امواج محرک و اصلاحی


مبانی اصول امواج الیوت

کتاب مبانی اصول امواج الیوت: نظریه ی موجی الیوت، عموما برای پیش‌بینی جهت آینده‌ی قیمت مورد استفاده قرار می گیرد. امواج الیوت بر این مفهوم استوار است که حرکات قیمت در بازار سهام نتیجه ی آخرین اخبار نیست بلکه در واقع محصول مستقیم نگرش جمعی شرکت کنندگان بازار است. امواج الیوت نشان می دهد که چگونه روان شناسی توده ها از بدبینی به خوش بینی در یک توالی طبیعی نوسان می کند. این روان شناسی توده ها برآیند نظرات صدها هزار نفر از سرمایه گذاران است و فشار سنجی برای ارزیابی تحرکات قیمت محسوب می شود.

این روش یک رویکرد محاسباتی نیست بلکه به روند تاریخی بازارهای مالی نگاه می کند و بر این فرض استوار است که تاریخ تکرار می شود. چرا این چرخه های تکراری رخ می دهد؟ همه ی تحلیل گران تکنیکی بر این عقیده اند که چرخه‌ی رفتار توده‌ی مردم در حرکات قیمت سهام منعکس است.

این دانش برای معامله گران و سرمایه گذاران ارزشمند است. اما به این که آیا قیمت ها در آن ناحیه حمایت می شوند یا خیر چگونه می توان پی برد؟ استفاده مناسب از نظریه موجی الیوت می تواند به طور قابل ملاحظه ای به ارزیابی احتمال حمایت یا عدم حمایت از قیمت سهام کمک نماید که این امر باعث بهبود عملکرد معاملاتی می شود. رمز موفقیت معاملات خوب در محدود کردن ریسک و کاهش خسارات وارده از معاملات بد نهفته است. با درک آن که قیمت در چرخه امواج الیوت است معامله گران ابزاری منحصر به فرد برای یافتن نقاط کم خطر و نقاط ورود و خروج پربازده در اختیار دارند. یکی از شگفتی های روش امواج این است که قیمت به شما هشدار می دهد.

مبانی اصول امواج الیوت

کتاب مبانی اصول امواج الیوت: نظریه ی موجی الیوت، عموما برای پیش‌بینی جهت آینده‌ی قیمت مورد استفاده قرار می گیرد. امواج الیوت بر این مفهوم استوار است که حرکات قیمت در بازار سهام نتیجه ی آخرین اخبار نیست بلکه در واقع محصول مستقیم نگرش جمعی شرکت کنندگان بازار است. امواج الیوت نشان می دهد که چگونه روان شناسی توده ها از بدبینی به خوش بینی در یک توالی طبیعی نوسان می کند. این روان شناسی توده ها برآیند نظرات صدها هزار نفر از سرمایه گذاران است و فشار سنجی برای ارزیابی تحرکات قیمت محسوب می شود.

این روش یک رویکرد محاسباتی نیست بلکه به روند تاریخی بازارهای مالی نگاه می کند و بر این فرض استوار است که تاریخ تکرار می شود. چرا این چرخه های تکراری رخ می دهد؟ همه ی تحلیل گران تکنیکی بر این عقیده اند که چرخه‌ی رفتار توده‌ی مردم در حرکات قیمت سهام منعکس است.

این دانش برای معامله گران و سرمایه گذاران ارزشمند است. اما به این که آیا قیمت ها در آن ناحیه حمایت می شوند یا خیر چگونه می توان پی برد؟ استفاده مناسب از نظریه موجی الیوت می تواند به طور قابل ملاحظه ای به ارزیابی احتمال حمایت یا عدم حمایت از قیمت سهام کمک نماید که این امر باعث بهبود عملکرد معاملاتی می شود. رمز موفقیت معاملات خوب در محدود کردن ریسک و کاهش خسارات وارده از معاملات بد نهفته است. با درک آن که قیمت در چرخه امواج الیوت است معامله گران ابزاری منحصر به فرد برای یافتن نقاط کم خطر و نقاط ورود و خروج پربازده در اختیار دارند. یکی از شگفتی های روش امواج این است که قیمت به شما هشدار می دهد.

اندیکاتور شمارش امواج الیوت

اندیکاتور شمارش امواج الیوت

نظریه الگوهای امواج الیوت ادعا می کند که رفتار معاملات جمعی به صورت موج در دریا فروکش می کند و باعث می شود قیمت بازار نیز به همان شیوه حرکت کند. براساس این جزر و مد حرکت های قیمتی، الیوت یک ساختار موجی (یا الگو) اساسی متشکل از یک توالی انگیزشی 5 موجی (شماره 1، 2، 3، 4 و 5) و به دنبال آن 3 موج اصلاحی را شناسایی کرد. ترتیب (حروف a ، b و c) در واقع، کاربرد امواج الیوت بسیار پیچیده تر از این ترکیب 5-3 است، اما در این مقاله، ما فقط به اصول اولیه اشاره می کنیم. امواج انگیزشی در جهت روند بازار حرکت می کنند.

