روند معاملات چگونه است؟


۶ نکته برای تشخیص روند نمودار قیمت(۶ tips for detecting price chart trends)

لینک فایل ویدویی معرفی شده در ویس بالا(یوتیوب)


در طول بیش از ۱۵ سال تجربه معامله کردن در بازارفارکس، به این نتیجه رسیدم که برای تشخیص روند حرکت قیمت، هیچ ابزار جادویی، اندیکاتور یا قوانین خاصی وجود ندارد. ما معامله‌گران با وجود تلاش‌هایی که برای تحلیل نمودارها و تعیین تمایل حرکت قیمت و در نتیجه معامله کردن در آن جهت داریم، اما جهت حرکت بازار ممکن است در هر لحظه به سرعت تغییر کند. اگر قیمت مطابق پیش‌بینی‌های ما حرکت نکرد، باید مجددا نمودار را تحلیل کنیم و ببینیم چه چیزهایی را در تحلیل اولیه نادیده گرفتیم و چه اشتباهاتی کردیم. فقط فراموش نکنید که تحلیل نمودارها کاملا توسط ابزار بسیار مهمی بنام چشم معامله گرانجام می شود و گاهی اوقات علیرغم تمام تلاش‌هایی که برای درک چگونگی حرکت نمودار قیمت داریم، بازارممکن است در خلاف جهت انتظار ما حرکت ‌کند. پس همواره باید انعطاف لازم را در تحلیل اولیه داشته باشیم.

تحلیل روند تنها یکی از قسمت‌های استراتژی معاملاتی من برای باز و بسته کردن معاملات است. این اصلا ایده خوبی نیست که تنها براساس یک دلیل وارد معامله شوید، به همین خاطر من همیشه به دنبال این هستم که تا حد ممکن تائیدیه‌های زیادی برای ورود به معاملات داشته باشم. من در برنامه معاملاتی شخصی خودم، ازترکیبی از تکنیک‌های مختلف مانند تحلیل روند، تحلیل سطوح حمایتی و مقاومتی و تحلیل سیگنال با اندیکاتوراستفاده می‌کنم.

ضمن مطالعه این مقاله به یاد داشته باشید که من در این مطلب درباره «معامله کردن در جهت روند» صحبت نمی‌کنم، بلکه می‌خواهم بعضی از فیلترهایی که برای تشخیص روند واضح بازار به شما کمک می‌کند را توضیح دهم. بعلاوه، ممکن است گاهی اوقات اینطور به نظر برسد که بازار به یک سمت حرکت می‌کند، در حالیکه در واقع در خلاف آن جهتی که شما تشخیص داده‌اید، در حال حرکت است. به این دلیل که بسیاری از بازارها اصلاحات کوتاه‌مدتی را تجربه می‌کنند و همین ممکن است بسیاری از معامله‌گران را دچار اشتباه کند. به این خاطر، همیشه زوم نمودارها را کم کنید و تصویر بزرگتر نمودارها را ببینید، سپس با در نظر داشتن یک تصویر جامع و بزرگ از چگونگی حرکت قیمت، زوم نمودار را بیشتر کنید و آن را با جزئیات بیشتری مورد بررسی قرار دهید. با این کار بعد از مدتی می توانید به زوم شخصی خود دست پیدا کنید.

۱- مهمترین کار مشاهده است

اولین چیزی که در مورد تشخیص روند باید درک کنید این است که یک علم کاملا دقیق نیست. من همیشه سعی می‌کنم تا حد ممکن نمودارها را ساده ببینم و به همین خاطر در ابتدا فقط و فقط پرایس اکشن را زیر نظر می‌گیرم، بدون هیچ اندیکاتوری.

اگر از چند معامله‌گر درباره روند حال حاضر بازار سؤال کنید، قطعا پاسخ‌های متفاوتی از هر کدام می‌شنوید. بعضی از آن‌ها نوع روند کوتاه‌مدت بازار را به شما می‌گویند، برخی نوع روند بلندمدت را توضیح می‌دهند و تعدادی هم نوع روند میان‌مدت را بیان می‌کنند. ما می‌توانیم با بکارگیری تحلیل‌های کوتاه‌مدت و بلندمدت، که همگی با مشاهده ساده بازار شروع می‌شوند، نوع روند غالب حال حاضر بازار را تشخیص دهیم.

من معمولا از خودم می‌پرسم نمودار قیمت در طول یکی دوسال، ۶ ماه و ۳ ماه گذشته به چه صورت بوده است؟ پاسخ این سؤال، تصویری از چگونگی حرکت قیمت را به ترتیب در بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت به من نشان می‌دهد. این کار باعث می‌شود ایده کاملا واضح و شفافی از جهت حرکت نمودار قیمت بدست آورم. اگر هیچ‌کدام این‌ها جواب نداد، در تایم‌فریم روزانه یا هفتگی زوم نمودار را کم کنید و خیلی ساده از خودتان بپرسید «الان قیمت در حال پایین آمدن است یا بالا رفتن؟». اصلا نیازی نیست پیچیده فکر کنید.

وقتی جهت کلی پرایس اکشن در بازار را ببینیم، می‌توانیم به راحتی تشخیص دهیم که قیمت به سمت پایین حرکت می‌کند یا بالا، یا اینکه در یک روند سایدوی قرار دارد.

۲- سقف و کف‌های واضح را شناسایی کنید

وقتی قیمت در یک روند حرکت کند، سقف و کف‌هایی تشکیل می‌دهد. اگر به این سقف و کف‌ها دقت کنید، می‌توانید خیلی سریع تشخیص دهید که قیمت به کدام سمت حرکت می‌کند.

در نمودار زیر مربوط به S&P500 مشاهده می‌کنید که یک روند صعودی واضح شکل گرفته است. به نواحی که با رنگ قرمز مشخص شده دقت کنید. این نواحی در واقع کف‌های این روند صعودی هستند و اگر توجه کنید می‌بینید که این کف‌های قیمتی به نوعی «پله‌هایی» تشکیل داده‌اند که با پیشروی قیمت در جهت روند صعودی، این پله‌ها هم بالاتر و بالاتر می‌روند.

