاری) اما در آن زمان، حجم معاملات او در حدود 2724000 یورو بود.
در آن زمان، بروکر درباره مارجین کال به او هشدار داد، به همین دلیل به گروموف پیشنهاد داده شد تا با باز کردن پوزیشن های معکوس و مخالف، از میزان لوریج خود بکاهد و اما اشتباه معامله گر در این بود:

او به اختلاف قیمت ها توجهی نکرد ( انجام معاملات مکمل همزمان در اختلاف قیمت بین بازارهای مختلف در یک دارایی مالی) .
هرگونه استفاده از لوریج برای معاملاتی که بیش از یک روز باز بمانند، باعث ایجاد سوآپ و افزایش حجم معاملات می شود. معاملات با USDRUB_TOD در 31 دسامبر انجام شد در حالی که معاملاتی که با USDRUB_TOM صورت گرفته بود در 11 ژانویه انجام شد. در فاصله ایجاد شده در این چند روز، اکانت معامله گر شامل سوآپ شده بود که میزان آن بیشتر از سپرده او شد. این مسئله، نکته ای بود که مدیر بروکر به معامله گر اخطار می داد تا در مورد چنین معاملاتی دقت کند و آنها را ببندد. پس از آن، معامله گر تصمیم گرفت تا مسئله را از طریق دادگاه حل کند اما ناکام ماند.

باید گفت این داستان، توضیح کاملی درباره مفاهیم «مارجین کال»، « استاپ اوت» و «سوآپ» بود.

منظور از مارجین و مارجین کال چیست؟

مارجین ها گزینه هایی هستند که توسط بروکرها به معامله گران پیشنهاد داده می شوند. مارجین به معامله گر اجازه می دهد تا پوزیشن هایی به ارزش 10، 100 و حتی 1000 برابر بیشتر از میزان سپرده خود به شرط برگشت دادن آن، باز کند. هر بروکری لوریج مخصوص به خود را ارائه می دهد : نسبت های1:1( بروکر لوریجی را ارائه نمی دهد)، 1:10( معامله گر می تواند معاملات خود را با 10 برابر موجودی انجام دهد) ، 1:100 و حتی 1:200، توسط بروکرها به معامله گران عرضه می شوند.

براساس پیشنهاد رگولاتورهای اروپایی، قبلاً، میزان حداقل استفاده از لوریج به نسبت 1:200 بوده است اما امروزه این میزان تا 1:50 و حتی 1:30 نیز کاهش پیدا کرده است.
باید گفت همچنان بروکرهایی هستند که لوریج هایی به نسبت 1:1000 و حتی 1:2000 نیز ارائه می دهند.

دلایل ارائه لوریج از سوی بروکرها:

کمک به تأمین کنندگان نقدینگی: تأمین کنندگان نقدینگی ، بانک های سرمایه گذاری هستند که میزان نقدینگی آنها وابسته به سپرده سرمایه گذارانی است که می توانند مقدار سپرده خود را افزایش دهند.
البته سوالی در اینجا مطرح می شود: تأمین کنندگان نقدینگی، چه چیزی را کسب می کنند؟

ممکن است بروکرها اسپرد خود را با آنها شریک شوند اما چیزی که مطرح است این است که چرا تأمین کنندگان، مکانیسم لوریج را به صورت مخفی نگه می دارند؟

ضریب های چند برابر کننده: صرف نظر از لوریج پیشنهادی، معاملات بر پایه دارایی و سپرده معامله گران انجام می شود. معامله گری که ارزی را می خرید، دیر یا زود برای بدست آوردن بالانس مورد نظر، آن را می فروشد. لوریج بروکر، تنها یک ابزار دیجیتالی است که به عنوان یک متعادل کننده برای معاملات مخالف در نظر گرفته می شود. مجموع حجم معاملات با استفاده از این روش بیشتر از حجم معاملاتی است که با استفاده از موجودی اکانت معامله گر انجام می شود.