اندیکاتور رسم خطوط امواج الیوت

اندیکاتور شمارش امواج الیوت یک امواج محرک و اصلاحی شاخص آسان برای شروع تجارت با امواج الیوت است. این شاخص بر اساس مفهوم تجارت امواج الیوت کیفیت معاملات را بهبود می بخشد. این شاخص در تمام بازه های زمانی از جمله نمودارهای کوتاه مدت و بلند مدت کار می کند. بنابراین، این شاخص برای همه معامله گران مناسب است، چه شما یک اسکالپر کوتاه مدت باشید یا یک معامله گر بلند مدت. موج الیوت بعد از همه چرخه بازار را اندازه گیری می کند و بنابراین شمارش موج را در همه سطوح بدون توجه به این که به نمودارهای بلند مدت یا نمودارهای کوتاه مدت درون روز نگاه می کنید، خواهید یافت. اگر واقعاً مشتاق هستید که با این مفهوم تجزیه و تحلیل فنی آشنا شوید، اندیکاتور شمارش امواج الیوت در متاتریدر4 یک ابزار مفید برای شروع کار با معامله موج الیوت است. معامله گران می توانند از شاخص موج الیوت در کنار سیستم های تجاری فعلی خود استفاده کنند و بنابراین می توانند سیگنال های داده شده از این شاخص را به تنهایی معتبر کنند. اگر به تازگی معاملات مبتنی بر موج الیوت را آغاز کرده اید یا در تجارت فارکس کاملاً جدید هستید، این یک عمل خوب است.

دانلود اندیکاتور شمارش امواج الیوت

با دانلود رایگان اندیکاتور امواج الیوت زیر مشاهده میکنید که امواج در تایم فریمهای مختلف اتوماتیک رسم میشوند:

لینک دانلود : EWPro

شکل زیر عملکرد اندیکاتور را نشان میدهد که سیکل الیوت را تشخیص داده است:

اندیکاتور شمارش امواج الیوت

آموزش اندیکاتور امواج الیوت به شرح زیر است:

در یک روند صعودی ، امواج صعودی را امواج ضربه ای و موج های نزولی را امواج اصلاحی می نامند.

برعکس، در روند نزولی ، موج های کاهشی را امواج ضربه ای و موج های رو به بالا را امواج اصلاحی می نامند.

هر موج ضربه ای شامل پنج موج محرک یک بازه زمانی کوچکتر است و هر موج اصلاحی شامل سه موج اصلاحی دیگر می باشد.

  • موج 2 معمولا در نواحی 50% ، 38.2% یا 61.8% از موج 1 اصلاح انجام میدهد. اگر موج 2 ، موج1 را کامل پوشش دهد دیگر نمیتوان آنرا به عنوان موج 2 شمارش کرد.
  • موج 3 بلند ترین موج الیوت میباشد و معمولا تا 161.8% از موج 1 اصلاح انجام میدهد.
  • موج 4 معمولا تا نواحی 14.6% ، 23.6% یا 38.2% از موج 3 اصلاح انجام میدهد.
  • طول موج 5 معمولا با موج 1 برابر است.

شما میتوانید بازار فارکس را با 20% شارژ هدیه ی اضافی شروع کنید ، جهت ثبت نام در بروکر مورد اطمینان

ا مارکت کلیک نمایید.

این اندیکاتور یک شاخص شمارش موج است که برای پلت فرم معاملاتی MT4 ساخته شده است . بر خلاف شاخص های معمولی موج الیوت، این شاخص خطوط را ترسیم نمی کند بلکه فقط شمارش امواج را نشان می دهد. معامله گران برای این که بتوانند از این شاخص به طور درست استفاده کنند، باید نحوه شمارش امواج الیوت و همچنین چرخه های مختلف بازار و نام گذاری مورد استفاده را درک کنند. با توجه به این که اندیکاتور الیوت برای متاتریدر 4 یک شاخص خودکار است، معامله گران باید از برخی اختیارات استفاده کنند. شمارش امواج نیاز به کمی روش پیشرفته تجزیه و تحلیل و دانش در مورد بازارها دارد.

اسکنر موج الیوت

شکی نیست که نظریه موج الیوت در بین معامله گران بسیار محبوب است. بسیاری سعی می کنند این روش تجارت در بازارها را دنبال کنند اما موفق نمی شوند. برخلاف معات با شاخص های معمولی که سیگنال ها بر اساس الگوهای خرید و فروش گرفته می شوند، با موج الیوت داستان متفاوتی است. حالت ایده آل، هنگامی که با امواج الیوت معامله می کنید، یک معامله گر با تجربه نیازی به ابزار یا نشانگر ندارد. به همین دلیل است که بسیاری از معامله گران موج الیوت سعی می کنند به دنبال اسکنرهای موج الیوت رایگان باشند. اسکنر موج الیوت رایگان اساساً یک اسکنر است که در بازار سیگنال های احتمالی را جستجو می کند. همان طور که قبلاً ذکر شد، موج سوم طولانی ترین است و این جایی است که روندها قوی ترین هستند. بنابراین تجارت موج سوم موج الیوت می تواند بسیار پرسود باشد.