توجه داشته باشید که در یک روند نزولی، شما قاعدتا باید به سقف‌ها بیشتر توجه کنید و ببینید آیا این سقف‌ها یک الگوی پله‌ای به سمت پایین را تشکیل می‌دهند یا خیر.

۳- سقف‌های بالاتر، کف‌های بالاتر، سقف‌های پایین‌تر و کف‌های پایین‌تر

وقتی سقف‌ و کف‌های واضح بازار را مشخص کردید، حالا می‌توانید تعیین کنید که آیا بازار در حال ایجاد سقف‌های بالاتر (Higher High) و کف‌های بالاتر (Higher Low) است یا سقف‌های پایین‌تر (Lower High) و کف‌های پایین‌تر (Lower Low).

بطور کلی، در یک روند صعودی می‌توانید الگوی واضحی متشکل از HHها و HLها ببینید و در یک روند نزولی نیز می‌توانید الگوی مشخصی متشکل از LHها و LLها مشاهده کنید. در نمودار زیر با توجه به الگوی واضح HHها و HLها می‌توانید مشاهده کنید که حرکت قیمت در یک روند صعودی بوده است.

۴- واکنش بازار در برابر سطوح مهم چگونه است؟

رفتار قیمت را بعد از اصلاحات بررسی کنید و ببینید وقتی به میانگین متحرک (مووینگ اورج) بلندمدتی مثل مووینگ ۲۱ روز یا یک مقاومت مهم می‌رسد، چگونه واکنش نشان می‌دهد. آیا پرایس اکشن بعد از اینکه در یک روند نزولی یا صعودی به سطح قیمتی مهمی می‌رسد، عقب‌نشینی می‌کند یا به حرکت خود ادامه می‌دهد؟ این نوع رفتار قیمت سرنخ خوبی است که تمایل یا روند کلی بازار را تائید می‌کند.

در نمودار بالا می‌توانید مشاهده کنید که تمامی حرکات اصلاحی وقتی به دو سطح مقاومتی مشخص شده و میانگین متحرک نمایی با دوره ۲۱ رسیدند، با فشار فروش روبرو شدند و در نتیجه روند نزولی تغییری نکرده است.

یک میانگین متحرک نمایی (EMA) با دوره ۲۰۰ و یک EMA با دوره ۵۰ روی نمودار خود قرار دهید و شیب بلندمدت این دو میانگین متحرک را بررسی کنید. این یک روش سریع برای تشخیص روند کلی قیمت در بازار است. همچنین باید بررسی کنید که قیمت در مواجهه با این مووینگ اورج‌ها چگونه واکنش نشان می‌دهد. اگر قیمت در چندین مورد به این مووینگ اورج‌ها احترام می‌گذارد و از آن‌ها عقب‌نشینی می‌کند، این نشانه خوبی است از اینکه بازار به روند خود ادامه می‌دهد. مثلا نمودار زیر نمونه خوبی از واکنش قیمت در برابر مووینگ اورج‌های مذکور است، فقط انتظار نداشته باشید که همین شرایط را هر روز در بازار ببینید.

دقت کنید که در نمودار بالا، دو EMA با دوره‌های ۵۰ و ۲۰۰ خیلی سریع جهت روند کلی قیمت در تایم‌فریم روزانه را به ما نشان می‌دهند.

۵- آیا سیگنالی در حال شکل‌گیری هست؟

اگر می‌بینید سیگنال‌های پرایس اکشنی هم‌جهت با روند کلی بازار در حال شکل‌گیری هستند، خود این تائیدیه دیگری برای تمایل حرکت بازار به سمت روند است. ضمنا به یاد داشته باشید که وقتی سیگنال‌های پرایس اکشنی برای چند مرتبه شکست می‌خورند یا اصطلاحا فِیل (fail) می‌شوند، ممکن است نشان از این باشد که روند بازار در آینده نزدیک تغییر می‌کند.

در نمودار بالا مشاهده می‌کنید که پین‌بار صعودی در ناحیه حمایتی، نقطه پایان حرکت اصلاحی و شروع مجدد روند صعودی را نشان می‌دهد.

۶- تغییر جهت روند

اگر بازار در یک روند نزولی قرار داشته باشد، باید به سقف‌های اخیر تشکیل شده خیلی دقت کنیم و همینطور اگر روند بازار صعودی باشد، باید روی کف‌های اخیر بازار تمرکز کنیم. دلیل این امر آن است که این کار نه تنها روند کلی قیمت را برای ما مشخص می‌کند، بلکه همچنین به ما نشان می‌دهد که آیا پرایس اکشن روند بازار همچنان منظم پیش می‌رود یا اینکه تغییراتی در آن به وجود آمده است.

برای مثال، اگر دنباله‌ای از سقف‌های بالاتر (HH) و کف‌های بالاتر (HL) در یک روند صعودی داشته باشیم، وقتی می‌بینید که قیمت از آخرین کف عبور می‌کند و پایین‌تر می‌رود، این نشانه قدرتمندی است از اینکه روند صعودی ممکن است به پایان خود نزدیک شده باشد. در مقابل، در یک روند نزولی شاهد کف‌های پایین‌تر (LL) و سقف‌های پایین‌تر (LH) هستیم، در این صورت اگر قیمت از آخرین سقف تشکیل شده عبور کند و بالاتر برود، این نشانه قدرتمندی است از اینکه روند نزولی ممکن است به انتهای خود رسیده باشد.

در آخر

وقتی بتوانید با اطمینان روند بازار را تشخیص دهید، در این صورت می‌توانید به دنبال ناحیه یا سطح مناسبی در قیمت برای ورود به معامله باشید. شناسایی روند بازار ممکن است کمی مشکل باشد، به ویژه برای معامله‌گران مبتدی. اینکه ستاپ‌ها و سیگنال‌های معاملاتی مختلف را بدانید ایرادی ندارد، اما اگر در خلاف جهت روند کلی بازار معامله می‌کنید، احتمال موفقیت و کسب درآمد شما به شدت افت می‌کند. به یاد داشته باشید که بازار همیشه به یک سمت متمایل است، بنابراین اگر فقط در جهت روند و تمایل اصلی بازار معامله کنید، قطعا خیلی بیشتر به سود شما خواهد بود.