بروکر- در نقش آشپزخانه: دستکاری ارقام در همان شرکت انجام می شود. هدف بروکر، دادن پیشنهاد به معامله گر برای دستیابی به بالاترین سطح در معاملات است تا به این ترتیب سرمایه خود را به راحتی از دست بدهد. از لحاظ تئوری، معاملات همراه با لوریج به معنای «استفاده از وام مجازی همراه با ضمانت سپرده معامله گر یا معاملات دو جانبه ای است که در آن معامله گر مجبور به فروش وام خود برای پس دادن آن می شود». این اظهار نظر 100% درست نیست . در هر معامله اعتباری، وام دهنده همچنین ریسک دریافت نکردن وام را می پذیرد.
در معاملات همراه با مارجین، بروکر این ریسک را برعهده نمی گیرد.

مدیریت استاپ اوت

مثال هایی درباره لوریج

بدون لوریج- معامله گر 1000 دلار دارد که می خواهد 600 دلار از آن را در زمینه نفت سرمایه گذاری کنید. میزان نوسان نفت کم است : 0.1-0.3٪ در هر روز. فرض کنید که معامله گر به صورت روزانه معاملات خود را در این بازار انجام می دهد اما به دلیل بروز اتفاقیُ قیمت نفت ناگهان 5٪ افت پیدا می کند و از بشکه ای 60 دلار به 57 دلار می رسد. اگر معامله گر با 600 دلار، پوزیشن خریدی باز کرده باشد میزان ضرر او برابر با 30 دلار= 0.05*600 خواهد شد. توجه داشته باشید که 1000 دلار سپرده میزان ناچیزی است.

با لوریج- فرض کنید که معامله گر مطمئن است که قیمت نفت افزایش پیدا می کند به همین دلیل تصمیم گیرد از لوریجی به نسبت 1:1000 استفاده کند. بروکر 600 دلار از حساب شما را به عنوان وثیقه نگه می دارد و 400 دلار از آن را به عنوان بیمه در نظر می گیرد. بنابراین، معامله گر پوزیشنی به ارزش 60،000 دلار=100*600 باز می کند، اما در ادامه به دلیل وقوع حادثه ای، قیمت نفت افت پیدا می کند و ضرر 30 دلاری او برابر با 3000 دلار می شود. اگر معامله گر این میزان پول را در حساب خود نداشته باشد، تمام معاملات او با رسیدن نفت به بشکه ای برابر با 57 دلار بسته خواهد شد.

به این ترتیب، براحتی می توان محاسبه کرد که ضمانت 600 دلار همراه با لوریج مشخص می تواند تنها در برابر 1% کاهش قیمت (0.6 دلار) مقاومت کند.

مارجین کال شرایطی است که در آن بروکر به معامله گر اطلاع می دهد تا اکانت خود را در صورت کاهش میزان موجودی در زیر سطح معین شده، شارژ کند.

استاپ اوت، بسته شدن اجباری معاملات آزاد معامله گر با قیمت فعلی بازار در شرایطی که نسبت مبلغ سپرده و ضرر فعلی برای پوزیشن های باز در این زمان (سطح مارجین) کمتر از تونل قیمتی ایجاد شده برسد. در این صورت، پوزیشن هایی که باز هستند یکی پس از دیگری بسته دلایل کال مارجین شدن شدن می شوند تا اینکه مقدار مارجین آزاد به بیشتر از حد تعیین شده برسد.

مثال: فرض کنید که میزان مارجین کال در سطح 20% و استاپ اوت در سطح 10% مشخص شده باشد. میزان سپرده گذاری معامله گر برابر با 300 دلار است ، از لوریجی به نسبت 1:100 استفاده می کند و قراردادی به ارزش 20 هزار دلار را با بروکر می بندد. توجه داشته باشید که میزان بودجه ای که معامله گر باید برای باز کردن معاملات خود استفاده کند 1/100*20،000 یا 200 دلار است.