اسکنر موج الیوت رایگان اساساً سعی می کند موج سوم را پیش بینی کرده و به معامله گر سیگنال دهد. البته، بسیاری از سیگنال های تجاری دیگر مانند اصلاح که پس از اتمام موج سوم یا شروع موج پنجم و آخرین وجود دارد. روش های مختلفی برای تجارت وجود دارد. یک اسکنر موج الیوت رایگان اساساً سعی می کند کار سخت را برای شما انجام دهد. در این زمینه، شاخص شمارش موج الیوت برای بستر تجاری MT4 سعی می کند با شمارش امواج به شما کمک کند. اسکنرهای موج الیوت بسیاری وجود دارد اما اکثر آن ها بسیار گران هستند و بنابراین برای معامله گران جدیدی که می خواهند در مورد معاملات با امواج الیوت بیاموزند دور از دسترس است و چندان کاربردی ندارد که بتواند در فرآیند معامله به کار آید.

نظریه موج الیوت (Elliott Wave Theory)

نظریه موج الیوت (به انگلیسی Elliott Wave Theory) توسط شخصی با نام «رالف نلسون الیوت» ابداع شد.

هدف الیوت توضیح حرکات قیمت در بازارهای مالی بود که در آنها می‌توان الگوهای موجی تکرارشونده و فراکتال را مشاهده کرد.

امواج الیوت در حرکات قیمت سهام و رفتار مصرف کنندگان تشخیص داده می‌شوند. معامله‌گران و سرمایه‌گذارانی که تلاش دارند از روند بازار کسب سود کنند را می‌توان در واقع “سوار بر موج‌ها” تفسیر کرد.

الیوت باور داشت که بازارهای سهام، که براساس تصور کلی رفتاری تصادفی و بی‌نظم داشتند، در واقع در قالب الگوهای تکرارشونده معامله می‌شوند. در این مقاله به شرح نظریه موج الیوت و نحوه به کارگیری آن در معاملات نگاهی خواهیم انداخت.

مبانی نظریه موج الیوت

نظریه موج الیوت توسط رالف نلسون الیوت در دهه 30 میلادی ابداع شد.

الیوت، پس از اینکه به دلیل بیماری به ناچار بازنشسته شد، احتیاج پیدا کرد تا با چیزی زمان خودش را پر کند و سرگرم شود.

به این سبب شروع به بررسی 75 سال نمودارهای سالیانه، ماهیانه، هفتگی، روزانه، و همچنین نمودارهای خودساخته ساعتی و 30 دقیقه‌ای در چندین شاخص مختلف کرد.
در سال 1935، هنگامی که الیوت پیش‌بینی عجیبی از کف بازار (امواج محرک و اصلاحی market bottom) ارائه داد، نظریه او نیز به شهرت رسید و از آن زمان به بعد این نظریه اساس اقدامات هزاران مدیر سبد، معامله‌گر و سرمایه‌گذار خصوصی شده است.

الیوت قوانین خاص حاکم بر چگونگی شناسایی، پیش بینی، و سرمایه‌گذاری براساس این الگوهای موجی را توضیح داد. این کتاب‌ها، مقالات، و نامه‌ها در شاهکارهای آر. اِن. الیوت (R.N. Elliott’s Masterworks) جمع آوری شده و در سال 1994 به چاپ رسیدند.

Elliott Wave International بزرگترین شرکت مستقل تحلیل مالی و پیش بینی بازار در جهان است که تحلیل‌ها و پیش بینی‌هایش از آینده بازار را براساس مدل الیوت انجام می‌دهد.

از نظر الیوت، این الگوها قطعیتی برای حرکات آینده قیمت نیستند بلکه می‌توانند کمکی در تحلیل احتمالات عملکرد آینده بازار قلمداد شوند. این الگوها را می‌توان در ارتباط با سایر انواع تحلیل تکنیکال، از جمله اندیکاتورهای تکنیکال، برای شناسایی فرصت‌های خاص استفاده کرد. معامله‌گران نیز ممکن است از ساختار موج الیوت بازار در یک بازه زمانی مشخص تفاسیر مختلفی داشته باشند.

موج‌ها

به عقیده الیوت، روند قیمت‌ها در بازارهای مالی از روانشناسی غالب سرمایه‌گذاران نشات می‌گیرد. او دریافت که تغییرات در ذهنیت و روانشناسی عموم در بازارهای مالی همیشه با همان الگوهای تکرارشونده و یکسان فراکتالی خود را نشان می‌دهد.

نظریه الیوت تا حدی یادآور نظریه داو (Dow) است زیرا در هر دو قیمت سهام به شکل موجی حرکت می‌کنند.

با این وجود، از آنجا که الیوت ماهیت “فراکتالی” بودن بازارها را نیز تشخیص داد، توانست بازارها با جزئیات دقیق‌تری بررسی کند.

فراکتال‌ها ساختارهای ریاضی هستند که پیوسته خود را تکرار می‌کنند و هر چقدر آنها را بزرگتر کنید باز همان ساختار اولیه به دست می‌آید. الیوت متوجه شد که الگوهای قیمت در نمودارهای سهام دارای ساختاری فراکتال هستند، و سپس تحقیقات خود را روی الگوهای تکرارشونده این ساختارها آغاز کرد که می‌توان آنها را به عنوان یک اندیکاتور برای پیش بینی آینده بازار در نظر گرفت.