معاملات روند چیست؟

معاملات روند چیست؟

معاملات روند یک سبک معاملاتی است که تلاش می کند سود را از طریق تجزیه و تحلیل حرکت دارایی در یک جهت خاص به دست آورد. هنگامی که قیمت در یک جهت کلی مانند بالا یا پایین حرکت می کند، این روند نامیده می شود.

معامله گران ترند زمانی که یک اوراق بهادار در حال صعود است، موقعیت طولانی را تجربه می کنند. روند صعودی با پایین آمدن نوسان بیشتر، و اوج گیری بیشترِ نوسان مشخص می شود.

معامله گران روند ممکن است ترجیح دهند موقعیتی کوتاه را وارد کنند که دارایی روند نزولی داشته باشد. روند نزولی با کمترین نوسان و بالاترین میزان چرخش مشخص می شود.

درک تجارت ترند

استراتژی های معاملات ترند فرض می کنند که یک اوراق بهادار در همان روندی که در حال حاضر روند دارد حرکت می کند. چنین استراتژی هایی معمولاً به منظور سودآوری یا جلوگیری از ضررهای بزرگ در صورت بروز روند معکوس، شامل سود یا توقف ضرر هستند. معاملات روند توسط معامله گران کوتاه مدت، متوسط و بلند مدت استفاده می شود.

  • معاملات روند یک روش معاملاتی است که برای استفاده از روند صعودی طراحی شده است که در آن قیمت تمایل به بالاترین افزایش یا روند نزولی دارد
  • معامله گران روند علاوه بر اینکه به بالا و پایین ترین سطح نوسان نگاه می کنند، از ابزارهای دیگری مانند خط روند، میانگین های متحرک و شاخص های فنی برای شناسایی جهت روند و ارائه بالقوه علائم تجاری استفاده می کنند.
  • معامله گران برای تعیین جهت روند و زمان تغییر جهت از هر دو روش قیمت و سایر ابزارهای فنی استفاده می کنند.

معامله گران حرکت های قیمت را در نمودار مشاهده می کنند. برای روند صعودی، آنها می خواهند حرکت قیمت را از بالاترین سطح اخیر ببینند، و هنگامی که قیمت کاهش می یابد باید از پایین ترین سطح، پایین تر باقی بماند. این نشان می دهد که حتی اگر قیمت بالا و پایین در حال نوسان باشد، مسیر کلی صعودی است.

همین مفهوم در مورد روند نزولی اعمال می شود، معامله گران مشاهده می کنند که آیا قیمت به طور کلی پایین است یا خیر.

درک تجارت ترند

استراتژی های معاملات ترند

بسیاری از استراتژی های معاملات روند مختلف وجود دارد، هر یک از شاخص های مختلف و روش های اقدام قیمت استفاده می کنند. برای همه استراتژی ها، برای کنترل ریسک باید از توقف ضرر استفاده شود. برای روند صعودی، ضرر توقف در زیر پایین ترین نرخ نوسان که قبل از ورود رخ داده است، یا در زیر سطح پشتیبانی دیگر قرار می گیرد. برای روند نزولی و یک موقعیت کوتاه، ضرر توقف اغلب دقیقاً بالای یک نوسان قبلی یا بالاتر از یک سطح مقاومت دیگر قرار می گیرد.

شاخص های حرکت

شاخص ها و استراتژی های حرکت بسیار زیادی وجود دارد. در رابطه با معاملات روند، یک مثال ممکن است شامل جستجوی روند صعودی و سپس استفاده از شاخص قدرت نسبی RSIبرای سیگنال ورود و خروج باشد. به عنوان مثال، یک معامله گر ممکن است منتظر بماند که RSI به زیر 30 برسد و سپس بالاتر از آن افزایش یابد. با فرض سالم ماندن روند صعودی کلی، این می تواند موقعیت طولانی را نشان دهد. این شاخص نشان می دهد که قیمت عقب مانده است اما اکنون هم تراز با روند صعودی کلی دوباره شروع به افزایش می کند.

معامله گر می تواند هنگامی که RSI به بالای 70 یا 80 برسد و دوباره به زیر سطح انتخاب شده بازگردد، از آن خارج شود.

خط روند و الگوهای نمودار

خط روند خطی است که در امتداد پایین نوسان در یک روند صعودی یا در امتداد اوج نوسان در یک روند نزولی کشیده می شود. این یک منطقه احتمالی را نشان می دهد که ممکن است در آینده قیمت به عقب برگردد. برخی از معامله گران ترجیح می دهند در هنگام روند صعودی قیمت به سمت عقب بیفتند و روند صعودی را پشت سر بگذارند.

معامله گران ترند همچنین الگوهای نمودار مانند پرچم ها یا مثلث ها را نشان می دهند که نشان دهنده ادامه روند بالقوه یک روند است. به عنوان مثال، اگر قیمت با شدت افزایش یابد و سپس یک پرچم یا مثلث تشکیل دهد، یک معامله گر روند برای بیرون آمدن قیمت از الگویی که نشان دهنده ادامه روند صعودی است، تماشا می کند.

خط روند و الگوهای نمودار

اغلب اوقات، معامله گران هنگام جستجوی فرصت های معاملات روند از ترکیبی از این استراتژی ها استفاده می کنند. یک معامله گر ممکن است به دنبال شکست از طریق سطح مقاومت باشد تا نشان دهد که ممکن است یک حرکت بالاتر آغاز شود، اما فقط در صورتی معامله می شود که قیمت بالاتر از یک میانگین متحرک خاص باشد.

قیمت با روند نزولی شروع می شود. سپس قیمت از طریق روند نزولی و بالاتر از میانگین متحرک افزایش می یابد. البته این به معنای افزایش روند نیست. معامله گران ترند معمولاً منتظر می مانند تا قیمت قبل از در نظر گرفتن روند صعودی، یک نوسان بالاتر و یک نوسان بالاتر را نشان دهد.