زمانی که معامله گر 260 دلار ضرر کند، سیگنال اخطاری به او فرستاده می شود و زمانی که میزان موجودی امانت او به 20 دلار برسد، معاملات به صورت اجباری بسته می شوند.

توجه داشته باشید که هدف رگولاتورهای اروپایی بوسیله تعیین محدودیت ها برای حداکثر میزان لوریج، مبارزه با بروکرها نیست بلکه هدف آنها ایستادگی در برابر بروکرها است.

میزان لوریج های تعیین شده در فارکس ریسکی را برای معامله گران به همراه ندارد. از آنجا که هیچ فرقی بین استفاده دلایل کال مارجین شدن شدن از لوریج های به نسبت 1:100 (همراه با ضمانت 200 دلاری) و 1:200 (با ضمانت 100 دلاری) برای سپرده ای به میزان 300 دلار وجود ندارد، می توان به این نتیجه رسید که حجم معاملات اهمیت زیادی پیدا می کند. اگر تارگت معامله گر در این شرایط، رسیدن به 20 هزار دلار باشد، تحت تأثیر احساسات عمل می کند ، از لوریج های بیشتری برای رسیدن به هدف خود استفاده می کند و در این صورت خود را در معرض ضرر بالایی قرار می دهد.

در پلتفرم معاملاتی MT4، اطلاعات مربوط به دارایی قابل دسترسی و سطح مارجین در منوی زیر تب « معامله» موجودند.

آشنایی با مفاهیم

موجودی حساب شما، میزانی است که به اکانت معاملاتیتان واریز می کنید.

بالانس، میزانی از سپرده حساب شماست که برای انجام معاملات در آن لحظه استفاده می شود و بعد از انجام معامله در حساب معاملاتی معامله گر باقی می ماند.

اگر میزان ضرر یک معامله باز بدون سود بیشتر از میزان سود معاملات همراه با سود باشد، مقدار بالانس شما کمتر از ضرر حاصل از معاملات می شود. برای مثال، فرض کنید میزان سپرده گذاری شما برابر با 100 دلار باشد. یکی از دو معامله انجام شده همراه با سودی برابر با 32 دلار بوده است اما معامله دوم با ضرری برابر با 43 دلار همراه شده است. در این صورت میزان بالانس حساب شما برابر است با: 89=43-32+100

مارجین (که عنوان «ضمانت» نیز شناخته می شود) یک سرویس وام کوتاه مدت است که توسط بروکر برای پوزیشن های باز در نظر گرفته می شود. اگر معامله گر یورو را به ارزش 10 هزار دلار خریداری کند و از لوریجی به نسبت 1:100 استفاده کند می تواند 100 دلار وام بگیرد.

مارجین آزاد، سرمایه ای است که در معاملات استفاده نمی شود و تصمیم گیری برای استفاده از آن به عهده معامله گر است که با عنوان « بالانس-مارجین» محاسبه می شود.

سطح مارجین به عنوان اندیکاتوری است که میزان بالانس حساب را منعکس می کند و به صورت درصد نوشته می شود. اگر میزان آن به کمتر از مقدار تعیین شده برای استاپ اوت برسد، معاملات معامله گر بسته می شود. فرمول زیر در محاسبه این میزان به شما کمک می کند:

100*مارجین /سرمایه حساب

به عنوان مثال،فرض کنید که معامله گر 100 دلار به حساب خود واریز می کند و پوزیشنی را در حجم 0.01 لات و با قیمت 1.4500 دلار با استفاده از لوریجی به نسبت 1:100 باز می کند. 1لات برابر است با 100 هزار واحد ارز مشروط مورد نظر، بنابراین با خرید 0.01 لات باید 14.5 دلار بپردازید، بنابراین، سرمایه مورد نیاز برای خرید 1 لات برابر است با 1450 دلار، این در حالی است که موجودی حساب شما برابر با 100 دلار است.