نکات کلیدی:

  • در تحلیل تکنیکال، نظریه موج الیوت به دنبال الگوهای طولانی‌مدت و تکرارشونده قیمت است که براساس احساسات و روانشناسی سرمایه گذاران شکل گرفته‌اند.
  • این نظریه، امواج را متشکل از امواج ایمپالسی (impulse waves) می‌داند که الگو را شکل می‌دهند و همچنین امواج اصلاحی (corrective waves) که در تقابل با روند بزرگتر قرار می‌گیرند.
  • هر مجموعه موج، در قالب مجموعه‌ای بزرگتر از امواج جای می‌گیرد که از الگوی مشابه ایمپالس/اصلاح تبعیت می‌کند. به این رویکرد خاص از تحلیل بازار و سرمایه گذاری روش فراکتال گفته می‌شود.

تفسیر نظریه امواج الیوت

نظریه موج الیوت به این شکل تفسیر می‌شود:

پنج موج در مسیر روند اصلی حرکت می‌کنند و در پی آنها یک حرکت اصلاحی همراه با سه موج رخ می‌دهد (در کل یک حرکت 5-3). این حرکت 5-3 خود به دو زیرگروه در موج بعدی تقسیم می‌شود.
الگوی 5-3 اصلی ثابت می‌ماند، با این حال بازه زمانی هر موج ممکن است متفاوت باشد.

نگاهی به نمودار زیر بیندازید که متشکل از هشت موج است: (پنج موج بالا و سه موج پایین) که با 1، 2، 3، 4، 5، A، B، C نام‌گذاری شده‌اند.

موج‌های 1، 2، 3، 4، و 5 یک موج ایمپالس را شکل می‌دهند و موج‌های A، B، و C یک موج اصلاحی.

از سویی دیگر، یک ایمپالس پنج موجی موج 1 و یک اصلاح سه موجی موج 2 را در مقیاس بزرگتر بعدی نشان می‌دهند.

موج اصلاحی اغلب از سه حرکت مجزای قیمت تشکیل شده است – دو حرکت در مسیر اصلاحیه اصلی (A و C) و یک حرکت خلاف جهت آن (B).

موج‌های 2 و 4 در تصویر بالا موج‌های اصلاحی هستند.

این امواج به طور معمول ساختاری شبیه این دارند:

توجه داشته باشید که در این تصویر، موج‌های A و C در یک درجه بزرگتر در مسیر روند حرکت می‌کنند و بنابراین ایمپالسی هستند و از پنج موج تشکیل شده‌اند. در مقابل، موج B برخلاف روند است و بنابراین اصلاحی و متشکل از سه موج است.

یک موج ایمپالسی که موجی اصلاحی آن را دنبال کند یک درجه از موج الیوت را تشکیل می‌دهند که از روندها (trends) و ضدروندها (countertrends) تشکیل شده است.

همانطور که از الگوهای تصویر بالا می‌بینید، پنج موج همیشه به سمت بالا و یا سه موج همیشه به سمت پایین حرکت نمی‌کنند. به عنوان مثال، هنگامی که روند بزرگتر به سمت پایین باشد، دنباله پنج موجی نیز به سمت پایین خواهد بود.

درجه موج

الیوت 9 درجه موج تعریف و آنها را به این ترتیب، از بزرگترین به کوچکترین، نامگذاری کرد:

  • چرخه فوق‌بزرگ (Grand Supercycle)
  • چرخه بزرگ (Supercycle)
  • چرخه (Cycle)
  • اولیه (Primary)
  • حد وسط (Intermediate)
  • کوچک (Minor)
  • جزئی (Minute)
  • بسیار جزئی (Minuette)
  • زیرگروه بسیار جزئی (Sub-Minuette)

از آنجا که موج‌های الیوت فراکتال هستند، درجات موج الیوت، به لحاظ نظری، بیشتر از آنچه که در بالا فهرست شد نیز می‌توانند تا ابد بزرگ و بزرگتر و در نتیجه جزئی و جزئی‌تر شوند.

یک معامله‌گر می‌تواند هرروز از این نظریه استفاده کند، یک حرکت ایمپالسی با روند صعودی را شناسایی کرده، با آن همراه شود و سپس این موقعیت را پس از کامل شدن الگوی پنج موجی و هنگامی که روند معکوس قریب الوقوع است بفروشد یا Short کند.

امواج الیوت چه چیزی را نشان می‌دهند

برخی تحلیلگران تکنیکال تلاش دارند تا از الگوهای موجی در بازار سهام با استفاده از نظریه موج الیوت بهره ببرند.

این فرضیه می‌گوید حرکات قیمت سهام را می‌توان پیش بینی کرد زیرا این حرکات در قالب الگوهای بالا و پایین و تکرار شونده‌ای به نام امواج شکل می‌گیرند که تحت تاثیر روانشناسی سرمایه‌گذار است.

در این نظریه، امواج مختلفی وجود دارد از جمله امواج محرک (motive waves)، امواج ایمپالس (impulse waves)، و امواج اصلاحی (corrective waves).

امواج الیوت یک الگوی ذهنی است و همه معامله‌گران این نظریه را به یک شکل تفسیر نمی‌کنند و برخی آن را استراتژی موفقی در معاملات نمی‌دانند.

خود نظریه تحلیل موج را نیز نمی‌توان به سادگی تعریف کرد.

برخلاف بسیاری از نظریه‌های شکل‌گیری قیمت، این نظریه دارای طرحی مشخص و قاعده‌مند نیست تا بتوان دستورالعمل‌های آن را بشکل کاملا دقیق دنبال کرد. تحلیل موج صرفا تصویری از تحرکات بازار ارائه می‌دهد و کمک می‌کند تا حرکات قیمت را در ابعادی بسیار وسیع‌تر و عمیق‌تر درک کنید.