استراتژی معامله با خط روند به زبان ساده

استراتژی معامله با خط روند

استفاده از استراتژی معامله با خط روند به شما عزیزان کمک می کند تا بتوانند معاملات خود را به بهترین شکل بهینه کنند. این که خط روند در تحلیل تکنیکال چیست و چطور باید آن را رسم کرد را اشاره هایی کرده ایم و در ادامه به بررسی استراتژی معامله با خط روند پرداخته ایم و چند استراتژی موثر و مختلف را مورد بررسی قرار داده ایم که از هر کدام از این استراتژی های می توانید در بازارهای مالی مختلف مثل بازار ارز دیجیتال، بورس، فارکس، طلا و سکه، دلار و … استفاده نمایید. بنابراین اگر شما هم دوست دارید این استراتژی های معامله با خط روند را یاد بگیرید، همین الان این مطلب آموزشی و رایگان را تا انتها مطالعه کنید.

استراتژی معامله با خط روند

خط روند یا همان Trendline بهترین و مرسوم ترین ابزار تحلیل تکنیکال به حساب می آید و چنانچه اصولی استفاده شود، می‌ تواند عملکرد تریدر را تا حدود زیادی بهبود بخشد. در این مطلب قصد داریم با چهار استراتژی قدرتمند معامله با خطوط روندی آشنا شویم، ولی پیش از این‌ که معرفی استراتژی‌ ها را آغاز کنیم، در نظر داشته باشید که خطوط روندی دو قابلیت مهم دارند؛ یک این که حداقل بازار سه بار به آن‌ ها برخورد کرده و واکنش نشان داده، ثانیاً خط روندی هیچ وقت از بدنه کندل عبور نخواهد کرد.

خط روند می‌ تواند از روی دنباله کندل عبور کند، ولی نباید از روی بدنه کندل عبور کرده باشد. پیش از این که استراتژی های کاربردی استفاده از خط روند برای انجام معاملات را بررسی کنیم، بهتر است به این که خط روند دقیقا به چه صورت رسم می شود و اصول ترسیم آن چگونه است پرداخته ایم تا دید مناسبی نسبت به این موضوع پیدا کنید و استراتژی های خط روند را بهتر درک نمایید.

اصول ترسیم خط روند معاملات چگونه است؟ روند در تحلیل تکنیکال

خط روند یکی از ابتدایی‌ ترین مواردی است که در آموزش تکنیکال با آن مواجه می شوید. به صورت کلی رسم خط روند صعودی از اتصال نقاط پایین‌ های بالاتر و خط روند نزولی نیز با اتصال نقاط بالاهای پایین‌ تر در نمودار قیمتی قابل ترسیم است. پایین‌ های بالاتر یعنی اتصال دره‌ هایی که یکی پس از دیگری بالاتر می‌ روند. بالاهای پایین‌ تر یعنی اتصال قله‌ هایی که با گذر زمان، پایین‌ تر می آیند. در نظر داشته باشید که خط روند صعودی در پایین نمودار قیمتی با شیب مثبت و خط روند نزولی در بالای نمودار قیمتی با شیب منفی رسم می شود.

درصورتی که تمایل دارید تا از خدمات ۲۵ درصد تخفیف کارمزد در بورس، سرمایه گذاری بر روی حق تقدم روند معاملات چگونه است؟ و یا فروش آن و … بهره مند شوید میتوانید از طریق لینک زیر اقدام به ثبت نام نمایید.

دو نوع تفکر در رسم خط روند داریم؛ گروه نخست بر این باور است که برای ترسیم خط روند باید از سایه های بالایی و پایینی کندل ها کمک بگیرد. در روش گروه اول، هیچ بخشی از کندل‌ ها بر روی خط روند قرار نخواهند گرفت. گروه دوم نیز بر این باورند که باید از انتهای بدنه کندل‌ ها به منظور رسم خط روند نیز بهره برد. نکته حائز اهمیت اینجاست که هیچکدام از این دو روش را نمی توان اشتباه دانست، ولی توصیه ما بر این است که هر روشی را که انتخاب کردید، به هیچ عنوان آن را تغییر ندهید و همواره از همان روش بهره بگیرید.

استراتژی مبتنی بر خط روند

تغییر روش امکان دارد موجب برداشت اشتباه از تحلیل شود. به صورت معمول روش دوم، سیگنال ها را سریع تر خواهد داد، ولی ریسک بالاتری را نیز به دنبال خواهد داشت. نکته حائز اهمیت اینجاست که خط روندی که به صورت کامل منطبق بر نقاط بالا و پایین یا باز و بسته شدن شمع‌ های قیمتی باشد، در مواقع نادر ایجاد خواهد شد. لذا به صورت کلی قاعده خاص و تثبیت شده‌ ای در این خصوص وجود ندارد و هر شخص قادر است بر اساس دیدگاه و تجربه‌ های فردی خود یکی از دو روش را مورد استفاده قرار دهد.

۱) استراتژی خط روند پرچم – Trendline Flag

استراتژی خط روند پرچم برای معاملات پیرو روندی بهترین گزینه محسوب می شود. در این استراتژی شما می بایست برای اصلاح بازار خط روندی کوتاه ترسیم نمایید و در ادامه مانند الگوی پرچم در جهت روند غالب بر بازار وارد معامله شوید. در اینجا باید توجه داشته باشید که خط روند رسم شده، همان خطی است که برای الگوی پرچم رسم می شود و منظور از روند غالب هم روند بازار پیش از تشکیل الگوی پرچم به می باشد.

استراتژی خط روند پرچم

در تصویر بالا بازار ابتدا در یک روند نزولی قرار داشت و در ادامه بازار وارد فاز اصلاحی شده و الگویی شبیه به پرچم را تشکیل داد. در اینجا هدف ما رسم خط روندی برای این الگوی شبیه به پرچم است و چنانچه الگوی پرچم هم نباشد، اشکالی نخواهد داشت، لذا این نکته حائز اهمیت است که خط روند کوتاهی را برای این حرکت اصلاحی ترسیم نماییم. شکست این خط روندی کوتاه مثل الگوی پرچم یا Flag عمل خواهد کرد و این بدین معنی است که با شکست آن، بازار در راستای روند غالب حرکت می کند.

شما می‌ توانید در استفاده از این استراتژی از میانگین متحرک ۵۰ نیز برای تشخیص روند غالب بر بازار بهره بگیرید. در این استراتژی شما فقط در راستای روند غالب بر بازار می بایست معاملات خود را تنظیم کنید. یعنی چنانچه روند بازار نزولی بوده و در ادامه حرکت اصلاحی آغاز شده، خط روندی برای این حرکت اصلاحی ترسیم نمایید و با شکست خط روندی وارد معامله فروش شوید.