بالانس حساب شما نیز قبل از باز کردن پوزیشن برابر با 100 دلار بوده است. میزان مارجین برابر با 14.5 دلار، مارجین آزاد برابر با 85.5 دلار و سطح مارجین برابر با 689 %= 100* 100/14.5

چگونه می توان مقدار تقریبی سطح مارجین را محاسبه کرد؟

سیستم مدیریت ریسک باید شامل مدیریت های ریسک مختلف باشد تا بتواند با توجه به وضعیت بازار، اصلاحات لازم را در عرض چند دقیقه انجام دهد و نتایج معاملات آتی را به نفع معامله گر به پایان برساند.
مدیریت سپرده گذاری شما اجازه می دهد تا بتوانید پیش بینی کنید که نرخ کدام ارز با میزان لات تعیین شده در فارکس با استاپ اوت رو به رو می شود. با توجه به میانگین داده های نوسانی، یک استراتژی مناسب می تواند برای افزایش حجم پوزیشن ها مطابق با نرخ تغییرات در قیمت و سطح لوریج استفاده شود.

ویژگی کاربرد های مارجین در فارکس

در استفاده از مارجین، بر خلاف سایر وام ها، معامله گران به طور منظم، درصدی را برای استفاده از وام پرداخت نمی کنند. هر بروکری، سوآپ مخصوص به خود را دارد. (سوآپ، کمیسیونی است که برای پوزیشن های باز در طول یک شبانه روز پرداخت می شود). وجود سوآپ باعث می شود تا موجودی حساب معامله گر با سرعت بیشتری کاهش یابد.

در اکثر مواقع، موارد مربوط به استفاده از مارجین کوتاه مدت است.
توجه داشته باشید که معامله گر تنها در صورتی از لوریج استفاده می کند که از ادامه دار بودن ترند بازار اطمینان داشته باشد. بعد از کسب سود از پوزیشن های کوتاه مدت، معامله گر، دوباره و تنها با سرمایه خود شروع به کار می کند. در چنین شرایطی و در اکثر مواقع، فرد، بیشتر از مبلغ واریزی به حساب خود ضرر نمی کند و بالانس حساب او منفی نمی شود.

بهتر است توضیحی درباره پاراگراف بالا بدهیم: بروکری که تنها برای یک روز وام می دهد، در معرض ریسک قرار نمی گیرد زیرا در صورت تغییر ناگهانی قیمت ها سریعاً می تواند معاملات معامله گر را ببندد اما اگر معاملات تا روز بعد باز بمانند و یا شرایط اضطراری در بازار به وجود بیاید، وضعیت متفاوت خواهد شد.

برای مثال، در اواسط ژانویه 2015، بانک مرکزی سوییس اجازه داد تا واحد پولی این کشور نوسان کند، به گونه ای که در طول یک شب، ارزش فرانک در برابر دلار و یورو 30% افزایش پیدا کرد. این تصمیم برای بسیاری از افراد غیرمنتظره بود. در روز اول، به دلیل به وجود آمدن نوسانات زیاد :

برخی از معاملات مشکوک و در معرض خطر، میزان مارجین مورد نیاز خود را تغییر دادند.

می توان گفت که تقریباً تمام بروکرهایی که در بازارهای غیر شناور فعالیت می کردند، متحمل ضرر شدند و حتی بروکر آلپاری ورشکست شد. همچنین، ضرر و زیان مشتریان نیز بیش دلایل کال مارجین شدن شدن از سپرده های آنها شد و بروکرها مجبور شدند تا خسارت آنها را بپردازند.