شمارش امواج الیوت

نظریه موج الیوت در اصل شامل امواج ایمپالسی و اصلاحی می‌شود:

امواج ایمپالسی

موج‌های ایمپالسی از 5 زیرموج تشکیل می‌شوند که در مسیر بزرگترین روند حرکت می‌کنند.

این الگو رایج‌ترین موج محرک است و بسیار ساده می‌توان آن را در بازار تشخیص داد.

مانند تمامی امواج محرک، این موج از 5 زیر موج تشکیل شده که بین آنها 3 موج محرک و 2 موج اصلاحی هستند. این ساختار 5-3-5-3-5 نام گذاری شده و در تصویر بالا نشان داده شده است.

با این حال، این ساختار قوانینی دارد که شکل گیری آن را تائید می‌کنند. این قوانین غیرقابل نقض هستند.

اگر یکی از این قوانین نقض شود، ساختار را نمی‌توان موج ایمپالسی دانست و موج مشکوک باید دوباره نام‌گذاری شود. این قوانین عبارتند از:

  • موج 2 نمی‌تواند بیش از 100 درصد مسیر موج 1 را طی کند
  • موج 3 هرگز نمی‌تواند بین موج‌های 1، 3، و 5 کوتاهترین باشد

امواج اصلاحی

امواج اصلاحی، که گاهی امواج مورب (diagonal waves) نامیده می‌شوند، از سه موج یا ترکیبی از 3 زیرموج تشکیل شده‌اند که در مسیر خلاف روند بزرگترین درجه بعدی حرکت می‌کند.

مانند تمامی امواج محرک، هدف آن حرکت دادن بازار در مسیر روند است و از 5 زیرموج تشکیل شده است.

تفاوت اینجاست که به نظر می‌رسد امواج مورب یا در حال گسترش و یا در حال انقباض هستند. همچنین، با توجه به اینکه کدام موج مشاهده شده، تعداد زیرموج‌های امواج مورب ممکن است به 5 نرسد.

مانند دیگر امواج محرک، هر زیرموج از امواج مورب هرگز به طور کامل مسیر زیرموج قبل را طی نمی‌کند و زیرموج 3 از امواج مورب هرگز کوتاهترین موج نیست.

این امواج ایمپالسی و اصلاحی در یک ساختار فراکتال مشابه با خود جای گرفته‌اند تا الگوهای بزرگتر را بسازند.

به عنوان مثال، یک نمودار یک ساله ممکن است در میانه یک موج اصلاحی باشد، اما یک نمودار 30 روزه ممکن است یک موج ایمپالسی در حال رشد را نشان دهد. معامله‌گری که چنین تفسیری از موج الیوت دارد ممکن است دو دیدگاه بلندمدت خرسی و کوتاه مدت گاوی برای سرمایه‌گذاری داشته باشد.

پیش‌بینی‌های بازار براساس الگوهای موجی

الیوت پیش بینی‌های دقیقی از بازار سهام بر اساس ویژگی‌های قابل اعتمادی که در الگوهای موجی یافته بود انجام داد. یک موج ایمپالس (impulse wave) که در مسیری مشابه روند بزرگتر حرکت می‌کند، همیشه پنج موج در الگوی خود نشان می‌دهد.

با این حال، یک موج اصلاحی (corrective wave) در مسیری خلاف روند اصلی حرکت می‌کند. در مقیاسی کوچکتر، در هر موج ایمپالسی پنج موج را می‌توان یافت. و این الگو تا بی‌نهایت خود را در مقیاس‌های کوچکتر و کوچکتر تکرار می‌کند. الیوت این ساختار فراکتال را در دهه 30 میلادی در بازارهای مالی پیدا کرد اما تا دهه‌ها بعد دانشمندان پی به اهمیت فراکتال‌ها نبردند و آنها را به شکل ریاضی ترسیم نکردند.

ما اکنون میدانیم که در بازارهای مالی، “برای هر بالا رفتنی، پایین آمدنی نیز هست” زیرا هرگاه حرکت قیمت به سمت بالا یا پایین باشد، حرکت بعدی در جهت مخالف خواهد بود. عملکرد قیمت شامل روندها و اصلاح‌های قیمت است. روندها مسیر اصلی قیمت را نشان می‌دهند درحالیکه اصلاح‌ها برخلاف روندها حرکت می‌کنند.

الیوت دریافت که دنباله فیبوناچی (Fibonacci sequence) تعداد امواج را در ایمپالس‌ها و اصلاح ها مشخص می‌کند. روابط موجی در قیمت و زمان نیز معمولا نسبت‌های فیبوناچی را نشان می‌دهند، مانند 38~ درصد و 62 درصد. برای مثال یک موج اصلاحی ممکن است 38 درصد از مسیر موج ایمپالسی قبل از خود را دوباره طی کند.

تحلیلگرانِ دیگر اندیکاتورهایی ایجاد کرده‌اند که از نظریه موج الیوت الهام گرفته شده‌اند، از جمله اسیلاتور موج الیوت که در تصویر زیر نشان داده شده است.