۲) استراتژی معامله با جهش از خط روندی – Trendline Bounce

این استراتژی نیز در راستای روند غالب بازار مورد استفاده قرار می گیرد، ولی با این وجود در این استراتژی از خود خطوط روند برای ورود به معامله استفاده نمی شود، بلکه خط روند در قالب حمایت یا مقاومت عمل می کند. در تصویر زیر قیمت از خط روندی برای سومین بار متوالی جهش کرده و قدرت خط روند تایید خواهد شد. در ادامه تریدر می بایست به دنبال دیگر الگوی های تکنیکال در اطراف این جهش باشد. در این تصویر یک خط مقاومت افقی بعد از جهش بازار از خط روندی نشان داده شده است.

استراتژی معامله با جهش از خط روندی

شکست این خط روند برای ورود به بازار کفایت می کند. در این استراتژی تریدران محافظه‌ کار قادرند حد ضرر یا استاپ لاس را در زیر خط روند قرار دهند و یا حد ضرر را به زیر خط مقاومتی ببرند. همچنین می‌ توان از استراتژی جهش از خط روند در تایم فریم‌ های گوناگون استفاده کرد که این موضوع می تواند برای معامله گران مختلف بسیار جذاب باشد. زمانی که خط روند بلندمدت تائید شده، معامله‌ گر می‌ تواند به تایم فریم پایین‌ تر نگاه کرده و از دیگر سطوح تکنیکال مانند حمایت برای زمان‌ بندی ورود به معامله فروش بهره بگیرد.

استراتژی مبتنی بر خط روند

این بدین معنی است که در نمودار روزانه خط روندی را تشخیص داده و روند معاملات چگونه است؟ در نمودار ۱ ساعته با شکست الگو یا خط حمایتی وارد بازار شده است. در نمودار ۶۰ دقیقه یا ۱ ساعته نخستین جهش از خط روند نزولی و روزانه در AUDUSD مشاهده خواهد شد.

روند در تحلیل تکنیکال چیست

در اینجا نوسانات بازار شدید بودند، از همین روی شاید ورود به معامله کار خیلی ساده ای نباشد، ولی در نمودار سمت راستی، الگوی سر و شانه ایجاد شده است و به کمک این الگوی تکنیکال می‌ توان زمان ورود به معامله را به سادگی مشخص نمود.

۳) استراتژی شکست و برخورد دوباره – Retest

استراتژی شکست و برخورد مجدد یکی از استراتژی‌ های پرطرفدار و مرسوم بین تریدران بازارهای فارکس و سهام به حساب می آید ولی با این وجود از این استراتژی می‌ توان برای دیگر بازارها مانند بازار رمزارز و معاملات بیت کوین نیز بهره گرفت. گفتنی است که در این استراتژی پس از این‌ که خط روند فعال بازار را مشخص کردید، باید برای شکست خط روند منتظر بمانید. بعضی مواقع شاید بازار پس از شکست خط روندی دیگر هیچ‌ وقت با آن برخورد نداشته باشد ولی در بیشتر اواقت بازار پس از شکست خط روندی مجددا با آن برخورد خواهد داشت.

استراتژی شکست و برخورد دوباره

اما هنگامی که بازار برخورد مجدد به خط روندی را انجام داد، بهترین وقت برای ورود به معامله خواهد بود و باید در تایم فریم‌ های پایین‌ تر به دنبال سیگنال بود. خط روند می‌ تواند سیگنالی برای ورود به معامله باشد و هم محلی برای تعیین حد ضرر. به صورت معمول حد ضرر را در سمت دیگر خط روندی قرار می‌ دهیم و خط روند نیز به عنوان مانعی عمل خواهد کرد که نمی‌ گذارد حد ضرر فعال شود. هر اندازه تعداد برخوردها به یک خط روندی بیشتر باشد، استراتژی شکست و برخورد مجدد نیز عملکرد بهتری از خود نشان خواهد داد.

در تصویر بالا بازار حداقل سه تا چهار بار با خط روند برخورد داشته است. در زمان شکست خط روند، نوسانات زیادی را در بازار مشاهده کردیم و قیمت در اطراف خط روند نوساناتی را تجربه کرده است. شدت نوسانات بازار در اطراف خط روند می‌ تواند بیانگر این باشد که چقدر زودتر باید وارد بازار شد. چنانچه نوسانات زیاد باشد، تریدران ریسک‌ پذیر قادرند با نخستین برخورد مجدد به خط روند شکسته شده وارد بازار شوند، ولی معامله گرانی که جوانب احتیاط را بیشتر رعایت می کنند، بهتر است که صبر کنند تا تایید سیگنال صادر شود. برای مثال زمانی که خط روند مقاومتی یا نزولی شکسته می شود، بهتر است که قبل از ورود به موقعیت خرید، صبر کنید و منتظر شکست نخستین مقاومت جزئی و نزدیک بمانید.

۴) استراتژی معامله بر اساس روند خنثی

استراتژی شماره ۴ استراتژی معاملاتی در روند خنثی است که باید در کف سهم را خرید و در سقف آن را به فروش رساند. البته به منظور خرید سهم در کف قیمتی در روند خنثی می بایست عواملی مثل حجم معاملاتی را مد نطر قرار داد. برای مثال این طور فرض کنید که میانگین حجم معاملات سهمی به صورت روزانه ۵۰۰ هزار سهم باشد؛ از آنجا که انتظار این است که در حمایت ها حجم معاملات سهم افزایش پیدا کند، بنابراین می توان گفت که حجم معاملات در حمایت ها باید بالاتر از میانگین باشد تا بتوان به رشد قیمتی در حمایت تکنیکالی فکر کرد. از طرف دیگر در حمایت ها یا بایستی تعدل قدرت خریدار به فروشنده داشته باشیم و یا این که قدرت خریدار به فروشنده بیشتر باشد.