چگونه می توان از مارجین کال و استاپ اوت دور بود؟

  1. پیشنهادات ارائه شده درباره شرایط هر معامله را با دقت مطالعه کنید.
  2. با استانداردهای مدیریت ریسک پیش بروید. توجه داشته باشید که نباید مجموع پوزیشن هایی که به صورت همزمان باز می کنید، بیشتر از 10% از میزان سپرده حسابتان باشد.
  3. به مثال های موجود در مقاله توجه کنید.
  4. در صورت استفاده از لوریج، بسیار محتاط عمل کنید. تارگتی را برای حجم پوزیشن های خود در نظر بگیرید و سعی کنید برای باز کردن پوزیشن های خود از ماکزیمم مقدار مجاز استفاده نکنید.
  5. میزان لوریج و نوسانات بازار را تخمین بزنید. هرچه نوسانات بیشتر باشد، از لوریج کمتری در معاملات همراه با مارجین استفاده کنید.
  6. استاپ ها را تعیین کنید.

در پایان باید بگوییم که از لوریج ها واهمه نداشته باشید زیرا هر ابزاری اگر در جای مناسب استفاده شود می تواند شما را به سود خوبی برساند. استفاده از لوریج، موضوعی شخصی است بنابراین در این مقاله برای استفاده از آن تأکیدی نکرده ایم. مدیریت ریسک و کنترل پوزیشن های غیر سود آور یکی از موثرترین روش های جلوگیری برای برخورد نکردن به استاپ اوت است.

تحلیل مدیریتی فیلم Margin Call مارجین کال

تحلیلی تازه اما بسیار مهم از رفتار بازار سرمایه، مدیران عالی‌رتبه شرکت را نیمه‌شب پای جلسه‌ای فوری کشانده. مسئله‌ای که اگر اقدامی سریع برای آن انجام نشود، ضرر حاصل‌شده می‌تواند به بیش از چند برابرِ ارزش شرکت برسد. در تحلیل مدیریتی فیلم margin call به ساعاتی قبل از شروع بحران مالی سال 2009 آمریکا می‌رویم تا از فرآیند تصمیم‌گیری مدیران یک شرکت سرمایه‌گذاری بزرگ آگاه شویم و روند تصمیم‌گیری دلایل کال مارجین شدن شدن و حل مسئله حتی در شرایط بحرانی را مرور کنیم.

تحلیل مدیریتی فیلم Margin Call

گام‌های یک فرآیند تصمیم گیری با نگاهی به فیلم Margin Call

چگونگی پیشروی فرایند تصمیم‌گیری بسته به این است که اطلاعات کافی در زمان درست در اختیار افراد مناسب قرار گیرد. اما زمان، اطلاعات و کارشناسان خبره دقیقاً همان موارد محدودکننده‌ هستند. آنچه اهمیت دارد تصمیم‌گیری باوجود تمام این محدودیت‌ها و تا حد امکان بهتر کردن کیفیت و اثربخشی این تصمیم است.

قدم اول: مشکل را مشخص کنید

نقطه شروع فرایند تصمیم‌گیری داشتن درک درست از مشکل است. جایی‌که باید علت و نه علائم مشکل را روشن کرده و نقطه‌ی اثر تصمیم را روی آن متمرکز کنیم. این همان کاری‌ست که رئیس هیئت‌مدیره انجام می‌دهد؛ دلایل کال مارجین شدن شدن تلاش برای یافتن مشکل و دنبال کردن آن، تا رسیدن به بالاترین حد شفافیت و رفع ابهام‌ها. به‌گونه‌ای که مسئله برای همه قابل‌فهم باشد.

قدم دوم: گزینه‌های روی میز

فشارها و محدودیت‌ها گاه راهکارهایی تک‌بعدی با هزینه‌های گزاف را به‌عنوان تنها راه موجود پیش روی ما می‌گذارند. اگر در اتاق فکر تنوع عقیده نباشد ممکن است این راه، بدون منتقد و بدون پایش مشکلات به‌عنوان تصمیم نهایی عملی شود و ما به‌دلیل آگاهی نداشتن از مضرات و راهکارهایی برای تسکین آن با مسئله‌ای تازه مواجه شویم. حضور افراد خلاق، تنوع فکری و فضایی پذیرنده برای آنها به کیفیت تصمیمات کمک ویژه‌ای خواهد کرد.