اندیکاتور امواج الیوت

این اسیلاتور با روشی مبتنی بر محاسبات انجام شده توسط کامپیوتر، پیش‌بینی مسیر آینده قیمت را بر اساس تفاوت بین میانگین متحرک 5 دوره‌ای و 34 دوره‌ای ارائه می‌دهد. سیستم هوش مصنوعی Elliott Wave International، به نام EWAVES، تمام قوانین و دستورالعمل‌های موج الیوت را روی داده‌ها اعمال می‌کند تا بتواند تحلیلی خودکار از موج الیوت به دست آورد.

شهرت نظریه امواج الیوت

در دهه 70 میلادی، اصل موج الیوت از طریق کتاب افسانه‌ای دو نفر با نام «ای. جی. فراست» (A.J. Frost) و «رابرت پرشتر» (Robert Prechter)، شهرت زیادی پیدا کرد.

نام این امواج محرک و اصلاحی کتاب، اصل موج الیوت: کلید رفتار بازار (Elliott Wave Principle: Key to Market Behavior) بود.

نویسندگان این کتاب بازار گاوی دهه 80 را پیش‌بینی کرده بودند و پرشتر بعدها بر مبنای همین نظریه رکود 1987 را پیش‌بینی و یک پیشنهاد فروش صادر قبل از سقوط بازار در سال 1987 میلادی منتشر کرد.

سخن آخر

طرفداران موج الیوت تاکید دارند که فراکتال بودن ساختار بازار به منزله سهولت پیش بینی بازار نیست.

دانشمندان درخت را دارای ساختاری فراکتال می‌دانند اما نه به این معنا که می‌توان راه هر شاخه را پیش‌بینی کرد. نظریه موج الیوت، مانند هر روش تحلیلی دیگری، در عمل طرفداران و همچنین منتقدین خودش را دارد.

یکی از مشکلات اساسی این است که طرفداران نظریه‌ها همیشه می‌توانند اشتباهات را به گردن خوانش بد از نمودارها بیندازند تا ضعف خود نظریه‌ها.

علاوه بر این، تفاسیر و تعابیر از اینکه چقدر طول می‌کشد تا یک موج کامل شود بی‌شمار است. با این حال، معامله‌گرانی که طرفدار نظریه موج الیوت هستند سرسختانه از آن دفاع می‌کنند.

تفاوت بازگشت قیمت (Reversal) با اصلاح قیمت (Retracement)

بسیاری از ما به این فکر کرده‌ایم که آیا روند کاهش قیمت یک سهام طولانی‌مدت است یا موقتی. برخی از ما در چنین شرایطی سهام خود را فروخته‌ایم، اما تنها چند روز بعد قیمت آن به بالاترین حد خود رسیده است. این سناریو می تواند ناامید کننده و پرتکرار باشد. نمی توان کاملاً از آن اجتناب کرد، اما اگر بدانید که چگونه اصلاحات را به درستی شناسایی و با توجه به آن معامله کنید، شاهد بهبود عملکرد خود خواهید بود.

تفاوت بازگشت قیمت (Reversal) با اصلاح قیمت (Retracement)

نکات مهم

  • اصلاح قیمت، بازگشت موقتی قیمت یک سهام است که در یک روند بزرگتر اتفاق می افتد.
  • اصلاح قیمت، در یک روند صعودی با کف های قیمتی بالاتر مشخص می شود.
  • بازگشت قیمت، زمانی رخ میدهد که روند تغییر جهت دهد.
  • هنگام بازگشت قیمت، قیمت احتمالاً برای یک دوره طولانی در همان جهت معکوس حرکت خواهد کرد.
  • معکوس ها اغلب با الگوهای متضاد مشخص می شوند مانند الگوی دو قلو.

اصلاح قیمت

اصلاح قیمت (Retracements)، بازگشت موقت قیمت یک سهام است که در یک روند بزرگتر اتفاق می افتد. نکته مهم این است که این تغییر قیمت ها موقتی هستند و نشان دهنده تغییر در روند کلی نیستند.

توجه داشته باشید که با وجود اصلاحات، روند بلندمدت نشان داده شده در نمودار زیر همچنان تغییر نکرده است و قیمت سهام همچنان در حال افزایش است. هنگامی که قیمت به سمت بالا حرکت می کند، یک سقف قیمتی جدید ایجاد می کند، و زمانی که کاهش می یابد، قبل از رسیدن به کف قیمتی قبلی، افزایش می یابد. این حرکت یکی از اصول یک روند صعودی است که در آن سقف های قیمتی بالاتر و کف های قیمتی بالاتر وجود دارد. هنگامی که این امر در حال رخ دادن است، روند رو به افزایش است.

تنها زمانی یک روند صعودی به کف قیمتی و سقف قیمتی پایین تر می‌رسد که روند متزلزل میشود و ممکن است یک بازگشت قیمت شکل بگیرد.

بازگشت قیمت

از سوی دیگر، بازگشت قیمت زمانی رخ میدهد که روند قیمت یک دارایی، تغییر جهت دهد. به این معنی که قیمت احتمالاً برای یک دوره طولانی در جهت معکوس پیش خواهد رفت. این تغییرات می تواند در جهت صعودی یا نزولی رخ دهد.