در مورد هر یک از روند ها در تحلیل تکنیکال باید گفت که هر معامله گری به سبک خاصی از فرصت های معاملاتی می تواند استفاده کند ولی نکته حائز اهمیت، ورود به یک فرصت معاملاتی جذاب به قصد کسب سود می باشد. اصطلاح رایج در بازارهای مالی این است که با روند دوست باشید و بر خلاف روند معامله را انجام ندهیم و این بدین معنی است که وقتی که روند میان مدت سهم نزولی است، در جهت خرید وارد معامله نشده و انجام معامله را به شرط تغییر روند نزولی و آغاز روند جدید در سهم انجام دهیم.

البته این را هم باید گفت که در بسیاری از روندهای نزولی میان مدت و بلندمدت، نوسانات قیمتی رو به بالا داریم و این به این معنی است که امکان دارد شاهد روند صعودی کوتاه مدت در نمودار باشیم و تریدر نیز قادر به استفاده از روند معاملات چگونه است؟ این فرصت در بازار باشد، ولی نکته بسیار مهم اینجاست که معامله با قصد نوسان گیری و به دست آوردن بازده های چند درصدی در روندهای نزولی با ریسک همراه است.

در مورد اعتبار روند هم باید گفت که هر اندازه نموداری از روند طولانی تری برخوردار باشد، اعتبار تحلیل به مراتب بیشتر خواهد بود. برای مثال تحلیل روند یک ساله در مقابل روند یک ماهه از اعتبار معاملاتی بیشتری برخوردار است و با اطمینان بیشتری می توانیم به تحلیل ها و روند های بلندمدت اعتماد کنیم و بر اساس آن ها معامله نماییم.

نکات مهم در مورد خطوط روند

  • اعتبار خط روند به بازه زمانی مورد بررسی سهم وابسته است. برای مثال امکان دارد سهم شرکت الف در بازه زمانی دو ماه اخیر از خط روند نزولی روند معاملات چگونه است؟ برخوردار باشد و این در حالی است که در بازه زمانی ۱ ساله، خط روند صعودی داشته‌ باشد و نزولی که در دو ماه اخیر داشته، صرفا یک اصلاح میان‌ مدتی باشد. هر اندازه دوره زمانی بلندمدت‌ تری را به منظور رسم خط روند انتخاب کنیم، اعتبار آن افزایش خواهد یافت.
  • شیب زیاد خط روند موجب خواهد شد که تغییرات قیمتی سریع تر اتفاق افتد. این شیب زیاد، حاصل یک جهش یا افت ناگهانی در یک بازه زمانی کوتاه‌ مدت می باشد. به صورت کلی در نظر داشته باشید که هر اندازه شیب خط روند بیشتر باشد، خط روند نامعتبرتر خواهد بود و احتمال شکست آن افزایش خواهد یافت. شیب ۴۵ درجه در تحلیل خط روند، شیبی مناسب و معتبر به شمار می رود.
  • به منظور ترسیم خط روند به حداقل ۲ نقطه احتیاج خواهیم داشت. با وجود دو نقطه نمی‌ توان انتظار اعتبار بالایی از خط روند ترسیم شده داشت. هر اندازه تعداد نقاط برخورد با خط روند بیشتر باشد، خط روند اعتبار و ارزش به مراتب بالاتری خواهد داشت.

همان طور که در ابتدای مطلب قول دادیم، ۴ استراتژی معامله با خط روند را به شما عزیزان آموزش داده ایم.

همچنین اگر دوست دارید آموزش پرایس اکشن به زبان ساده و عامیانه را نیز مطالعه کنید، از این مطلب کمک بگیرید.

به نظر شما استفاده از خط روند میتواند سیگنال خرید به ما بدهد؟

خط روند چیست؟ انواع خط روند در تحلیل تکنیکال

انواع خط روند در تحلیل تکنیکال معاملات

استفاده از تحلیل تکنیکال در نمودارها، یکی از بهترین روش‌ها برای پیش بینی شرایط بازار و تعیین استراتژی ورود یا خروج به آن است. تحلیل تکنیکال ویژگی‌های متنوعی دارد که یادگیری آنها می‌تواند نقشی کلیدی در سرمایه‌گذاری‌های کاربران داشته باشد.

در این مقاله با خط روند و انواع روندها در تحلیل تکنیکال آشنا می‌شویم. همچنین سه استراتژی مهم معاملاتی را بررسی خواهیم کرد.

روند (Trend) چیست؟

یک روند، جهت کلی بازار در یک دوره زمانی مشخص است. در بیان بهتر، روندها از افت و خیز قیمت‌ها تشکیل می‌شوند و جهت این افت و خیزها، روند بازار را تعیین می‌کنند. روندها می‌توانند هم صعودی و هم نزولی باشند که به ترتیب مربوط به بازارهای صعودی و نزولی است. جهت کلی بازار نیازی به بازه زمانی مشخصی برای تشکیل خط روند ندارد، اما هر چه بازه طولانی‌تر باشد، روند تشکیل شده اعتبار بیشتری دارد. روندها با رسم خطوطی که به عنوان خطوط روند شناخته می‌شوند.

انواع مختلف روند

خط روند

روند‌ها نقشی حیاتی برای معامله‌گران دارند و توانایی شناسایی آنها و بکارگیری‌شان در معاملات می‌تواند کمک شایانی به تریدر‌ها کند. به طور معمول سه نوع مختلف خط روند در بازار وجود دارد:

روند صعودی (Uptrend)

یک خط روند صعودی زمانی شکل می‌گیرد که ارزش سهام یک معامله افزایش یابد. به‌عنوان‌مثال اگر قیمت اتریوم ۳ دلار افزایش یابد و در همان بازه مجدداً ۳ دلار کاهش داشته باشد و پس از این افت و خیز مجدداً ۵ دلار افزایش یابد، روند تشکیل شده صعودی خواهد بود.

روند نزولی (Downtrend)

خط روند نزولی دقیقاً نقطه مقابل روند صعودی است. یک روند نزولی زمانی شکل می‌گیرد که ارزش سهام یک معامله کاهش یابد. به‌عنوان مثال اگر قیمت اتریوم ۳ دلار کاهش داشته باشد و در همان بازه مجدداً ۳ دلار افزایش داشته باشد و پس از این افت و خیز، کندل بعدی ۵ دلار کاهش یابد، روند تشکیل شده نزولی خواهد بود.