قدم سوم: شناسایی محدود کننده‌ها

زمان، منابع مالی، قوانین و بسیاری از واقعیت‌های دیگر هستند که موجبات محدود شدن تصمیمات و کاهش گزینه‌های پیش روی ما را فراهم می‌کند؛ به همین علت حضور فعال افرادی از حوزه‌های تخصصی و درگیر با مسئله، در اتاق تصمیم‌‎گیری، تصمیمات منطبق بر واقعیت را شکل می‌دهند. ‌

تحلیل مدیریتی فیلم Margin Call

قدم چهارم: تجزیه و تحلیل گزینه‌ها

گزینه‌های پیش رو ممکن است حاصل تصمیم‌گیری گروهی یا فردی باشد اما فارغ از منبع تصمیم باید از چند منظر ارزیابی شوند:

امکان سنجی: (متن داخل تصویر: آیا می‌توان آن را انجام داد؟)

اثربخشی: (متن داخل تصویر: چقدر به حل مسئله کمک می‌کند؟)

و پیامدها: (متن داخل تصویر: هزینه‌های آن (مالی و غیرمالی) برای سازمان چقدر خواهد بود؟)

قدم پنجم: انتخاب

بهترین گزینه تصمیمی است که بیشترین مزایا (متن داخل تصویر: بیشترین مزایا) و کمترین معایب (متن داخل تصویر: کمترین معایب جدی) را ایجاد کند. هرچند گاهی انتخاب بین گزینه‌های روی میز بسیار دشوار است و بازه زمانی تأثیرات مثبت و منفی و شانس موفقیت هرگزینه است که اولویت‌های مدیران را شکل می‌دهد.

قدم ششم: اجرای تصمیم

افراد دخیل در تصمیم‌گیری باید نقش خود را در حصول اطمینان از نتیجه نیز بدانند. کار مدیریت تنها با اتخاذ تصمیم پایان نمی‌یابد، بلکه مدیران باید با تدبیر برنامه‌ها، رویه‌ها، قوانین یا طراحی سیاست‌ها به فرایند حل مشکل کمک کنند. خصوصاً در مواقع بحرانی که تصمیم‌گیری و اجرا بسیار به‌هم پیوسته و درهم‌تنیده انجام می‌شود.

قدم هفتم: کنترل و ارزیابی

حتی بهترین تصمیمات هم می‌تواند در مسیر اجرا دچار اختلال شوند؛ جمع‌آوری اطلاعات برای تعیین اثربخشی یک تصمیم کاری است که یک مدیر باید برای ارزیابی تصمیم خود انجام دهد. تعیین شاخص‌های ارزیابی و کنترل کمک می‌کند که از برنامه‌ها به‌خوبی محافظت کرده و از ثمره تصمیم برداشت شود.

جمع بندی تحلیل مدیریتی فیلم Margin Call

این اطلاعات است که تصمیم‌سازی می‌کند. مدیریت باید در تصمیم‌گیری خود را به حجم کارآمدی از اطلاعات و تحلیل‌ها چه از بیرون شرکت و بازار و چه از درون شرکت و فرایندهای مرتبط با مسئله مجهز کنند؛

خصوصاً در تصمیمات کلیدی گزینه‌هایی اجرایی و منطبق بر واقعیت روی میز بگذارند.

گزینه‌ها را از ابعاد و زوایای متفاوت از طریق نظرات کارشناسانی همراه با تنوع و استقلال نظر به چالش بکشد.

با ارزیابی مزایا و معایب تصمیمات دست به انتخاب بزنند. برای اجرای آن برنامه‌ریزی و برای کنترل آن شاخص و معیار مشخص کند.

اگر به فیلم‌های مدیریتی علاقه مند هستید می‌توانید مجموعه تحلیل مدیریتی فیلم مدیران مدیا را بررسی کنید و در راستای توسعه فردی یا سازمانی خود از آن بهره‌مند شوید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.