اغلب این تغییر یک تغییر بزرگ در قیمت است. با این حال، زمانی که قیمت مجدد به جهت قبلی می رسد، ممکن است عقب نشینی هایی وجود داشته باشد. نمی توان فوراً تشخیص داد که اصلاح موقت قیمت یک عقب نشینی است یا ادامه بازگشت. این تغییر می تواند یک تغییر ناگهانی باشد یا ممکن است روزها، هفته ها یا حتی سال ها طول بکشد تا تحقق یابد.

میانگین متحرک (MA) و خطوط روند به معامله گران کمک می کنند تا بازگشت قیمت را شناسایی کنند. بازگشت‌های روزانه برای معامله‌گران روزانه مهم است، اما سرمایه‌گذارهای بلند مدت ممکن است بر تغییرات ماه‌ها یا سه ماهه تمرکز کنند. همانطور که در تصویر زیر نشان داده شده است، زمانی که قیمت به زیر میانگین متحرک یا خط روند کشیده می‌شود، معامله‌گران مواظب بازگشت احتمالی هستند.

این نمودار نشان می‌دهد که قیمت دارایی در یک روند صعودی حرکت می‌کند، زیرا سقف ها و کف های قیمتی بالاتر را افزایش می‌دهد. قیمت به زیر خط روند سقوط می کند و با کاهش آن به کف قیمتی پایین تر خود می رسد. قیمت دارایی عقب نشینی می کند اما به روند نزولی ادامه می دهد. هنگامی که قیمت دوباره به سقف و کف قیمتی بالاتر رسید، نشانه بازگشت به سمت روند صعودی خواهد بود.

ملاحضات خاص

توانایی تشخیص اصلاح قیمت و بازگشت قیمت بسیار اهمیت دارد. چندین تفاوت کلیدی بین این دو وجود دارد که باید هنگام طبقه بندی حرکت قیمت در نظر بگیرید.

شاخص اصلاح قیمت بازگشت قیمت
حجم دریافت سود توسط معامله گران خرد (معاملات بلوکی کوچک) فروش نهادی (معاملات بلوکی بزرگ)
جریان نقدی سود خرید در زمان کاهش سود خرید بسیار کم
الگوهای نموداری تعداد کمی از الگوهای اصلاحی – معمولاً محدود به شمع ها هستند چندین الگوی بازگشتی – معمولاً الگوهای نمودار دو قلو
بهره منفی بدون تغییر در بهره منفی افزایش بهره منفی
دوره ی زمانی بازگشت قیمت کوتاه مدتی که کمتر از یک یا دو هفته زمان ببرد بازگشت طولانی مدت، بیش از دو هفته طول می کشد
اصول بنیادی بدون تغییر در اصول بنیادی تغییر یا مشکوک به تغییر در اصول بنیادی
فعالیت اخیر معمولاً بلافاصله پس از سودهای بزرگ رخ می دهد ممکن است در هر زمانی اتفاق بیفتد، حتی در طی معاملات عادی
نمودارهای شمعی شمع های “تردید” – این شمع ها معمولاً دارای قسمت های بالایی و پایینی بلند هستند (بالاهای چرخان) شمع‌های بازگشتی – این شمع‌ها شامل شمع‌های پوششی، سرباز و دیگر الگوهای مشابه است

همانطور که جدول بالا را مشاهده می کنید، به یاد داشته باشید که بهره منفی هنگام گزارش به تأخیر می افتد، بنابراین باتوجه به بازه زمانی شما تشخیص قطعی آن دشوار است.

نمودار بالا را می توان با گفتن اینکه اصلاحات در حرکات خود دارای تردید فراوان هستند و بازگشت ها اقدامات معتبرتری را نشان می دهند، خلاصه کرد. حجم ممکن است در هنگام عقب نشینی کم باشد، اما در زمان بازگشت قیمت افزایش می یابد. اولی منفعل است. دومی تهاجمی است.

سقف ها و کف های قیمتی بالاتر، نشان‌دهنده روند اصلاحی در یک روند صعودی هستند، اما بازگشت قیمت اغلب با الگوهای متضاد آن مشخص می‌شود، مانند الگوی سقف دوقلو، دو سقف قیمتی مشابه و سپس یک کف قیمتی جدید، یا الگوهای سر و شانه، سقف قیمتی پایین تر دنبال شده توسط کف قیمتی پایین تر. حتی حرکات بهره منفی که توسط نمودارهای شمعی تکی نمایش داده میشوند، اغلب در طول اصلاحات مرددتر هستند، در حالی که شمع‌هایی که در هنگام بازگشت روند صعودی شکل می‌گیرند معمولاً طولانی مدت، دارای حرکات زیاد و پر شتاب هستند.

پس چرا شناسایی اصلاحات اینقدر مهم است؟ هر زمان که قیمت کاهش می یابد، اکثر معامله گران و سرمایه گذاران با یک تصمیم سخت مواجه می شوند. در این شرایط آنها سه گزینه دارند:

  1. سهام خود را طی افت بازار نگهدارید، زیرا اگر اصلاح یک بازگشت باشد، می تواند منجر به زیان های بزرگ شود.
  2. در صورت بهبود قیمت، بفروشید و دوباره بخرید، که بدون شک منجر به هدر رفتن کمیسیون و اسپرد می شود، و همچنین ممکن است در صورت بهبود شدید قیمت، منجر به از دست رفتن فرصت شود.
  3. فروش دائمی، که در صورت بهبود قیمت می تواند منجر به از دست رفتن فرصت شود.