روند جانبی (Sideways trend)

خط روند جانبی زمانی شکل می‌گیرد که بازار ثابت بماند، یعنی قیمت ارز دیجیتال به بالاترین یا پایین ترین نقطه قیمتی نرسد. بسیاری از معامله‌گران حرفه‌ای توجه زیادی به روند جانبی ندارند با این حال روندهای جانبی نقش مهمی در معاملات اسکالپینگ دارند.

نحوه ترسیم خطوط روند روی نمودار

یکی از راه‌هایی که یک تحلیل گر می‌تواند خط روند را ببیند، ترسیم خطوط روند است. خط روند یک خط مستقیم است که ۲ یا چند نقطه قیمت را به هم متصل می‌کند. این خط روی نمودار ادامه می‌یابد تا به عنوان یک خط حمایت یا مقاومت عمل کند.

شما از این روش‌های ترسیم می‌توان در ابزارهایی مانند تریدینگ ویو استفاده کرد.

ترسیم خط روند صعودی

خط روند صعودی

خط روند صعودی یک خط مستقیم است که به سمت راست و بالا کشیده شده است , ۲ یا چند نقطه پایین را به هم متصل می‌کند. نقطه پایین دوم در ترسیم خط روند صعودی، باید بالاتر از نقطه ابتدایی باشد. خطوط روند صعودی به عنوان پشتیبان عمل می‌کند روند معاملات چگونه است؟ و نشان می‌دهد که حتی با افزایش قیمت، تقاضا نسبت به عرضه بیشتر است. تا زمانی که قیمت‌ها بالای خط روند باقی بمانند، روند صعودی دست نخورده در نظر گرفته می‌شود. شکست زیر خط روند صعودی نشان می‌دهد که ممکن است تغییری در روند رخ دهد.

ترسیم خط روند نزولی

خط روند نزولی

خط روند نزولی خط مستقیمی است که به سمت راست و پایین کشیده شده است که ۲ یا چند نقطه اوج را به هم متصل می‌کند. ارتفاع نقطه دوم باید کمتر از نقطه اول باشد تا خط شیب رو به پایین داشته باشد. خطوط روند نزولی به عنوان مقاومت عمل می‌کند و نشان می‌دهد که حتی با کاهش قیمت، عرضه بیشتر از تقاضا است. تا زمانی که قیمت‌ها زیر خط روند باقی می‌مانند، روند نزولی دست نخورده در نظر گرفته می‌شود. شکست بالای خط روند نزولی نشان می‌دهد که ممکن است تغییری در روند رخ دهد.

آشنایی با تحلیل روند

تحلیل خط روند تکنیکی است که در تحلیل تکنیکال استفاده می‌شود. تحلیل روند به دنبال پیش بینی قیمت یک ارز در بازه‌‌های دورتر، با کمک داده‌های به‌دست‌آمده توسط روندها است. تحلیل روند از داده‌های تاریخی مانند حرکت قیمت و حجم معاملات برای پیش بینی روند بلندمدت احساسات در بازار استفاده می‌کند. تحلیل روند سعی می‌کند یک روند مانند روند صعودی بازار را پیش‌بینی کند و آن روند را تا زمانی که داده‌ها نشان‌دهنده معکوس شدن روند باشند، دنبال کند.

تجزیه و تحلیل خط روند از آن جهت دارای اهمیت است که حرکت روندها در نهایت منجر به کسب سود برای سرمایه‌گذاران می‌شود. بررسی یک روند با کمک داده‌های تاریخی ارز مورد نظر، آینده قیمتی آن ارز را برای معامله‌گران پیش بینی می‌کند.

ابر ایچی موکو یکی دیگر ابزارهایی است که می‌توان در تحلیل بازار از آن استفاده کرد.

استراتژی‌های معاملاتی با خطوط روند

اکنون که معنای خط روند و انواع آنها را درک کرده‌ایم، بیایید به استراتژی‌هایی که بسیاری از معامله گران برای شناسایی روندها استفاده می‌کنند نگاه کنیم.

شاخص معاملات MACD

شاخص واگرایی میانگین متحرک (MACD)، میانگین قیمت یک ارز را در یک بازه زمانی خاص برای کمک به معامله گران در شناسایی روندها پیدا می‌کند. MACD مؤثرترین استراتژی معاملاتی روند است چرا که چندین معامله‌گر در یک بازه زمانی خاص وارد یک موقعیت خرید می‌شوند که در این موقعیت خرید، میانگین متحرک کوتاه‌مدت از میانگین متحرک بلندمدت پیشی می‌گیرد. با این حال، اگر میانگین متحرک کوتاه مدت از میانگین متحرک بلندمدت عبور کند، معامله‌گران می‌توانند موقعیت کوتاه‌مدت را نیز در نظر بگیرند.

معامله گران معمولاً روندهای میانگین متحرک را با چندین شکل دیگر از تحلیل تکنیکال ادغام می‌کنند تا سیگنال‌ها را فیلتر کرده و روند را تعیین کنند. میانگین متحرک نیز نقشی حیاتی در کمک به تحلیل روند ایفا می‌کند.

شاخص معاملاتی RSI

شاخص قدرت نسبی (RSI) یک استراتژی است که به شناسایی حرکت قیمت ارز و همچنین سیگنال‌های خرید و فروش کمک می‌کند. RSI با مشاهده میانگین سود و زیان در یک دوره زمانی خاص، حرکت مثبت و منفی قیمت سهام را تعیین می‌کند. RSI به شکل درصدی نشان داده می‌شود که از صفر تا ۱۰۰ در یک مقیاس در نوسان است.

نشانگر ADX

اندیکاتور ADX به معامله گران کمک می‌کند قدرت معامله گران روند معاملات چگونه است؟ را اندازه گیری کنند. ADX همچنین معامله‌گران را قادر می‌سازد تا قدرت قیمتی ارز مورد نظر را در دو جهت مثبت و منفی تخمین بزنند. خط روی اندیکاتور ADX بین صفر تا ۱۰۰ تغییر می‌کند. اگر اندیکاتور مقادیر ۲۵ تا ۱۰۰ را نشان دهد، نشان دهنده این است که یک روند قوی در حال رخ دادن است، در حالی که اگر مقادیر به زیر ۲۵ سقوط کنند، نشان می‌دهد که روند ضعیفی در حال رخ دادن است.

روندها تمام داستان را بازگو نمی‌کنند!

درست است که روندها نقشی کلیدی در تحلیل تکنیکال ایفا می‌کنند، اما بسیاری معتقد هستند که تحلیل روند‌ها، بازگوی تمامی اتفاقات بازار نخواهند بود چرا که هر بازه‌ای از زمان در بازار، خواه یک ثانیه خواه چندین روز، حاوی اطلاعات ارزشمند هستند. ضمن آنکه بررسی روندها بیشتر از روی گذشته قیمتی یک ارز انجام می‌شود و پیش بینی آینده کاری بسیار سخت و پر ریسک است. همچنین احساسات کاربران در بازار می‌تواند روند قیمتی یک ارز را به طور کل تغییر دهد. کارشناسان معتقدند تحلیل روند به تنهایی پاسخگوی نیاز سرمایه‌گذاران نخواهد بود و می‌بایست تحلیل بنیادی نیز در دستور کار آنها قرار بگیرد.

مزایای در نظر گرفتن روند بازار

خطوط روند ابزاری مهم در تحلیل تکنیکال

استفاده از خط روند و تحلیل آنها، یکی از جنبه‌های مهم تحلیل تکنیکال است، اما به خاطر داشته باشید که این تنها یکی از ابزارها و تکنیک‌های موجود است. هنگامی که یک خط روند شکسته می‌شود، باید فقط به عنوان یک هشدار در نظر گرفته شود که روند ممکن است در حال تغییر باشد. برای تأیید تغییر روند باید از ابزارها و سیگنال‌های بیشتری استفاده کرد تا تضمین بیشتری را برای شما داشته باشد.

روند صعودی، روند نزولی و روند جانبی.

نوعی تحلیل تکنیکال که سرمایه گذاران برای تعیین حرکات آتی قیمت اوراق بهادار دنبال می‌کنند. روندها از قله‌ها و نزول‌ها در طول زمان تشکیل شده‌اند، که به فرد امکان می‌دهد حرکت کلی قیمت یک اوراق بهادار را پیش بینی کند.

روند معاملات چگونه است؟

روند معاملات چگونه است؟

این خیلی مهم است که بدانیم بازار در حال گذراندن چه روندی است.اگر مشخص نباشد که بازار دارد چه روندی را طی میکند،انجام معاملات بدون بینش خواهد بود.ریسک معاملاتی که در خلاف روند بازار اند از معاملاتی که در جهت روند بازاراند بیشتر است و این همان موضوعی است که ضرورت دانستن روند بازار را تعیین می کند. البته این کار، کار سختی نیست و تنها باید به دو نکته توجه کنیم یعنی کف ها و اوج قیمتی .

کاربران عزیز برای استفاده از آموزش های تصویری و دریافت سیگنال ها و تحلیل های رایگان ارز دیجیتال می توانید عضو کانال تلگرامی سایت هوش فعال شوید برای عضویت کلیک نمایید.

منظور از کف قیمتی،پایین ترین سطح قیمت در نمودار است. و منظور از اوج قیمتی بالاترین سطح قیمت در نموداراست.زمانی که روند بازار نزولی باشد و در واقع قیمت کاهش پیدا کند ما کف های قیمتی جدیدی را مشاهده می کنیم که در سطح پایین تری از کف قیمتی قبلی هستند و همچنین در اوج قیمتی هم ما با همین مسئله رو به رو می شویم و این ساختار کلی روند نزولی است.

هرزمان به ساختار نزولی اشاره شد یعنی کف ها و اوج های قیمتی جدید که پایین تر از سطح قبلی است در مقابل روند نزولی ،روند صعودی است این بدین معنی است که اوج های قیمتی جدید بالاتر از اوج های قیمتی قبلی قرار دارد.

تصویر فوق یک نمونه از روند صعودی را نشان می دهد تصویر فوق یک روند نزولی در بازار را نشان می دهد

نحوه تشخیص روند دار بودن بازار چگونه است؟

اگر مطالبی را که در بالا گفتهشده است را در نمودار پیاده کنیم به راحتی می توانیم روند بازار را تشخیص دهیم.سخت ترین کار یافتن زمان شروع روند جدید است و این یعنی که باید زمان خروج بازار از فاز خنثی را که در واقع بازاربدون روند است پیدا کنیم. چیزی که می تواند یک معامله گر را بر دیگر روند معاملات چگونه است؟ رقیبان پیروز کند ،قدرت تشخیص روند جدید است.

با شکسته شدن اولین اوج قیمتی یا اولین کف قیمتی می توانیم ،شروع روند جدید را پیش بینی کنیم .زمانی ما شاهد روندی صعودی در بازار خواهیم بود که اولین اوج قیمتی بازار شکسته شود .

چیزی که به موفقیت یک معاملع گر کمک می کند این است که شخص درجهت روند بازار معامله بکند اینکار درصد موفقیت معاملات رابالا خواهد برد.

بازار بدون روند

بازار بدون روند یا خنثی بازاری است که قیمت درمیان حمایت و مقاومت در حال نوسان باشد .بنابراین تشخیص بازار بدون روند کار سختی است چرا که حرکات قیمتی چندین بار به سطح حمایت یا مقاومت برخورد می کنند ولی از دامنه نوسانی خارج نمی شوند.

نکته ای که بسیار اهمیت دارد این است که در بازار هایی که بدون روند است در زمانی که تازه وارد بازار شده اید سرمایه گذاری نکنید. در یک معامله تشخیص روند بازار راحت ترین کار است چرا که این تشخیص حمایت مومنتوم بازاراز معاملاتی است که انجام می دهید. اینکه شما بدانید بازار دست خریداران است (صعودی)یا فروشندگان (نزولی )در واقع شما در مسیر مومنتوم بازار قرار دارید و این امر مسِله ی مهمی است که می تواند موفقیت شما را تضمین کند.

اگر به دنبال استفاده از روند بازار هستید بهتر است قبل از اینکه به دنبال سیگنال های حرکات قیمتی بازار باشید منتظر اصلاح بازار باشید .این موثر ترین روش در معامله بازار است ولی ایده آل ترین وضعیت برای ورود به بازاروقتی است که به این شرایط حمایت و مقاومت را هم اضافه کنید.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.