با شناسایی صحیح حرکت به عنوان یک اصلاح یا برگشت، می توانید هزینه را کاهش دهید، ضرر را محدود کنید و سود را حفظ کنید.

تعیین محدوده

هنگامی که نحوه شناسایی اصلاحات را بدانید، می توانید نحوه تعیین محدوده آنها را بیاموزید.

فیبوناچی های اصلاحی (Fibonacci Retracements) ابزارهای عالی برای محاسبه دامنه یک اصلاح هستند. از ابزار فیبوناچی اصلاحی، موجود در اکثر نرم افزارهای نمودار، برای کشیدن خطی از بالا به پایین آخرین نوسان قیمت یا موج محرک استفاده کنید.

اصلاح مجدد بین 23 تا 78 درصد از موج محرک قبلی رایج است. این امر به این معنی نیست که سهام 23 درصد سقوط میکند. بلکه، به این معنی است که قیمت سهام 23٪ از فاصله دو نقطه اندازه گیری شده توسط ابزار اصلاح کاهش می یابد. به عنوان مثال، اگر از ابزار اصلاح فیبوناچی برای اندازه‌گیری اصلاح حرکت صعودی از 10 به 15 استفاده می‌کنید، ممکن است ابزاری را پیدا کنید که 13.45 دلار را به عنوان اولین سطح اصلاحی به شما نشان می‌دهد. دلیل آن این است که با ضرب این تفاوت، یک اصلاحی 23٪ پیدا می شود: 5.00 $ x 0.23 = امواج محرک و اصلاحی 1.15 دلار. 23% اصلاح 1.15 دلار از نقطه سقف قیمتی کمتر خواهد بود، بنابراین این ابزار 13.85 دلار را نشان می دهد.

در این مرحله، روند همچنان صعودی است، با فرض اینکه 15 دلار بالاترین قیمت جدید و 10 دلار پایین ترین قیمت اخیر باشد. اگر قیمت بالاتر از 10 دلار جهش کند، در آن صورت روند صعودی همچنان دست نخورده باقی خواهد ماند،البته درصورتی که افزایش یابد و به اوج جدیدی برسد. اگر بالاتر از 15 دلار حرکت نکرد و دوباره شروع به سقوط کرد، ممکن است زمان خروج فرا رسیده باشد.

سطوح نقطه عطف معمولاً هنگام تعیین محدوده یک اصلاح، استفاده می شوند. از آنجایی که در صورت ادامه قیمت از این نقطه، قیمت اغلب در نزدیکی سطوح حمایت و مقاومت نقطه عطف بازمیگردد، نشان‌دهنده یک روند قوی است در حالی که توقف و بازگشت قیمت برعکس آن است. نقاط عطف معمولاً توسط معامله گران روزانه استفاده می شود و از قیمت های دیروز برای نشان دادن مناطق مقاومت حمایتی برای روز معاملاتی بعدی استفاده می کنند.

اگر خطوط روند اصلی که از روند بزرگ‌تر حمایت می‌کنند در حجم بالا شکسته شوند، به احتمال زیاد یک بازگشت در حال اجرا است. الگوهای نمودار و شمعی اغلب با همکاری خطوط روند برای تأیید بازگشت قیمت استفاده می شوند.

نمودار زیر این امر را در عمل نشان می دهد. یک روند نزولی وجود دارد، اما پس از آن قیمت به بالای خط روند صعود می کند. در آن نقطه، قیمت قبلاً به کف قیمتی سطح رسیده بود. پس از شکست، یک اصلاح کوچک رخ میدهد، اما پس از آن قیمت امواج محرک و اصلاحی در حجم قوی بالاتر می رود. این حرکت اصلاح روند نزولی نیست، بلکه موج صعودی روند نزولی را بازگردانده است و اکنون روند صعودی است.

معامله با سیگنال اشتباه

حتی اصلاحی که تمام معیارهای ذکر شده در جدول بالا را برآورده کند، ممکن است با هشدار بسیار کمی به بازگشت تبدیل شود. بهترین راه برای محافظت از خود در برابر چنین برگشتی استفاده از دستورات حد ضرر است.

در حالت ایده‌آل، شما می‌خواهید ریسک خروج خود را در طول یک اصلاح کاهش دهید، و همچنان بتوانید به سرعت از حالت برگشت خارج شوید. این کار نیاز به تمرین دارد و غیرممکن است که همیشه درست پیش بینی کنید. گاهی اوقات، آنچه که یک بازگشت قیمتی به نظر میرسد درواقع یک اصلاح است و یا یک اصلاح میتواند در واقع یک بازگشت قیمت باشد.

ختم کلام

به عنوان یک معامله گر، باید یاد بگیرید که بین اصلاحات و برگشت ها تفاوت قائل شوید. بدون این دانش، خطر خروج خیلی زود و از دست دادن فرصت ها، حفظ موقعیت های زیان ده، یا از دست دادن پول و هدر دادن پول در کمیسیون و اسپرد وجود دارد. با ترکیب تحلیل تکنیکال با برخی ابزار های شناسایی اولیه، می توانید از خود در برابر این خطرات محافظت کنید و از سرمایه تجاری خود استفاده بهتری کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.